پسران آفتاب

مارادونا دست خدا

بیوگرافی برادران میلیتو


نام کامل: گابريل آلخاندرو ميليتو
تاریخ تولد: هفت سپتامبر سال 1980 (27)ساله
محل تولد: آرژانتین - بوئينس آيرس - برنال
قد: 178سانتیمتر
پست: مدافع
آغاز فوتبال حرفه ای: از باشگاه اينديهپندينته
باشگاه فعلی: بارسلونا
شماره بازیکن در بارسلونا: 3
باشگاهای قبلی: از سال 2000 تا 2003 در اينديهپندينته آرژانتين که برای این تیم 62 بازی انجام داد و 1 گل زد. از سال 2003 تا 2007 در تیم رئال ساراگوزا اسپانيا بازي کرد که برای این تیم 138بار به میدان رفت و 5 گل به ثمر رساند. و از سال 2007 تا به حال در تيم بارسلونا اسپانيا بازي ميکند که تا امروز 17 بازي براي اين تيم انجام داده و 1 گل براي اين تيم زده است.

گابريل ميليتو از سال 1997 تا 2003 در تيم اينديهپندينته عضويت داشت. در سال 2003 او مي خواست که به تيم رئال مادريد انتقال يابد ولي بعد از مصدوميتي که براي ميليتو از ناحيه زانو به وجود آمد سران رئال مادريد انتقال گابريل به اين تيم را نپذيرفتند. البته يکي از مديران مادريد بنام جورج والدانو اظهار کرده بود که چرا مي خواهند ميليتو را به رئال بياورند او معتقد بود که گابريل هنوز بازيکن بزرگي درحد و اندازه رئال نشده است. گابريل در ساراگوزا باقي ماند. تا اين که در 10 جولاي 2007 گابريل ميليتو با يک قرارداد ۱۳.۹ ميليون يورويي به تيم بارسلونا منتقل شد. و در 19 جولاي 2007 پس از انجام آزمايشات پزشکي به مدت 4 سال و با دستمزد ۲.۷ميليون يورو در سال با بارسلونا قرارداد امضاء کرد . گابريل اولين بازي خود را براي بارسلونا در 2 سپتامبر 2007 و در مقابل اتلتيکو بيلبائو انجام داد.


با انتقال گابريل ميليتو به بارسلونا خط دفاعي بارسلونا بسيار مستحکم شد. حالا بارسلونا با وجود ليونل مسي - رونالدينيهو و ساموئل اتوئو در خط حمله و دکو و ژاوي در پست هافک و گابريل ميليتو در پست دفاع به تيم کاملي تبديل شده است. به اعتقاد بسياري از کارشناسان گابريل ميليتو بهترين دفاع حال حاضر جهان است.
گابريل ميليتو در رده ملي بهترين بازيهاي خود را در جام کنفدراسيونهاي 2005 و جام جهاني 2006 از خود به نمايش گذاشت
.


 

ديه گو آلبرتو ميليتو

تاریخ تولد: دوازده ژوئن سال 1979 (28)ساله
محل تولد: آرژانتین - بوئينس آيرس - برنال
قد: 178سانتیمتر
پست: مهاجم

تعداد بازی ملی : ۲۱ بازی

تعداد گل ملی : ۴ گل
آغاز فوتبال حرفه ای: از باشگاه رايسينگ کلاب
باشگاه فعلی: اینترشماره بازیکن در ساراگوزا: 22
باشگاهای قبلی: از سال 1999 تا 2004 در رايسينگ کلاب آرژانتين که برای این تیم 137 بازی انجام داد و 34 گل براي رايسينگ کلاب به ثمر رساند. از سال 2004 تا 2005 در تیم جنوا ايتاليا که برای این تیم 59 بار به میدان رفت و 33 گل به ثمر رساند. و از سال 2005 تا  ۲۰۰۸ در تيم ساراگوزا اسپانيا بازي ميکرد که ۱۰۸ بازي براي اين تيم انجام داده و ۵۳ گل براي اين تيم زده است.دیه کو در سال ۲۰۰۹ به تیم آبی و مشکی پوش شهر میلان تیم اینتر  پیوست .

ديه گو آلبروتو ميليتو با انتقال برادرش کوچکترش(گابريل) به تيم بارسلونا بازوبند کاپتاني را ازاو تحويل گرفت و بعد از رفتن گابريل حالا ديه گو کاپتان ساراگوسا شده است.
ديه گو ميليتو اولين بازي خود را در ليگ دسته اول آرژانتين براي تيم رايسينگ کلاب در سال 1999 انجام داد. ميليتو توانست با رايسينگ کلاب در سال 2001 در ليگ آر‍ژانتين به قهرماني (آپرتورا )برسد. در ليگ دسته اول آرژانتين قهرمان نيم فصل اول و نيم فصل دوم به طور جداگانه مشخص مي شوند . که تيم اول در نيم فصل اول به عنوان قهرمان آپرتورا و تيم اول در نيم فصل دوم به عنوان قهرمان کلاسورا شناخته مي شوند.
ديه گو ميليتو در اوايل سال 2005 به تيم جنوا ايتاليا منتقل شد تا براي اين تيم در ليگ دسته دوم ايتاليا بازي کند. بعد از دو فصل درخشش در ليگ دسته دوم ايتاليا به تيم رئال ساراگوزا فعلي منتقل شد. او در اسپانيا نشان داد که چه بازيکن بزرگ و با پتانسيلي است. ميليتو توانست در رقابتهاي کوپا دل ري (جام حذفي اسپانيا)در سال 2006در مقابل رئال مادريد 4 گل به تنهايي به ثمر برساند. در آن مسابقه ساراگوزا توانست 6-1 رئال مادريد را شکست دهد. ميليتو توانست در فصل 2006 لاليگا اسپانيا براي ساراگوزا 15 گل به ثمر برساند. ديه گو دو فصل متوالي در کنار برادرش گابريل براي ساراگوزا بازي کرده است هر چند در اوايل در ليگ حرفه اي آر‍ژانتين اين دو برادر در تيمهاي رقيب هم بازي مي کرده اند. ديه گو در آن زمان براي رايسينگ کلاپ بازي مي کرد که اين تيم رقيب اصلي اينديهپنته (تيمي که گابريل در آن بازي مي کرد)محسوب مي شد.
ديه گو ميليتو در فصل 2007 لاليگا اسپانيا با به ثمر رساندن 23 گل براي ساراگوزا دو مين گل زن برتر لاليگا شد. رود ون نيستلروي که چند گل خود را از روي نقطه پنالتي زده بود به عنوان آقاي گلي دست يافت در حالي که ميليتو گلهاي زيبا و حساسي براي ساراگوزا به ثمر رسانده بود. در فصل 2007 تيم ساراگوزا به لطف گلهاي ديه گو ميليتو در رده ششم جدول لاليگا قرار گرفت.
ديه گو ميليتو مهاجم کاملي است. ديه گو ميليتو را از لحاظ خصوصيات فوتبالي مي توان با هم وطنش گابريل باتيستوتا و همچنين لوکا توني ايتا ليايي مقايسه کرد. ميليتو چشمان بسيار تيز بيني براي گل زني دارد. ديه گو ميليتو از بهترين سر زنان حال حاضر فوتبال جهان است.
آمار متوسط گل زني ديه گو ميليتو از زماني که در ساراگوزا بازي مي کند تا ژانويه 2008 يک گل در هر دو مسابقه مي باشد. که براي يک مهاجم آمار فوق العاده اي است و نشان ميدهد که ميليتو مهاجم هميشه آماده اي است.
ديه گو هر چقدر در رده باشگاهي عالي بازي مي کند در رده ملي بازيهاي او براي آر‍ژانتين چندان چنگي به دل نمي زند. او در رقابتهاي کوپا آمريکا 2007 براي آرژانتين بازي کرد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 17:1  توسط سهیل مارادونا  | 

فراز و نشیب خوان ورون

نام :خوان سباستين ورون

تاریخ تولد : ۹ مارچ ۱۹۷۵ ( ۳۵ سال )

محل تولد : لا پلاتا - آرژانتين

قد : ۱.۸۶

پست : هافبك

اولين باشگاه : استوديانتس - سال ۱۹۹۳

خوان سباستین ورون هافبک آرژانتینی سابق تیم های منچستریونایتد و اینتر که روزگاری با درخشش خود هواداران انگلیسی و ایتالیایی را به وجد آورد، اکنون به ستاره پرفروغ آمریکای جنوبی و مخصوصاً رقابت های جام لیبرتادورس تبدیل شده است؛ هر چند بی مهری سران اینتر او را به فکر بازگشت به وطن و ادامه فعالیت در باشگاه استودیانتس کرد. برخلاف تصور و انتظار بسیاری که گمان می کردند سال ها و فصل های انتهایی دوران بازیگری ورون لحظات آرام و بی حاشیه های خواهد بود، این ستاره آرژانتینی بار دیگر قابلیت ها و ارزش های خود را این بار در عرصه رقابت های قهرمانی باشگاه های آمریکای جنوبی - لیبرتادورس به معرض نمایش گذاشته است.

گرچه او می توانست سال های انتهایی دوران بازیگری خود را در یکی دیگر از باشگاه های اروپایی سپری کند اما ترجیج داد با بازگشت به وطن و حضور در تیم محبوب دوران نوجوانی خود یعنی استودیانتس به هنرنمایی بپردازد. وی با ارائه عملکردی تحسین برانگیز از ارکان اصلی رسیدن این تیم به قهرمانی لیگ داخلی آرژانتین در سال ۲۰۰۶ بود. این در حالی بود که سفید و قرمزها از سال ۱۹۸۳ موفق به فتح رقابت های داخلی آرژانتین نشده بودند اما این شیرینی موفقیت چندی بیشتر به طول نکشید چرا که به دنبال قهرمانی استودیانتس اختلاف و درگیری هایی میان سران باشگاه و ورون بروز کرد اما این اختلافات نیز باعث جدایی ستاره سابق شیاطین سرخ و اینتر نشد. حتی پیشنهادی وسوسه آمیز از سوی باشگاه های ایالات متحده نیز او را اغوا نکرد. وی نه تنها این تیم را ترک نکرد بلکه تصمیم گرفت با ماندن در تیم محبوب خود آن را به جمع راه یافتگان به رقابت های لیبرتادورس برساند. شاید وفاداری خانواده ورون به استودیانتس مانع از جدایی سباستین از این باشگاه شد.

 

 

در واقع نام ورون همواره هواداران را به یاد قهرمانی و افتخارات فراوان می اندازد چرا که پدر خوان سباستین ورون نیز از ستارگان فراموش نشدنی این باشگاه بود که با درخشش خود ضمن فتح ۳ عنوان قهرمانی متوالی در آرژانتین و در اواخر دهه ،۶۰ سفید و قرمزپوشان لاپلاتا را به یکی از قدرت های بزرگ در این کشور مبدل کرد. اکنون نیز نوبت پسر او یعنی سباستین فرارسیده تا راه پدر را ادمه دهد. هر چند او تنها یک بار قهرمانی با استودیانتس را تجربه کرده اما همین یک بار نیز کافی است تا او به ستاره ای فراموش نشدنی در لاپلاتا تبدیل شود اما رقابت های لیگ آرژانتین اکنون تفاوت بسیاری با رقابت های دهه ۶۰ دارد و اکنون استودیانتس رقبای بسیار قدرتمندی را پیش رو دارد.

ورون با وجود پای گذاشتن به ۳۳ سالگی همچنان مانند دوران ابتدایی بازیگری خود بازیکنی سختکوش و پرتلاش نشان داده که به خوبی از عهده تغذیه مهاجمان برمی آید؛ هرچند تیم و روش قرار گرفتن مهره ها به او اجازه نمی دهد همانند دوران حضور در منچستریونایتد و اینتر آن پاس های کوتاه فوق العاده و مؤثر خود را ارسال کند و بیشتر مهاجمان را در موقعیت گلزنی قرار دهد. استودیانتس برخلاف سال ۲۰۰۶ در فصل جاری به هیچ وجه روزهای خوبی را تجربه نمی کند. این تیم از ۲ دیدار اخیر خود در جام لیبرتادورس بدون به ثمر رساندن حتی یک گل تنها یک امتیاز کسب کرده است. چهارشنبه گذشته استودیانتس در حالی وارد نبرد با دانوبیو اروگوئه در چهارچوب رقابت های لیبرتادورس می شد که تنها پس از ۲۵ دقیقه از شروع دیدار «آلایس» یکی از هافبک های دفاعی ارزشمند خود را اخراج شده از میدان می دید. اخراج آلایس و از هم گسیختگی مهاجمان شرایط را برای این تیم بسیار دشوار کرد. ناکامی های ورون در ارسال پاس های مناسب و صاحب توپ کردن مهاجمان نیز بر مشکلات سفید و قرمزها افزوده بود. تمام تلاش های آنها در نیمه اول به در بسته خورد تا بازیکنان به امید کسب نتیجه در نیمه دوم راهی رختکن شوند اما شرایط در نیمه دوم به کلی با ۴۵ دقیقه اول متفاوت بود.

سفید و قرمزها که حتی خارج از خانه نیز از حمایت گسترده هواداران خود در مونته ویدئو، پایتخت اروگوئه بهره می برند سرانجام در اواسط نیمه دوم حملات گسترده ای را روی دروازه حریف ترتیب دادند. این امر باعث شد ورون با کمی پیشروی به جمع مهاجمان تیم پیوسته و شانس خود را برای گلزنی بیازماید. او سرانجام ۴ دقیقه به انتهای دیدار با حرکتی فوق العاده و ارسال یکی از همان پاس های معروف خود مهاجم چپ تیم را صاحب توپ کرد تا او با ثبت یک گل استودیانتس را دست پر روانه آرژانتین کرده و نوار ناکامی های سفید و قرمزهای لاپلاتا را قطع کند. به هر حال این عملکرد از سوی ورون نشان داد او هنوز همانند دوران حضور در انگلستان و ایتالیا روز های پرفراز و نشیبی را سپری می کند. این امر همچنین سبب شد بار دیگر سؤال بسیاری از هواداران انگلیسی مبنی بر اینکه چرا این هافبک آرژانتینی در مقطعی در اوج و در مقطعی دیگر در حضیض بسر می برد، مطرح شود. برای پاسخ به عملکرد پرفراز و نشیب خوان سباستین ورون چندین پاسخ وجود دارد. نخستین عامل را می توان به ناتوانی باشگاه ها برای حفظ آمادگی بدنی این ستاره از طریق برگزاری تمرینات منظم و مناسب فیزیکی نسبت داد.

عامل دیگر، عدم استفاده صحیح سرمربیان از این مهره ارزشمند در جریان بازی ها است. عدم استقرار این هافبک ارزنده در پست تخصصی اش موجب می شود وی نتواند استعداد ناب خود را در ارسال پاس های دقیق و مؤثر به معرض نمایش بگذارد. احساس غریبی با محیط و ناآشنایی با جو تیم جدید یکی دیگر از دلایل ناکامی ورون تلقی می شود. شاید هم بدشانسی مانع از درخشش دائمی این ستاره در تمام دیدارهای تیم هایش در طول فصل بوده باشد. به هر حال نکته مهم عشق و علاقه فراوان ورون به باشگاه محبوب خود یعنی استودیانتس به وی اراده ای راسخ می دهد تا با تمام توان برای به موفقیت رساندن این تیم تلاش کند.

نشریه ال پائیس چاپ اروگوئه برای دومین سال متوالی خوان سباستین ورون فوتبالیست کهنه کار آرژانتینی را به عنوان مردسال قاره آمریکا برگزید.
ورون در ابن رای گبری سنتی ، بالاتر از همومبرتو سوازو از شیلی و ادیسون مندز از شیلی قرار گرفت.ورون کاپیتان تیم استودیانتس لاپلاتا با این تیم به مقام قهرمانی آمریکای جنوبی رسیده و با تیم ملی نیز به جام جهانی صعود کرد.

ورون 35 ساله اب نام مستعار La Bruja ( ساحره ) این عنوان را مدیون دیه گو مارادونا سرمربی تیم ملی است که نام وی را احیا کرد. گرچه او در تیم فوتبال زادگاهش با وجود بالا رفتن سن نمایش فوق العاده اب داشته است.

مارچلو بیلسای آرژانتینی نیزکه با تیم شیلی به جام جهانی صعود کرد، در این رای گیری به عنوان بهترین مربی سال قاره انتخاب شده است.خورخه فوساتی نیز دومبن مربی خوب در این قاره انتخاب شده است .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 19:2  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی خوان رومن ریکلمه

خوان رومن ریکلمه ملقب به رومی متولد 24 ژوئن 1978 از پدری روسی و مادری ازبکستانی در خانواده ای 10 نفره در  سن فرناندو بوینس آیرس به دنیا آمد  .

براي جوان فقير و محروم از امكانات تفريحي و ورزشي كه در حومه بونيوس آيرس متولد شده و تنها سرگرمي اش دويدن دنبال توپ فوتبال بوده تيم ((بوكاجونيورز)) قلعه رؤياها به شمار مي رفت. خيلي زود شهرت دوندگي، پاس هاي ماهرانه و البته گلزني هاي جنجالي در كوچه و مدرسه موجب شهرت پرداختند. ((ريكلمه ))سال 1995 با قراردادي 800 هزار دلاري جذب ((آرژانتینیوس جونیورز)) او پس از یک سال از این تیم جدا شد و به بوکا پیوست وبه سرعت خود رابه تيم اصلي رساند. او تك ستاره وآرم تبليغاتي باشگاه بود و هواداران لقب سلطان را به هافبك تهاجمي و مهره بازي ساز و گلزن خود داد ند . دختر بچه در بغل ((ريكلمه)) از اين كه سرانجام هيجان و خنده او را ديده، بسيار خوشحال است و براي او دست مي زند ! تصوير دخترك روي تمام پيرهن هاي ورزشي و زير پوش هاي ((ريكلمه)) حك شده كه در حال تقليد ژست معروف او پس از گل زدن  است و دست هايش را پشت گوش هاي خود قرار داده و منتظر فرياد هواداران است .((ريكلمه)) از زمان درخشش خود در ((بوكاجونيورز))اين ژست را داشت . زمانی که در بوکا بازی می کرد ، همه او را مارادونای دوم آرژانتین می نامیدند و فقط او را شایسته پیراهن شماره 10 می دانستند، اوج درخشش او از سال 2001 در بازیهای باشگاههای جهان در مقابل بایرن و رئال مادرید موجب شد تیمهای بزرگ اروپایی برای جذب او اقدام کنند سرانجام طی یک انتقال جنجالی به بارسا پیوست. پس از انتقال به ((بارسلونا))، قرار دادن دست ها پشت گوشهايش و تشويق مردم به اين كه بلندتر فرياد بزنند بعد از هر گل و پاس موفق، به آرم ويژه او تبديل شد . خانه و اتو مبيل لوكس، زندگي اعياني، محاصره پاپاراتزي ها هنگام گردش و خريد خانوادگي و ولخرجي با قرارداد 20 ميليون دلاري بارسا  او را به ستاره اي مشهور تبديل كرد اما در زمينه فوتبال اوضاع به اين  خوبي نبود . ابتدا ماجرای تلخ آدم ربایی و دزدیدن برادرش((کریستین))اوضاع را بر هم زد، ((خوان)) برای مذاکره با آدم ربایان حسابی تحت فشار قرار گرفت و تمام خون بها را برای آزادی برادرش پرداخت . در این شرایط او نیاز به آرامش و امنیت روانی برای بازگشت به شرایط ایده آل داشت اما در ((بارسلونا ))غولهای تجارت و تبلیغات فرصت دلسوزی و مدارا با ستاره های گرانقیمت که میلیونها دلار پول به پایش ریخته اند را ندارند.توقع باشگاه بسیار بالا بود و مسئولین بارسا حوصله و تحمل هیچ اتلاف وقت و سستی را نداشتند ،ریکلمه با مربی((لوئس ون گال))دچار مشکل شد و حتی عدم حضور در یک آگهی تبلیغاتی با خشم روسای باشگاه همراه بود سرانجام او به صورت قرضی به ویارئال رفت جالب اینکه کم توقعی و آرامش این تیم علاوه حضور تعداد زیادی از بازیکنان امریکای جنوبی موجب رشد مجدد و بازگشت او به شرایط عالی شد . سلطان باز هم پر هیاهو، مقتدر و گلزن بود و محبوب هواداران شد.بازیه خیره کننده ریکلمه برابر بارسا باعث شد هواداران خواستار بازگشت او به تیم محبوبشان بودند و حتی رونالدینیو نيز با حالتى توأم با تحسين از او یاد کرد، اما ریکلمه نپذیرفت و مدیران ویارئال 75% از حقوق حرفه ای ریکلمه را به ارزش 5 میلیون یورو خریدند و با قراردادی 4 ساله اورارسماً جذب کردند. ریكلمه آنقدر درخشید كه سرمربی تیم ملی آرژانتین را مجاب كرد از چند نام بزرگ همچون ورون گذشته و رومن را به عنوان همه كاره تیم معرفی كند.پكرمن اعتقاد ویژه ای به بازی او داشت و خوان نیز تمام سعی و تلاش خود را می كرد تا بهترین بازی ها را در تركیب تیم ملی ارایه كند؛  او به یکباره آرژانتین را متحول کرد وبازی زیبایی که همه آرژانتینی هاآرزویش را داشتند به واقعیت تبدیل کند. در ویارئال دوران خوبی را پشت سر می گذاشت تا این او به همراه ویارئال در لیگ اسپانیا مقام سوم را کسب کرد وبه لیگ قهرمانان اروپا راه یافتند . تیمهای بزرگ اروپایی را یکی پس از دیگری شکست دادند وحتی اینتر با گل زیبای ریکلمه که از زاویه بسته زده شد با تمام ستارههایش کنار رفت اما یک حادثه باعث شد رومن به تور کلی روحیه خودشو از دست بده لحظه ای که رومن دربازی برگشت درمقابل آرسنال مقابل چشم هوا داران پنالتی رو از دست داد و ویارئال در این شایستگی کنار رفت  بازی های جام جهانی ۲۰۰۶ در پیش بود. «پكرمن» سابقه مربیگری در تیم های پایه آرژانتین را داشت، از توانایی های ریكلمه اطلاع داشت اورا به تیم ملی دعوت کردآرژانتین با وجود درخشش در روزهای اولیه جام مغلوب میزبان مسابقات یعنی آلمان شد تا ریكلمه مانند تمام دوستداران این تیم جام جهانی را با سرخوردگی ترك كند. انتقادات نصبت به او زیاد شد تاجایی که تصمیم گرفت از تیم ملی خداحافظی کند اوبعد از این طی یک جر و بحث 5دقیقهای با پلگرینی جایگاهش رادر ویارئال از دست داد.  به نظر مي رسيد ريکلمه رفتار زشت مسوولان ويارئال را به مثابه شکست بزرگي در زندگي اش پذيرفته و حاضر نيست از آن به عنوان يک تجربه براي رسيدن به پيروزي دوباره استفاده کند. بايد بپذيريم که در دنياي حرفه يي هر چيزي امکان دارد اما ريکلمه جوان از چنين رفتاري، استنباط يک رفتار حرفه يي نداشت. او مي گويد:«در ويارئال بيش از هر چيز از تنزل جايگاهي که داشتم، ناراحت شدم. آنها به يکباره اعتقادشان را به من از دست دادند.» قطعاً در لیگ آرژانتین همیشه برای چهره هایی نظیر او جایی وجود دارد و به همین دلیل راهی بوكاجونیورز شد.

طرفداران پرشور زرد و سرمه ای پوشان ازبازگشت او به لیگ داخلی و پوشیدن پیراهن این تیم سخت به وجد آمده بودند و می دانستند «خوان» باانگیزه زیادی به «بومبانرا» گام گذاشته؛ چرا كه باید مقابل هموطنانش كه بازی های او را در جام جهانی نقد می كردند، توانایی هایش را نشان می داد.اومتحول شد وهمه را حتی مارادونا را به حیرت در آوردبه واقع او بوکا را به تنهایی به فینال کوپا لیبرتادورس رساند.بوکادر فینال دو بر صفر گرمیو برزیل را شکست داد که رومن هر دو گل تیمش را به زیبایی به ثمر رساند این موفقیت در حقیقت تولدی دوباره برای ریکلمه ای بود. برای خوان رومن ریکلمه اما اتفاق خوش دیگری هم افتاده و آن بازگشت به تیم ملی است. برگشتن ریکلمه به تیم ملی آرژانتین در حالی است که از خبر بازنشستگی اش در این تیم بیش از یک سال نگذشته. او در ماه سپتامبر گفته بود که دیگر برای کشورش بازی نخواهد. اما وقتی به بوکا برگشت دوباره زندگی به او لبخند زد.او به تیم کشورش بازگشت وبه همراه این تیم به ونزوئلارفت تا تیم کشورش رادر مسابقات جام ملتهای آمریکای جنوبی یاری کند او بازیهای بسیار خوبی را انجام داد  هر چند درعین ناباوری آرژانتین در فینال مغلوب برزیل شد. پس از اتمام این بازی ها رومن به اسپانیا برگشت چون با ویارئال هنوز قرار داد داشت. هیچ کس فکر نمی کرد رومن با این همه بازیهای درخشان دوباره مورد بی مهری قرار بگیرد ودر ترکیب جایی نداشته باشد. برای همه جالب بود او که از همه تیمهای بزرگ  اروپایی پیشنهاد داشت چرا این تیم را ترک نمی کرد. 3ماه کامل یک بازی هم انجام ندادتا اینکه آلفیو بازیل مربی آرژانتین تمام نيروي خود را صرف احياي خوان رومن ريکلمه کرد. بازيکني که نقش عمده يي در موفقيت هاي ويارئال داشت اما سرانجام به دلايلي از اين تيم کنار گذاشته شد. تاثير رواني چنين رفتاري، ريکلمه را که بي شک يکي از بهترين هاي امريکاي جنوبي است، به بازيکني متوسط و حتي ضعيف تر از آن بدل کرد.     
    آلفيو بازيل با اشراف به چنين موضوعي، روانکاوي شکست را شروع کرد. او در اولين ديدارش با «خوان» گفت:«من هنوز پيراهن شماره 10 را براي تو کنار گذاشته ام. آرژانتين در حال تبديل شدن به يک تيم قدرتمند است و تو بايد در ميانه ميدان، مانند «دياپازون» در کوک شدن اين تيم عمل کني.»
    ريکلمه در آرژانتين توانست بار ديگر جايگاه از دست رفته اش را پس گيرد و به بازيکني سرنوشت ساز تبديل شود. او در بازي دوستانه مقابل شيلي، همان رهبري بود که هوادارانش انتظار داشتند. پاس هاي بي نقص او، بازيکنان تيزهوشي چون کارلوس ته وس و لئو مسي را روانه دروازه شيلي کرد اما خود او بود که روي يک ضربه ايستگاهي نشان داد، آرژانتين مي تواند بازگشت شکوهمندانه يک رهبر را جشن بگيرد. روانکاوي بازيل مفيد واقع شد و ريکلمه از ساحل شکست فاصله گرفت.
    يک قدم ديگر باقي مانده تا تمام پروسه بازيل با موفقيت طي شود. اين رهبر احتياج به ردايي دارد تا در هيات يک شواليه ظاهر شود. آن ردا، قهرماني است. بازيل بايد اين شوق را در تک تک بازيکنانش به خصوص ريکلمه ايجاد کند که براي رسيدن به پيروزي و حفظ پيراهن تيم ملي، تا آخرين لحظه تلاش کنند. سرمربي آرژانتين، شور و شوق جنگيدن را به وجود آورده اما بايد با يک قهرماني، افتخاري ملي را براي بازيکنانش به ارمغان بياورد. ريکلمه نسبت به لئو مسي همين قهرماني ها را کم دارد. مسي با بارسا طعم قهرماني را چشيده اما ريکلمه به افتخار درخوري آن هم در سطح باشگاهي دست نيافته است. حتي «ته وس» که چند بار عنوان بهترين بازيکن امريکاي جنوبي را کسب کرده، از پشتيباني رواني خوبي برخوردار است. ريکلمه در راه بزرگي قدم گذاشته که رسيدن به پايان آن، دشوار است. اين پتانسيل را دارد که به بهترين بازيکن جهان تبديل شود اما در اين راه بايد هدايت خردمندانه بازيل را در نظر بگيرد. آقاي ريکلمه، به دنياي جديدت خوش آمدي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 18:34  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی بازیکن با اخلاق خاویر زانتی

عاشق جوزپه مه اتزا
اينتر ببازد ياپيروز شود قهرمان شود يا سقوط كند من تحت هر شرايطي عاشق هميشگي اين پيراهن باقي خواهم ماند.
اين جملات مي تواند متعلق به يك نفر باشد و ان شخص بي گمان ((خاوير اولمار زانتي))كاپيتان اسطوره اي نراتزوري است.او در دوره هاي پر فرازونشيب باشگاه وفادارانه تلاش مي كند تا به كمك عشق و تعصب بي نظيرش يك تنه سرباز قهرمان اينتر نام بگيرد.
خاوير زانتي متولد محله اي به نام (دوك سود)است.اين منطقه از لحاظ جغرافيايي جاي كوچكي در حومه پايتخت ارژانتين محسوب مي شوداما از لحاظ پرورش استعدادهاي فوتبالي به خصوص در سال هاي اخير اهميتي ويژه يافته است.
كاپيتان وفادار اينتر در چنين محله اي رشد يافت.بزرگترين مشوق خاوير در راه پا به توپ شدن پدرش بود.پدر خاوير يك((بنا))بود.با اين وجود خاوير دانش اصلي را در كوچه و محلات حومه شهر بوينس ايرس فرا گرفت.

شروع رشد
خانواده زانتي وقتي نوجوان خود را علاقمند به فوتبال ديدند بدون كوچك ترين مخالفتي در صدد هموار كردن راه وي برامدند.خاوير از يك خانواده متوسط سر بر اورده بود و از لحاظ مالي مشكلاتي داشت.اما شوق و اشتياق او بسيار قوي تر از اين مسايل بود.با پيگيري هاي او بخت روي خوش نشان داد.خاوير اعلاميه يكي از مدارس فوتبال پايتخت را ديد و مشتاقانه به دنبال ادرس رفت.ابتدا نظر چندان مساعدي روي اين نوجوان وجود نداشت اما خيلي زود توانست نظرها را عوض كند. وي از ازمون هاي اوليه سربلند بيرون امد.خاوير در جمع دوستان جديدش راضي و خشنود بود با اين حال به طور محسوسي از هم سن و سالان خود عقب افتاده بود.دليل اين موضوع تنها يك اتفاق جالب از نوع رمانتيك بود!خاوير19ساله چندي نبود كه به تيم جوانان((تالرس))پيوسته بود.مربيان به وي وعده حضور در تيم بزرگسالان را داده بودند.يك بار هنگام بازگشت از تمرينات باشگاه دختري به نام ((پائولا))نظر او را جلب كرد و از ان پس گرفتاري هاي خاوير اغاز شد.مربيان تيم او را متهم به كم كاري در تمرينات نمودند.
داستان ادامه داشت تا اينكه خاوير با عزم و اراده مخصوص خود كاستي ها را جبران نمود.يك سال بعد يعني در فصل1993او افتخار نشستن روي نيمكت ذخيره هاي تيم اصلي((تالرس))را به دست اورد!زانتي در اين تيم حتي يك دقيقه هم بازي نكرد و سال بعد راهي تيم بزرگ منطقه يعني((بانفيلد))شد.او در اين تيم نظرها را به خود جلب نمود و طي فصل اول حضورش در37ديدار به ميدان رفت و به عنوان مدافع يك بار به گلزني پرداخت.اين دوران همزمان با سالروز مسلخ پاسادنا بود.جايي كه در رقابت هاي جام جهاني1994مارادوناي بزرگ اسيرتوطئه فيفا شد.
به هر حال زانتي در تركيب ((بانفيلد))به حد اكثر رشد و بلوغ رسيد.دستاورد دومين فصل او 3گل بود.وقت پرواز بزرگ فرا رسيد.

موراتي و اينتر
باشگاه اينتر با موراتي رييس جديد ان زمان خود قصد ايجاد يك تحول را داشت به اين منظور زانتي به عنوان اولين هدف از((بانفيلد))خريداري شد.نام زانتي از اين جهت همواره با نام خانواده موراتي گره خواهد خورد.خاوير بعدها اعتراف كردجو باشگاه جديد از ابتدا در وي تاثير گذار بوده است.خاوير از روز اول مورد حمايت سران تيم قرار گرفت.او به حدي از دست و دلبازي هاي موراتي به وجد امده بود كه قول داد تا پايان فوتبالش در اينتر باقي بماند.مسئله اي كه در ابتدا شوخي تلقي مي شد اما در ادامه رنگ واقعي تري به خود گرفت.جوان ارژانتيني كه پائولاي محبوبش راهمراه خود به ايتاليا اورده بود چنان با تعصب براي نراتزوري ها تلاش مي كرد كه تنها پس از چند ماه هواداران وي را بهترين خريد دهه90اينتر ناميدند.اين اغاز داستان دلدادگي اينتر و زانتي بود.او تحت نظر((هاجسون))به مهره ثابت تيم تبديل شد.طي فصل1997او يكي از3گل فصل خود را در دربي ميلان به ثمر رساند و به كمك ان روز به روز بر تعداد هوادارانش افزود.


عدم اعتقاد به خرافات
خاوير بر خلاف ساير ارژانتيني ها اعتقاد چنداني به مسايل خرافاتي ندارد.او تنها قبل از اغاز هر ديدار به شيوه زامورانو (دوست نزديكش)صليب كشيده و دعا مي خواند.موضوع فوق در تمام ديدار هايي كه زانتي حاضر بود رعايت شده است.
وي در فصل1997همراه با اينتر در ايتاليا به توفيقي دست نيافت اما در جام يوفا با شكست بزرگان راهي فينال شد.حريف انها در فينال شالكه تيم سختكوش الماني بود.عاقبت ايتاليايي ها با پنالتي معيوب ((وينتر))قافيه را واگذار كردند.زانتي كه در بازي سهم عمده اي داشت با صورتي گريان جشن الماني ها را تماشا مي كرد.يك سال بعد اوضاع وارانه شد.پاپاراتزي ها در ادامه دخالت هاي نا به جا در زندگي شخصي زانتي اعلام كردند او نه تنها به فكر ازدواج با پائولا نيست بلكه قصد ترك وي را دارد!موضوع براي زانتي حاشيه گريز غير قابل هضم بود. او ضمن تكذيب اين گفته ها اعلا نمود در سال1999رسما با پائولا ازدواج مي كند.
در عرصه حرفه اي نيز زانتي دوران پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشت.تيم او در ايتاليا با يك پنالتي مشكوك از قهرماني بازماند اما بار ديگر در جام يوفا فيناليست شد و اين بار به جاي جان سخت هاي الماني روياروي لاتزيوي هموطن قرار گرفت.درخشان ترين نمايش دوران حرفه اي زانتي با نمايش گل اينتر همراه شد تا به گفته خود او زيباترين خاطره ورزشي اش رقم بخورد.جام يوفا براي زانتي طعم ويژه اي داشت حركات او همراه با جام چنين موضوعي را به اثبات مي رساند!

گلزني به دشمن ملي!


زانتي در عرصه ملي نيز به موفقيت هايي دست يافته است.اولين جام جهاني او در سال1998تجربه شد.تيم او مرحله اول را به راحتي پشت سر گذاش و در مرحله يك هشتم نهايي به ديدار انگلستان شتافت.نبرد 2تيم در فضاي ملتهب از مسايل سياسي يك دهه و نيم پيش 2كشور برگزار شد.در اواخر نيمه اول زانتي روي ضربه ازاد ارژانتيني ها جلو كشيده بود و با پاس زيباي يار خودي توپ راهي چارچوب شد.ضربه دقيق او در محوطه جريمه به گل نشست.وي پس از گل به كفش هايش اشاره مي كرد.در نهايت ارژانتين پيروز شد و زانتي قهرمان ملي نام گرفت.بلافاصله پس از بازگشت از جام جهاني خاوير پاي ميز مذاكره نشست و قرارداد خود را تمديد نمود.مبلغ دريافتي زانتي در قياس با ستارگان باشگاه زياد نبود اما وفاداري و عشق به پيراهن نراتزوري براي او ارزشي فراتر داشت.كم كم اوازه خاوير علاوه بر يك دفاع مستحكم به عنوان يك مرد موذب و با اخلاق همه گير مي شد............

سمبل اخلاق
زانتي كه در شناسنامه كاري خود با عنوان((سختكوش))شناخته مي شود و حتي پس از ازدواج با دختر عكاس يك استاد دانشگاه(پائولا)به خود استراحت نداد و تمرينات با اينتر را از سر گرفت.زانتي كمترين سهم را از تكل هاي خشن تمرينات داشته و وقتي به محبوبيت بيشتري رسيد كه اعلام كرد مي خواهد يك((عمو برگومي))جديد براي اينتر باشد.مربيان جديد تيم تنها در يك نقطه مجاز به انجام تغيير نبودند و ان منطقه سمت راست خط دفاعي بود جايي كه خاوير با استواري خاصي دفاع مي كرد.همه مدافعاني كه ميل به تهاجم دارند بيشتر ان را در سال هاي جواني نشان مي دهند يعني اكثرا از30سال به بعد كمتر مي توانند هجومي كار كنند اما زانتي گويي هر سال جوان تر مي شود و ميبينيم كه او در اين سن و سال نسبت به سال هاي قبل هجومي تر شده تا جايي كه بارها در اين فصل مانچيني از او به جاي مدافع در خط هافبك استفاده كرده.

تراژدي بزرگ فصل2002
با امدن هكتور كوپر به عنوان مربي جديد به اينتر ميلان سيل خروشان حضور ارژانتيني هاي توقف ناپذير پي گرفته مي شد.زانتي در كنار هموطنان خود احساس ارامش مي كرد.اين جوخه قدرتمند اينتر فصل2002را تا استانه قهرماني پيش برد اما در دقايق پاياني نيمه اول بازي هفته اخر مقابل لاتزيو اشتباه وحشتناكي اينتر پيشتاز را فلج كرد تا با شكست به يكباره از رتبه اول به جايگاه سوم سقوط كند.
غم زانتي بي پايان مي نمود او كه كاپيتان تيم محسوب مي شد چند ساعت قبل از شروع بازي هفته اخر در فكر اطورا مخصوص فتح اسكودتو بود ولي روياي وي نابود شد.او مي رفت تا تلخ كامي هاي خود را در ژاپن و كره به دست فراموشي بسپارد.تيم ملي نيز اوقات خوشي را براي وي به وجود نياورد.شكست مقابل انگلستان وتساوي برابر سوئد بخت اول جام را در همان مرحله اول به خانه فرستاد.سرود حزن انگيز ارژانتيني ها و اشك حسرت زانتي در خاطره جام هفدهم باقي ماند.خاوير براي فراموشي غم هاي بزرگ خود همراه با همسرش به مراحل اسپانيا پناه برد.زانتي در اغاز فصل بعد طبق معمول هميشه پر تلاش در خدمت تيمش بود.اما نراتزوري هنوز اثار ويرانگر هفته پاياني قصل2002را فراموش نكرده و به سراشيبي سقوط افتاده بود.انها در مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان مغلوب ميلان دشمن قديمي شدند.تلاش هاي كاپيتان و شوت40متري او اينتر را در اوج نا اميدي اميدوار كرد هر چند فرجام كار حز يك حسرت بزرگ ديگرچيزي در پي نداشت.
خاوير به خوش قولي معروف است.اما يگانه اشتباه وي در اين مورد به حرف هايش پس از ان دربي منحوس بر مي گردد.او قول داد اينتر سال بعد به فينال ليگ قهرمانان راه مي يابد!امري كه سرابي بيش نبود .كوپر محبوب او در ميانه هاي فصل از كار بركنار شد و امدن زاكه روني هيچ كمكي به پيشرفت باشگاه نكرد.تيم شكست هاي پياپي را در دربي تجربه مي كرد اما مسلما اين باخت ها مقابل شكست تحقير اميز فصل2001قابل تحمل تر بود.خاوير در ان ديدار يكي از بدترين نماهاي خود را به اجرا گذاشت.از منطقه او 6بار تور دروازه ((فري))سنگربان وقت اينتر لرزيد و با2پنالتي هدر رفته ويري سنگين ترين شكست خانگي تاريخ باشگاه رقم خورد اين بزرگ ترين ناكامي زانتي در لباس اينتر بود.
به فصل2004بازگرديم.فصلي كه براي اينتر جز ناكامي حاصل ديگري درپي نداشت و البته براي زانتي همراه با يك ركورد غرور افرين بود.خاوير چهارصدمين حضور با پيراهن اينتر را جشن گرفت و به عنوان پنجمين بازيكن ناريخ نراتزوري از لحاظ حضور در ميدان شناخته شد.مردم از جشن باشكوه زانتي صحبت مي كردند اما او به جاي اين كار دست به انجام يك كار مثبت زد.او و همسرش((پائولا))به كمك يكديگر موسسه خيريه اي براي كمك به كودكان بي سرپرست ارژانتين و ساير نقاط جهان افتتاح كردند.انها تمايل داشتند مراسم بازگشايي اين موسسه بدون حضور خبرنگاران برگزار شود اما تيتر روزنامه هاي محلي روز بعد به اين موضوع اختصاص يافت!كاپيتان فصل2005مانند هميشه مقتدر بود وعاقبت جايزه استقامت خود را با فتح جام حذفي كه اولين جام داخلي اينتر از سال 1989بود گرفت.داستان زانتي و علاقه او به اينتر هميشه بازنده دهه90حكايت فوتبال مدرن امروز نيست بلكه جايي در ميان افسانه ها دارد. بله!افسانه جوزپه مه اتزا اين بار در قالب خاوير زانتي براي هواداران اينتر رخ نموده است.

اغاز بازگشت اينتر به دوران اوج
پس از مشكلات فراواني كه گريبان گير تيم اينتر در فصول گذشته شد.در فصل_2006_2005اينتر توانست با جذب چند بازيكن خوب و همراه با مانچيني تا حدودي از بحران خارج شود و بهتر از فصول قبل ظاهر شود و در پايان فصل به عنوان قهرماني در جام حذفي و تيم دوم اسكودتو شناخته شود كه به دليل تخلفات باشگاه يوونتوس فدراسيون فوتبال ايتاليا طبق قوانين قهرماني را از يوونتوسي ها پس گرفت و ان را به تيم دوم يعني اينتر سپرد.اين اغاز بازگشت اينتر به دوران اوج بود.پس از سقوط يوونتوس به سري بي عرصه براي قدرت نمايي اينتر گسترده تر شد.اينتر با جذب چند ستاره فوتبال مثل:ايبراهيمويچ و كرسپو و ويرا و...با قدرت تمام پا به فصل2006_2007 بگذارد سالي كه به عقيده خاوير بهترين سال حضور وي در اينتر بود.اينتر توانست با ثبت ركوردي بزرگ كار خود را اغاز كند و در پايان نراتزوري ها با اختلافي بسيار زياد نسبت به رم تيم دوم جدول قهرمان اسكودتو شود.اين سال همه اش شادي براي خاوير بود جز ليگ قهرمانان اروپا جايي كه اينتر مرحله اول را به راحتي پشت سر گذاشت اما در مرحله بعد به والنسيا برخورد كرد.اينتر در رفت در ايتاليا با نتيجه2_2به تساوي رسيد اما در بازي برگشت در اسپانيا كه يك بازي جنجالي بود اينتري ها نتوانستند به نتيجه اي بهتر از تساوي بدون گل دست يابند و به اين ترتيب والنسيا به دليل گل زده در خانه حريف راهي مرحله بعد شد و اينتر با بد شانسي حذف شد.زانتي بعد از بازي اعلام كرد كه اين شب يكي از بدترين شب هاي عمر وي بوده است.

ارزوي هميشگي خاوير
اين ارزو را خاوير در اكثر مصاحبه هاي خود عنوان كرده چيزي كه به عقيده خيلي ها در سال هاي اخير خيلي دور از انتظار نيست و اين ارزو چيزي جز ((قهرماني اينتر در ليگ قهرمانان اروپا))نيست.

نظر موراتي در مورد زانتي
ماسيمو موراتي از طرفداران هميشگي زانتي است.مرد نفتي اينتر درباره بازيكن محبوبش مي گويد:هميشه او را يك انسان تلاش گر و صادق ديدم .او لايق بالاترين ستايش ها است.زانتي هنگامي كه به اينتر امد بسيار جوان و نا شناخته بود.اما خيلي سريع اعتبار زيادي به دست اورد.او كاپيتان و رهبر اينده اينتر در راه كسب موفقيت خواهد بود.او و ساير بازيكنان وظيفه دشواري بر عهده دارند چرا كه بايد اين باشگاه بزرگ را به جايگاه واقعي خود برسانند.چشم اميد هواداران اينتر به ساق هاي پرتوان زانتي است.نزديكان من هميشه از نقش زانتي به نيكي ياد مي كنند.انها او را الگوي مناسبي براي تك تك فوتباليست هاي ايتاليايي مي دانند.زماني گفتم((عاشق اينتر هستم اما شما جدي نگيريد))زانتي اين جمله را به اثبات رساند.او عاشق اينتر است.ان را جدي بگيريد!اگر ميلان به مالديني افتخار مي كند. يووه با دل پيرو پيش مي تازد و رم روي شانه هاي توتي به اوج مي رود ما با بزرگترين متعصب دنيا يعني زانتي به جنگشان مي رويم.
زانتي در يك نگاه
تولد:10اوت1973
محل تولد:بوينس ايرس
وزن:75كيلوگرم
قد:1.78
وضغيت تاهل:متاهل داراي همسري به نام پائولا و دو فرزند


الگوي فني:لوتار ماتيوس
باشگاه هاي سابق:تالرس_بانفيلد
اولين بازي براي اينتر:27اوت1996مقابل ويچنزا
هنرپيشه مورد علاقه:دني مور و تام كروز
صميمي ترين دوستان:ايوان زامورانو و فرانچسكو تولدو
افتخار شخصي:چهارمين بازيكن تاريخ باشگاه از لحاظ تعداد بازي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 22:11  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی کارلیتوس

نام کامل: کارلس آلبرتو ته وز
تاریخ تولد: پنج فوریه 1984 (25)ساله
محل تولد: آرژانتین - سن لورنزو - سوسیدلا
قد: 173سانتیمتر
پست: مهاجم دوم
باشگاه فعلی: منچستر سیتی انگلیس
شماره بازیکن در منچستر سیتی: 32
تعداد بازی ملی: 51
تعداد گل ملي: 8
باشگاهای قبلی: در رده جوانان: از سال 1992 تا 1996 در ال بویز و از 1997 تا 2001 در بوکاجونیورز عضویت داشت.
و در رده بزرگسالان: از سال 2001 تا 2004 در تیم بوکاجونیورز آرژانتین عضویت داشت که برای این تیم75 بازی انجام داد و 26گل زد. از 2005 تا 2006 در تیم کورینتیانس برزیل که 52 بازی برای این تیم انجام داد و 31گل زد. در فصل 2006-2007 در وستهام انگلستان عضویت داشت که در 26 بازی به میدان رفت و 7گل زد. از سال2007 تا 2009 در منچستر یونایتد انگلیس عضویت داشت که برای این تیم 63بازی انجام داد و 19گل به ثمر رساند. و از فصل 2009 به بعد در منچستر سیتی انگلستان عضویت دارد که در6بازی انجام داده 2گل زده است.

 

کارلوس آلبرتو ته وز (یا کارلس آلبرتو مارتینز) که از سوی مارادونا پدیده قرن بیست و یکم برای آرژانتین معرفی شده است ، در شهر بوینس آیرس و در محله اِجرسیتو د لوساندس متولد شد.
از قابلیتهای انفرادی ته وز می توان به تکنیک و قدرت دریپل زنی بالا و سرعت ، شوتهای محکم و دقیق ، قدرت بدنی بالا ، خستگی ناپذیر بودن و سرعت عمل او اشاره کرد.
کارلس وقتی بچه بود به طور تصادفی آب جوش بر روی گردن و گوش راست و طرف راست قفسه سینه اش ریخت و باعث ایجاد سوختگی درجه سوم شد که فورا او را به بیمارستان منتقل کردند و نزدیک به دو ماه او در بیمارستان مخصوص سوختگی در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود. هر چند عمل جراحی بر روی او صورت گرفت ولی کارلس می گوید دیگر عمل جراحی پلاستیک برای رفع جای سوختگی بر روی گردنش انجام نمی دهد تا این یادگاری باشد از دوران بچگیش.
ته وز در سن شانزده سالگی از تیم جوانان به تیم بزرگسالان بوکاجونیورز منتقل شد.  از بهترین بازیهای خود را برای بوکاجونیورز انجام داد و بعد از آن هم در باشگاه کورینتیانس برزیل عالی بازی کرد و توانست همراه این تیم قهرمان لیگ برزیل بشود و به عنوان بهترین بازیکن سال باشگاهای برزیل و آقای گل لیگ برزیل انتخاب شد .  همچنین کارلوس ته وز به همراه روماریو بهترین گلزنان تاریخ باشگاه های برزیل شده اند. و کارلس ته وز با کسب این همه افتخار در تیم کورینتیانس توانست پاسخ مثبتی بدهد به سران این باشگاه . و نام او در این باشگاه بین هواداران جاودانه شد.  کارلس ته وز با سیزده ممیز هفت میلیون پوند از بوکاجونیورز به کورینتیانس منتقل شده بود که این  گرانترین نقل و انتقال انجام شده در تاریخ باشگاهای آمریکای جنوبی تا به امروز می باشد .


 کارلس ته وز بعد از کورینتیانس به همراه هم تیمیش  خاویر ماسچرانو ، توسط تاجر ایرانی به نام کیا جورابچیان که در شرکت سرمایه گذاری ورزشی MSI فعالیت می کرد ، به وستهام انگلیس منتقل شدند. که بعدا مشکلاتی هم در خصوص این انتقال به وجود آمد که گفته می شد این انتقال به طور غیر قانونی بوده است. با به وجود آمدن مشکلاتی در وستهام و محکوم شدن این باشگاه به پرداخت بیست میلیون پوند در 5سال به شفیلد یونایتد و نقش داشتن کیا جورابچیان در این پرونده کارلس ته وز بازیکن آزاد اعلام شد و در سال 2007  به طور غرضی به مدت 2سال به منچستر یونایتد پیوست. ته وز در منچستریونایتد کاملا در خدمت تیم بود و بسیار جنگنده و خستگی نا پذیر بود ولی دیگر چندان از حرکات تکنیکی و انفرادی اوخبری نبود با این حال در اواخر حضورش در منچستر مورد کم توجهی فرگوسن قرار گرفت و کمتر از ابتدا در ترکیب قرار می گرفت تا سر انجام بعد از مذاکرات طولانی در 14جولای2009 به تیم همشهری و رغیب یعنی منچستر سیتی پیوست که کارلس ته وز به مدت پنج سال و به مبلغ چهل و هفت میلیون پوند به این باشگاه پیوست که این رکورد نقل و انتقال در بریتانیا بود.

 

زندگی شخصی:
کارلس ته وز و همسرش که وانیسا نام دارد دارای یک فرزند دختر بنام فلورنسیا هستند. کارلس توز و برادرش دیه گو عضو گروه موزیک ((Piola Vago)) در آرژانتین هستند.
کارلس یکبار توسط پلیس منچستر بزرگ در یکی از بزرگراهها متوقف شد به خاطر اینکه شیشه ماشینش بیش از حد دودی بود و وقتی که از او مدارک خواستند فهمیدند که او بدون گواهینامه رانندگی می کرده است. و اتومبیل او را متوقف کردند.

افتخارات باشگاهی:
قهرمانی در جام لیبرتادورس در سال2003 با بوکاجونیورز.
قهرمانی در جام بین قاره ای در سال 2003 با بوکا جونیورز.
قهرمانی در لیگ آپرتورا در فصل2003-2004 با بوکاجونیورز.
قهرمانی در باشگاهای آمریکای جنوبی در سال2004 با بوکا جونیورز.
قهرمانی در لیگ سری آ برزیل در سال2005 با کورینتیانس.
قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در فصل2007-2008 با منچستر یونایتد.
قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا در فصل2007-2008 با منچستر یونایتد.
قهرمانی در جام حذفی انگلیس در فصل2008-2009 با منچستر یونایتد.
قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در فصل2008-2009 با منچستر یونایتد.
نایب قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا در فصل2008-2009 با منچستر یونایتد.

افتخارات ملی:
قهرمانی در المپیک 2004آتن.
قهرمانی در جوانان زیر 20سال آمریکای جنوبی در سال2003.

افتخارات انفرادی:
بهترین بازیکن جام لیبرتادورس در سال 2003.
بهترین بازیکن سال آمریکای جنوبی در سال2003.
بهترین بازیکن آرژانتین در سال2003.
بهترین بازیکن آرژانتین در سال2004.
بهترین ورزشکار آرژانتین در سال2004.
بهترین بازیکن فوتبال المپیک2004آتن.
آقای گل فوتبال آلمپیک2004آتن با 8گل زده.
بهترین بازیکن سال آمریکای جنوبی در سال2004.
آقای گل لیگ سری آ برزیل در سال2005.
دومین گل زن برتر تاریخ باشگاهای برزیل.
بهترین بازیکن لیگ سری آ برزیل در سال2005.
بهترین بازیکن سال آمریکای جنوبی در سال2005.
عنوان چکش سال باشگاها در سال2007.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 21:47  توسط سهیل مارادونا  | 

 

نام کامل: خاویر آلخاندرو ماسچرانو
تاریخ تولد: هشت ژوئن سال 1984 (25)ساله
محل تولد: آرژانتین - سن لورنزو
قد: 170سانتیمتر
پست: هافبک دفاعی
باشگاه فعلی: لیورپول انگلیس
شماره بازیکن در لیورپول: 20
تعداد بازی ملی: 55
تعداد گل ملي: 2
همچنین در سال 2003 در تیم ملی زیر 20سال 22بازی ، و از 2004تا2008 درتیم ملی زیر 23سال 18بازی ملی انجام داده است.
باشگاهای قبلی: از سال 2003 تا 2005 در تیم ریور پلاته آرژانتین عضویت داشت که برای این تیم46 بازی انجام داد. از 2005 تا 2006 در تیم کورینتیانس برزیل که 17 بازی برای این تیم انجام داد. در فصل 2006-2007 در وستهام انگلستان عضویت داشت که در 5 بازی به میدان رفت. و از سال 2007 به عضویت لیورپول انگلیس در آمده است که تا کنون در75 بازی برای این تیم به میدان رفته است.خاویر آلخاندرو ماسچرانو یا با تلفظ ایتالیایی ماسکرانو متولد سن لورنزوی آرژانتین است که در حال حاضر یکی از بازیکنان کلیدی لیورپول و همچنین با نظر مارادونا کاپتان تیم ملی آرژانتین است.
ماسچرانو فوتبال حرفه ای خود را در رده بزرگسالان از ریورپلاته آغاز کرد و همراه با این تیم اولین افتخار خود را با قهرمانی در لیگ آرژانتین در فصل 2002-2003 بدست آورد. او همچنین اولین افتخار بین المللی خود را با کسب  مدال طلای المپیک 2004آتن بدست آورد.
جالب است بدانید که در سالهای 2003 و 2004 ماسچرانو در تیم ریورپلاته و کارلس توز در تیم بوکاجونیورز با هم رغیب بودند. و هر دو در سالهای2005 و 2006 در تیم کورینتیانس برزیل با هم هم تیمی بودند . و هر دو توسط تاجر ایرانی به نام آقای جورابچیان که مدیر برنامه های این دو بازیکن بود ، به تیم وست هام یونایتد انگلیس منتقل شدند تا بار دیگر ماسچرانو و کارلس توز ، این بار در یک تیم انگلیسی با هم هم تیمی باشند. و هر دو بازیکن در سال 2007 از وستهام جدا شدند و ماسچرانو به لیورپول و توز به منچستر یونایتد پیوستند تا اینبار در تیم های رغیب سنتی هم به میدان بروند. و با انتقال توز به منچستر سیتی هنوز هم این دو بازیکن در تیمهای رغیب هم به میدان می روند. و این دو دوست قدیمی در تیم آرژانتین در یک تیم در کنار هم بازی می کنند.


در آرژانتین به ماسچرانو لقب الجفسیتو یا رئیس کوچک را داده اند به اعتقاد خورخه والدانو و خورخه سولاری و بعضی از کارشناسان ماسچرانو بهتریان بازیکن میانی جهان است. ماسچرانو بازیکنی با دوندگی و قدرت جنگندگی بالا می باشد و یک پلی میکر خوب در مرکز زمین می باشد و به خوبی در کارهای دفاعی و هجومی تیم شرکت می کند.

افتخارات باشگاهی:
قهرمانی در لیگ آرژانتین در کلاسورا فصل2002-2003 و قهرمانی در کلاسورا فصل 2002-2004 با تیم ریورپلاته.
قهرمانی در سری آ برزیل در فصل2005 به همراه تیم کورینتیانس.
کسب عنوان دومی در لیگ قهرمانان اروپا در سال2007 با تیم لیورپول.

افتخارات ملی:
کسب مدال طلای المپیک آتن در سال 2004.
نایب قهرمانی کوپا آمریکا در سال 2004.
نایب قهرمانی جام کنفدراسیونها در سال 2005.
نایب قهرمانی کوپا آمریکا در سال 2007.
کسب مدال طلای المپیک پکن در سال 2008. و تنها فوتبالیست که تا به حال موفق به کسب دو مدال طلای المپیک شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:5  توسط سهیل مارادونا  | 

براي انتخاب دروازه بان شماره يك مارادونا بر سر دو راهي .

روبرتو کارلس پاتو آبوندانزیری
تاریخ تولد: نوزده آگوست سال 1972 (35)ساله
محل تولد: آرژانتین - بوکیت
قد: 186سانتیمتر
پست: دروازبان
آغاز فوتبال حرفه ای: از باشگاه روزاریو سنترال
باشگاه فعلی: گتافه
شماره بازیکن در گتافه: 13
تعداد بازی ملی: 37
باشگاهای قبلی: از سال 1994 تا 1996 در روزاریو سنترال که برای این تیم 57 بازی انجام داد. از سال 1996 تا 2006 در تیم بوکا جونیورز که برای این تیم 184 بار به میدان رفت.

روبرتو آبوندانزیری با درخشش در تیم روزاریو سنترال به عنوان دروازبان ذخیره در سال 1996 به بوکا جونیورز رفت. که در آن زمان اُسکار کوردوبا دروازبان اول بوکاجونیورز بود که با حضور او آبوندانزیری به عنوان ذخیره مورد استفاده قرار می گرفت تا این که اُسکار کوردوبا در رقابتهای کلاسورا در سال 1999 مصدوم شد و روبرتو آبوندانزیری جای این دروازبان کلمبییا یی را در ترکیب ثابت تیم گرفت. اما طولی نکشید که آبوندانزیری در بازی مقابل ریورپلاته از شانه مصدوم شد و از ترکیب اصلی بوکا کنار گذاشته شد و دروازبان سوم (کریستین مونیز) در ترکیب اصلی قرار گرفت. آبوندانزیری با بازگشت از بند مصدومیت فرصت درخشش پیدا نکرد تا اینکه اُسکار کوردوبا در سال 2002 به تیم پروجا فروخته شد. و از آنجا بود که آبوندانزیری با قرار گرفتن در ترکیب اصلی بازیهای خوبی در بوکا جونیورز به نمایش گذاشت و در سال 2004 اولین بازی ملی خود را انجام داد.
آبوندانزیری قبل از اینکه به باشگاه گتافه منتقل شود نام خود را از آبوندانسیری(Abbondancieri) به آبوندانزیری (Abbondanzieri) تغییر داد. و این به خاطر املای غلط اسم او بود و از آنجا که او نمی خواست نامش به اشتباه در فوتبال اروپا ثبت شود نام خود را اصلاح کرد.

 

نام کامل: اُسکار آلفردو اُستاری
تاریخ تولد: سوم جولای سال 1986 (21ساله)
محل تولد: آرژانتین - بوینس آیرس
قد: 188سانتیمتر
پست: دروازبان
آغاز فوتبال حرفه ای: از باشگاه ایندیهپنته
باشگاه فعلی: گتافه
شماره بازیکن در گتافه: 1

اُسکار اُستاری قبل از اینکه کار خودش رو در لیگ آرژانتین و در باشگاه ریور پلاته آغاز کنه در باشگاه اتلتیکو ریواداویا و در لیگ نوجوانان زیر چهارده سال آرژانتین بازی می کرده است. او با درخشش در لیگ حرفه ای آرژانتین (کلاسورا) به تیم ملی جوانان زیر بیست سال آرژانتین راه یافت و با قهرمانی در جام جهانی جوانان در هلند در سال 2005 به بزرگترین افتخار ملی خود دست یافت که در آن رقابتها لیونل مسی کفش طلا و توپ طلا را از آن خود کرد. در پانزده می 2006 نام اُسکار اُستاری به عنوان دروازبان سوم در لیست بازیکنان دعوت شده به تیم ملی برای جام جهانی 2006 قرار گرفت.

اُسکار اُستاری در ژانویه 2007 با پیشنهادی باور نکردنی از سوی بارسلونا به مبلغ ده میلیون یورو مواجه شد . که این مبلغ برای یک دروازبان 20 ساله بی سابقه می باشد. او همچنین مورد توجه منچستر یونایتد هم قرار گرفته بود. که در مقابل این پیشنهادات ریورپلاته حاضر به انتقال اُستاری به این تیمها نشد. و سر انجام هفت ماه بعد در چهارم جولای 2007 اُسکار اُستاری با یک قرارداد شش میلیون دلاری از ریور پلاته به گتافه اسپانیا منتقل شد. اُستاری می دانست که با این انتقال او در تیم گتافه نیمکت نشین می شود چرا که این تیم دروازبانی چون آبوندانزیری را در اختیار داشت که بعنوان بهترین دروازبان فصل قبل لالیگا اسپانیا انتخاب شده بود. همچنین اُستاری در تیم آرژانتین هم باید با وجود روبرتو آبوندان زیری نیمکت نشین باشد.

کدامیک در ترکیب اصلی؟
آبوندانزیری که به عنوان بهترین دروازبان فصل 2006 لالیگا اسپانیا انتخاب شد دارای این خصوصیات می باشد. دروازبانی با قدرت تصمیم گیری عالی-جای گیری خوب- با تجربه- و همچنین یک شوت گیر عالی که از نقاط ضعف او شوتهای کج که بعضی وقتها سر از اُوت و خارج از زمین در می آورد و اینکه در خروجها چندان موفق نیست می توان اشاره کرد.
اُسکار اُستاری هم دروازبانی با سرعت عمل و واکنشهای سریع-شیرجه های بلند - با وجود سن کم بسیار کم اشتباه می باشد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 19:58  توسط سهیل مارادونا  | 

اين هم از لباس آرژانتين در جام جهاني 2010

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 19:53  توسط سهیل مارادونا  | 

نگاهي عميق به زندگي مارادنا از سال 1978 تا قهرماني ناپل و دوپينگ و خداحافظي

اودر1978 تنها با 18 سال سن ، با رقم يک ميليون پوند به بوکاجونيورز پيوست که باري يک بازيکن تين ايجر رکوردي به شمار ميرفت. انتقال او با سه ميليون پوند در 1982 به بارسلونا رکوردي جهاني بود و وقتي دو سال بعد با رقم پنج ميليون پوند به ناپل پيوست رکورد جهاني ديگري به جاي گذاشت.

درخشش مارادونا در جام جهاني 1982، مقدمه اي بر خضور حيرت انگيزش در جام جهاني 1986 مهيا ساخت. او بر خلاف پله که هميشه متکي به يک تيم منسجم و ستارگان پر شمار اطرافش بود، يک تنه جام جهاني را براي آرژانتين به ارمغان آورد. همبازيهاي او، والدانو و بوروچاگا تا چه حد ستاره به شمار ميرفتند ؟ گل مارادونا به ايناليا در يک چهارم با دو گل تاريخي برابر انگلستان ادامه يافت. اين ديدار که درست پس از درگيري هاي انگليس و آرژانتين در فالکلند به وقوع پيوست نه يک مسابقه صرف که يک روياروئي سياسي بود. جائي که آرژانتيني ها فرصت يافتند تا پاسخ لشگرکشي بريتانيائي ها به جزاير مالويناس را با دو گل غريب مارادونا بدهند. گل اول مارادونا که با ضربه دست به ثمر رسيد نه تنها حکايت از سرعت خارق العاده او داشت و فقط به مدد تصاوير آهسته تلويزيوني و عکس ها قابل تشخيص بود، بلکه به انگليسي هاي  متکبري که سربازانشان را از آن سوي درياها به فالکلند گسيل داشته بودند، دهن کجي ميکرد. ضربه اي که وارد فرهنگ عامه انگليس شد همه از آرژانتيني کوچک اندامي گفتند که توانسته بود بالاي سر دروازه بان و کاپيتانشان ، پيتر شيلتون، پرواز کند و او را مغلوب سازد. ضربه اي که به قول خود مارادونا نيمي دست او و نيمي دست خدا بود !

گل دوم مارادونا که از ميانه ميدان همه انگليسي ها را دريبل کرد و توپ را به تور دروازه چسباند نه تنها پاسخي به تمام خرده گيران بود بلکه غريب ترين گل همه ادوار جام هاي جهاني باقي ماند. دو گلي که مارادونا – بازهم يک تنه – در نيمه نهائي برابر بلژيک به ثمر رساند همه داستان نبود. او در ديدار نهائي برابر آلمان که قيصر بکن باوئر رهبري اش را بر عهده داشت در شرايطي که آلماني ها بازي دو بر صفر باخته را با دو گل پياپي به تساوي کشيدند و مثل هميشه قدرت روحي خود را به رخ کشيدند، معجزه کرد. در شرايطي که همه آرژانتين را تمام شده ميدانستند پاس دقيق مارادونا از ميانه ميدان رو به جلو دفاع آلمان را شکافت و بوروچاگا را در موقعيت گل سوم قرار داد. لحظاتي بعد آلماني ها گريستند.

انتقال مارادونا از بارسلون به ناپل فصل متفاوتي در فوتبال ايتاليا و جريان فرهنگي اين شهر قرار گرفته در جنوبي ترين نقطه ايتاليا گشود. { رجوع شود به مستند بسيار تماشائي Napoli`s Corner  در 1988 }. باشگاه ناپولي در طول حيات خويش هرگز نتوانسته بود جام قهرماني ايتاليا را به چنگ آورد و هميشه مقهور ميليونرهاي شمالي، از دو باشگاه ميلاني گرفته تا يوونتوس، بود. مغلوب کساني که از بالا به ناپلي ها مينگريستند و آنها را خرافاتي و عقب مانده ميخواندند. مارادونا زماني به ناپل پا گذاشت – 1984 – که عصر نوين باشگاه آث ميلان به مدد و رهبري اريگو ساچي و حضور بزرگاني مثل مارکو فان باستن، رود گوليت و فرانک ريکارد، نه تنها در ايتاليا بلکه در اروپا آغاز شده بود.

وقتي ناپل به رهبري کاپيتان مارادونا و گلهاي کليدي اش طي رقابت فشرده فصل 1987 آث ميلان را پشت سر گذاشت، سيسيل هميشه تحقير شده براي نخستين بار به روي ايتاليا خنديد و دامنه گسترده جشن حيرت انگيز شب پيروزي زخم عقده هاي چند دهه اي را گشود. تک گل مارادونا در ديدار معروف آث ميلان و ناپل که همه بزرگان ميلاني در ميدان بودند يکي از فصول بياد ماندني تاريخ باشگاهي ايتاليا را رقم زد. در اين فصل ناپل جام حذفي ايتاليا را نيز به چنگ آورد. ناپل در فصل 1989 به مدد مارادونا جام معتبر يوفا را هم بدست آورد و ميان قهرمانان اروپا ايستاد.

اگر پله با سانتوز، بهترين باشگاه برزيل در دهه 60، تعداد گلهايش را از هزار گذراند، مارادونا پس از بوکاجونيورز، در بارسلون و ناپل دو ليگ دشوار اروپائي را تجربه کرد و با هر دو باشگاه به پيروزي دست يافت. مقام دومي جام جهاني 1990 براي آرژانتين با شکست مصيبت باري مقابل کامرون آغاز شده بود، با دو پيروزي حيرت انگيز برابر برزيل که اميد تصاحب جام بود و ايتاليا که صاحبخانه بي شکست به شمار ميرفت، بدست آمد. آلماني ها برابر همان تيم نصفه و نيمه آرژانتين که ده نفره شده بود خوش اقبال بودند و با يک پنالتي مشکوک به پيروزي رسيدند.در چهارمين جام جهاني مارادونا، آمريکا 1994، پس از پيروزي تيم آرژانتين برابر يونان و نيجريه، به همراه زوج هميشه قدرتمند مارادونا و کلوديو کاني گيا، آرژانتين بايد متوقف ميشد. در يک حرکت سفارش شده و ضربتي حکم به اخراج مارادونا از جام بدليل دوپينگ داده شد و شدت اين ضربه براي تيم آرژانتين بمراتب از شدت باخت مقابل روماني که به حذف آرژانتين بدون مارادونا منجر شد نيز بيشتر بود.

اين پايان راه بود و مارادونا قرباني بي پروائي اش، از قبيل دهن کجي به فيفا و ژائو هاوه لانژ و خواندن او به عنوان يک مافيائي از يک سو و ساده انگاري اش در باب ارزشهاي ورزشي ميشد. در حاليکه همتايانش، از جمله پله و پلاتيني و بکن باوئر از خود معبودهاي دست نيافتني ميساختند او نتوانست معبود آسماني در حد يک ابر قهرمان ورزشي بماند. مشتاقانش بازيهاي او و حرکاتش را دوره کردند و افسوس خوردند بر قامت محدوش شده اي که اي کاش قهرمان اخلاق هم مي ماند. با اين وجود مستنداتي از اين دست نشانه چيست که: به گفته لوتهار ماتئوس کاپيتان آلمان 1990، من پيراهن ديگو را براي هميشه بر بالاي تخت خوابم زده ام... يا اينکه به چه دليلي در مراسم انتخاب بهترينها در سال 2000، فيفا پله را بعنوان بهترين بازيکن قرن انتخاب ميکند ولي در نظر سنجي از مردم مارادونا در اين جايگاه قرار ميگيرد... و يا در شروع جام جهاني 2006 آلمان، استقبال از مارادونا در آلمان توسط مردم بزرگترين بوده،  بسيار فراتر از استقبال از برزيل و رونالدينهو ! و جالب اينکه او فقط يک مهمان افتخاري بوده که در بازي تيمش مقابل ميزبان – آلمان – حتي اجازه نشستن در جايگاه ميهمانان ويژه را هم پيدا نميکند !

تراژدي زندگي مارادونا، تراژدي دنياي فوتبال بود ولي واقعيت اصلي تر ورزش دور و برمان را که هميشه بر آن چشم ميبستيم و ميبنديم، عريان ساخت. مارادونا نشان ميداد قهرمان ها هم سقوط ميکنند، البته با بعضي معيارهاي خاص ! ديگو در برنامه ي تلويزيوني که خود مجري آن است بنام " شب شماره 10 " که بتازگي ساخته ميشود، از رقيب ديرينه اش پله هم دعوت به حضور ميکند که ميتوانيد بخش هائي از اين شوي جذاب را با جستجو در اينترنت ببينيد. ناگفته نماند اولين ميهمان اين برنامه فيدل کاسترو رفيق ديرينه ديگو بود که يونيفرم خود را هم به پاس گراميداشت آزاديخواهي  تقديمش کرد تا مخالفان بيش از پيش به  فکر بروند. تصوير خالکوبي شده چه گوارا، آزاديخواه انقلابي آرژانتيني را بر بازوي ديگو به خاطر داريد. شخصي که ديگو پس از او محبوبترين آرژانتين است هنوز .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 1:49  توسط سهیل مارادونا  | 

بیو گرافی باشگاه بوکا جونیورز

نام باشگاه : بوکاجونیورز

تاریخ تاسیس : ۳ آپریل ۱۹۰۵

استادیوم : لا بومبونرا ( لا بوکا ) شهر بوینس آیرس

مدیر عامل :  Jorge Amor Ameal

مربي : Roberto Pompei

ليگ : ليگ برتر آرژانتين

عنوان فصل قبل ( 2009 ) : 11

اسپانسر : كمپاني نايك

اين عكس متعلق به تيم باشگاه بوكا جونيورز در سال 1906 مي باشد .

بوکا جونیورز يكي از بزرگترین باشگاه بازیکن ساز جهان به حساب می آید و همیشه تیمهای معتبر اروپایی را از بازیکنان خوش تکنیک خود تغذیه می کرده است. بسیاری از بهترینهای جهان از بوکا جونیورز به فوتبال جهان معرفی شده اند. بازیکنانی چون دیه گو آرماندو مارادونا - گابریل باتیستوتا - کریستین کنزالس - نلسون ویواس - آروبا بارنا - کلودیو کانیگیا - خوان سپاستین ورون - وارتل ساموئل - نیکولاس بوردیسیو - روبرتو آبوندان زیری - مارسلو دلگادو - فرناندو گاگو - کارلس توز - فدریکو اینسوا و ...

استاديوم لا بوكا :


لوگو هاي باشگاه بوكا از ابتدا .

 

  


بهترين بازيكنان باشگاه :

  1. Argentina روبرتو چه رو (1926~1938) 221 goals
  2. Argentina مارتين پالرمو (1997~2001; 2004~) 220 goals (حاضر در تيم بوكا)
  3. Argentina فرانسيسكو وارالو (1931~1939) 194 goals
  4. Argentina دومينگو تاراسكوني (1922~1932) 193 goals
  5. Argentina جيمي سارلانگا (1940~1948) 128 goals
  6. Argentina ماريو بويه (1941~1949; 1955) 124 goals
  7. Paraguay دلفين بنيتز كاسرز (1932~1938) 115 goals


افتخارات باشگاه :

باشگاه بوكا با 31 بار قهرماني در ليگ كشور آرژانتين ( 7 بار قهرمان ليگ آماتور و 24 بار قهرمان ليگ حرفه اي )پر افتخار ترين تيم كشور آرژانتين به حساب مي آيد . در عرصه بين المللي نگاهي مي اندازيم به ويترين افتخارات باشگاه بوكا .

    جام Supercopa Sudamericana
    • قهرمان (1): 1989
    • نايب قهرمان (1): 1994

 

Rubén Suñé ( جام   Intercontinental -باشگاه هاي جهان سال 1977 )

تصاوير قهرماني بوكا در جام ليبر تادورس سال 2007


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 1:39  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی عشقم دیه گو مارادونا , دست خدا

نام : ديه گو مارادونا DIEGO MARADONA

 مليت : آرژانتين .

 متولد : 30 اکتبر1960 در بوئنوس آيرس .

 پست : هافبک مياني- هافبک چپ .

 تعداد بازي هاي ملي : 90 بازي از سال 1977 تا 1994 ميلادي .

افتخارات ملي : کسب مقام قهرماني جام جهاني 86 مکزيک و نايب قهرماني جام جهاني 90 ايتاليا، قهرماني جوانان جهان 79 .

 

 

 

نام ديه گو مارادونا در دنياي فوتبال بيش از آنکه به خاطر نبوغ و خلاقيت و بازي هاي استثنايي او بيايد، به دليل جنجال ها و اخباري است که از زمان بازيگري او در ناپل ايتاليا همواره حول و حوش اين بازيکن شاخص آرژانتيني بوده است.ديه گو يکي از بااستعدادترين بازيکنان نسل فوتبال جهان است که در خانواده يي فقير و پرجمعيت به دنيا آمد. فوتبال را در باشگاه آرجنتينوس جونيورز آغاز کرد و 15ساله بود که به تيم اول باشگاه پيوست. در حالي که تنها 17سال داشت به تيم ملي آرژانتين دعوت شد و در برابر مجارستان يک نيمه بازي کرد.قدرت بازي سازي، پاس هاي بلند و کوتاه ميليمتري، قدرت حفظ توپ و هوش سرشار رهبري تيم در ميانه ميدان، ضربه هاي ناگهاني و حياتي، حفظ تعادل و قدرت پا به توپ عالي و بسياري از خصوصيات ديگر يک فوتباليست طراز اول در مارادونا جمع شده بود و اگر از نظر شخصيتي در حد مطلوبي بود بي ترديد در کنار بزرگان فوتبال دنيا يکي از ده مرد برتر فوتبال جهان نام مي گرفت.پس از آن که «سزار منوتي» مربي بزرگ تيم ملي آرژانتين ديه گو را به دليل اخلاق و رفتار ناپايدارش و ناپختگي دوران جواني از تيم ملي کنار گذاشت و نام او را براي جام جهاني 78 در ليست تيم نياورد، مارادونا جام جهاني جوانان 79 توکيو را ميدان تاخت و تاز خود قرار داد و تيم ملي کشورش را به مقام قهرماني جهان رساند.وقتي مارادونا در تيم باشگاهي آرجنتينوس جونيورز، در 166 بازي 116 گل به ثمر رساند، باشگاه معروف بوکاجونيورز حاضر شد براي خريد او پول خوبي پرداخت کند. اين بار رکورد او بهتر شد و در 28بازي، 40 گل زد و در سال 1981 با بوکاجونيورز قهرمان آرژانتين شد.کم کم نام جوان با استعداد آرژانتيني بر سر زبان ها افتاد و بارسلون با پرداخت بالاترين مبلغ، او را به ايالت کاتالونيا برد. از سال 1982 تا 1984 بارسلون محل بروز استعدادها و بازي هاي ديه گو بود. هافبک پرتوان آمريکاي جنوبي قهرماني سال 83 اسپانيا را براي بارسلون به ارمغان آورد.حال تيم ناپل ايتاليا خواهان او بود و مبلغ بسيار بالايي به او پيشنهاد کرد تا در سال 84 به شهر ناپل مهاجرت کند. مارادونا هفت سال در ناپل ماند و در سال 1991که از ايتاليا به آرژانتين برگشت، معروف ترين و محبوب ترين ورزشکار شهر ناپل بود. او يک تنه ناپل را به دو مقام قهرماني در سال 1987 و 1990 رساند. پس از بازگشت مارادونا به وطنش، تيم ناپل ديگر نتوانست قامت راست کند و حتي به دسته دوم بازي ها سقوط کرد. در سال 9119 مارادونا به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر، از ايتاليا اخراج شد و به کشورش بازگشت و از آن سال به طور مرتب باشگاه خود را عوض کرد. معروف ترين باشگاهي که بعد از جام جهاني 94 در آن توپ زد، بوکاجونيورز بود که در سال هاي 9619 و 9719 در آن بازي کرد.مارادونا چندي نيز مربي راسينگ بود که به دليل عدم موفقيت از کار برکنار شد. در عرصه بازي هاي ملي موفقيت مارادونا بسيار چشمگير بود، بازيکني با قد کوتاه، اما با استارت هاي انفجاري؛ در هر لحظه يي که ديه گو اراده مي کرد قادر بود خط دفاعي حريف را به هم بريزد و با پاسي ناگهاني مهاجمان تيمش را صاحب موقعيت گل کند.بازيکن برجسته يي مثل او همواره در زمين بازي، هدف تکل هاي خشن مدافعان حريف بود. قدرت بدني مرد کوچک آرژانتيني در سال هايي که هنوز به مواد غير مجاز روي نياورده بود غيرقابل تصور مي نمود. در ضربه هاي آزاد يک استاد به تمام معنا بود. ضربات پاي چپ او از پشت محوطه جريمه، کمتر خطا مي رفت. در جام جهاني اسپانيا و به هنگام ديدار با برزيل به دليل خطاي غيرورزشي از زمين اخراج شد تا باعث حذف آرژانتين شود؛ اما جام جهاني 86 مکزيک ميداني ديگر براي او بود. در آن سال او به قله شهرت و تکامل در عامل بازيگري رسيد و در راس يک تيم خوب و آرماني به رهبري دکتر کارلوس بيلاردو، اجازه نداد جام قهرماني از قاره آمريکا خارج شود. بازي هاي اعجاب انگيز مارادونا در مسابقات مقدماتي سبب شد مربيان تيم هاي حريف همواره چند بازيکن را مامور يارگيري مارادونا کند. اما يارگيريها و خطاهاي متعدد نيز مانع بازي سازي و ارسال پاس هاي زيبا و به واقع استثنايي او نبود. او در بازي با انگلستان با زيرکي بسيار و با ضربه دست توپ را وارد دروازه حريف کرد تا اين گل به عنوان يک گل تاريخي در جام هاي جهاني ثبت شود. پس از آن با گلي ديگر بلژيک را از رسيدن به ديدار نهايي محروم کرد تا آرژانتين در برابر آلمان برگزارکننده ديدار پاياني جام جهاني مکزيک باشد. درخشش او سبب شد در پايان، بازي سه بر دو به سود آرژانتين خاتمه يابد و براي بار دوم جام جهاني نصيب آرژانتين شود. مارادونا در جام جهاني مکزيک به عنوان بهترين بازيکن شناخته شد. چهار سال بعد در جام جهاني ايتاليا، ستاره اقبال آرژانتين بلند بود که مارادونا يک بازي زيبا و تحسين برانگيز مقابل برزيل انجام داد تا تيم پر مهره رقيب را از دور رقابت ها حذف کند. دو تيم آلمان و آرژانتين برگزار کننده ديدارنهايي بودند. پس از آنکه تيم آرژانتين به علت اخراج دو بازيکن خود 9 نفره بازي مي کرد، ضربه پنالتي «آندرياس بره مه» تيري بر قلب مارادونا بود تا تيم آرژانتين به مقام نايب قهرماني جهان بسنده کند. سال 1994 و جام جهاني آمريکا پايان کار ديه گو مارادونا در سطح ملي بود. مارادوناي 34 ساله به قدر کافي پخته بود که با وجود اضافه وزن، تيمش را رهبري کند؛ اما يک اشتباه اخلاقي و دوپينگ او در جريان بازي ها موجب شد تا او از بازي ها اخراج شود و 15 ماه از بازيهاي بين المللي محروم شود. پس از اخراج مارادونا تيم ملي آرژانتين ديگر کمر راست نکرد و خيلي زود از دور رقابت ها حذف شد. مارادونا با اين کار غيراخلاقي، مانع از اين شد که به عنوان اسطوره يي در جهان فوتبال نامش جاودانه شود و در کنار بزرگاني چون دي استفانو، پله، کرايف، و بکن باوئر قرار گيرد. آخرين دسته گل مارادونا، تيراندازي به سوي خبرنگاراني بود که سعي داشتند در زمان محروميت او از بازي هاي بين المللي، از او عکسبرداري کنند. او همچنان قصد داشت در فوتبال حرفه يي به مربيگري بپردازد و حاضر نيست با دنياي توپ گرد وداع کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 16:7  توسط سهیل مارادونا  | 

دست خدا معجزه گر آلبی سلسته << جام جهاني 1986 >>

سیزدهمین دوره جام جهانی فوتبال

مکزیک 1986


 

با توجه به برگزاری یک درمیان جام جهانی در قاره های اروپا و آمریکای جنوبی از سال 1958 و اینکه اسپانیا میزبان 1982 بود، قرار بر این شد که کلمبیا میزبانی جام جهانی 1986 را بر عهده گیرد. کلمبیا کشوری بود که از مشکلات ناشی از فقر، فساد و مواد مخدر به شدت رنج می برد. کلمبیایی‌ها برای یادگیری چگونگی برگزاری جام جهانی حتی به اسپانیا سفر کردند ولی به علت نابسامانی‌های مالی به ناچار از میزبانی انصراف دادند. فدراسیون فوتبال برزیل پیشنهاد میزبانی را به فیفا ارائه نمود ولی به علت مشکلات اقتصادی، دولت برزیل با این امر مخالفت کرد. ایالات متحده یکی دیگر از متقاضیان برگزاری بازیها بود که به علت عدم رسمی بودن ورزش فوتبال در این کشور، فیفا تقاضای آنها را نپذیرفت. در این میان، مکزیک که میزبان جام جهانی 1970 بود پیشنهاد خود را به فیفا داد که مورد قبول واقع شد و این کشور در طی 16 سال بار دیگر به عنوان برگزارکننده جام برگزیده شد. کمیته برگزاری مسابقات 9 شهر را برای میزبانی آماده کرد. برای حضور در این دوره، 121 کشور ثبت نام کردند. نزدیک به دو سال رقابت های انتخابی به طور انجامید و در نهایت 22 تیم انتخاب شدند تا در کنار ایتالیا، قهرمان دوره پیش و مکزیک میزبان مسابقات برگزار کننده دور نهایی رقابت ها باشند. از قاره اروپا تیم های لهستان، بلژیک، آلمان غربی، پرتقال، انگلیس، ایرلند شمالی، فرانسه، بلغارستان، مجارستان، دانمارک، شوروی، اسپانیا و اسکاتلند جواز صعود را به دست آوردند. در دیدار دو تیم اسکاتلند و ولز، جک استین سرمربی تیم ملی اسکاتلند بر اثر سکته قلبی درگذشت. از قاره آفریقا تیم های مراکش و الجزایر به دور نهایی راه یافتند. کانادا تنها تیم صعود کننده از منطقه کونکاکاف به جام جهانی بود که در این راه ایالات متحده، کاستاریکا و هندوراس را پشت سر نهاده بود. رقابت های انتخابی در آمریکای جنوبی در سه گروه برگزار شد و آرژانتین، برزیل و اروگوئه به عنون سرگروه صعود نمودند. کلمبیا، پرو، پاراگوئه با کسب بیشترین امتیاز به جام جهانی راه یافت. در قاره آسیا، مسابقات مقدماتی در دو منطقه غرب و شرق به طور مجزا برگزار شد. در منطقه غرب تیم عراق در حالیکه درگیر جنگ با ایران بود جواز صعود دریافت کرد. تیم ملی ایران که از استعدادهایی چون ناصر محمدخانی، حمید درخشان، شاهرخ و شاهین بیانی، حمید علیدوستی و عبدالعلی چنگیز سود می برد در این رقابت ها حضور نیافت. در منطقه شرق هم تیم کره جنوبی با پیروزی بر ژاپن در دیدار نهایی انتخابی به جام جهانی 1986 صعود نمود. استرالیا هم که برای صعود به دیدار اسکاتلند از اروپا رفته بود با شکست از این تیم در مجموع دو دیدار رفت و برگشت، حذف شد.
در پانزدهم دسامبر 1985، 24 تیم صعود کننده به دور نهایی در 6 گروه 4 تیمی تقسیم شدند. چگونگی برگزاری رقابت ها تغییر نمود و قرار بر این شد که تیم های اول و دوم هر گروه به همراه تیم های سوم چهار گروه مقدماتی که بیشترین امتیاز را کسب کرده اند (در مجموع 16 تیم) با هم به صورت حذفی مسابقه دهند تا دو تیم فینالیست مشخص شود.
دیدار افتتاحیه، بین دو تیم ایتالیا و بلغارستان در 31 مه 1968 برگزار گردید. ایتالیا که همچنان انزوبیرزوت را بر نیمکت مربیگری خود داشت، نتوانست درخشش دوره قبل را تکرار نماید و در دیدار اول به تساوی یک بر یک دست یافت. تک گل ایتالیا در این بازی توسط آلتوبلی یکی از بازمانده های جام 82 به ثمر رسید. آرژانتین دیگر تیم حاضر در گروه اول با رهبری دیه گومارادونا در درون زمین و هدایت دکتر کارلوس بیلاردو در خارج از میدان، یکی از مدعیان این دوره نشان می داد. آرژانتینی ها در دیدار اول با دو گل والدانو و اسکار روجری تیم کره جنوبی را 3 بر یک مغلوب نمودند. البته در این مسابقه نماینده آسیا در نیمه دوم تیم برتر بازی بود که خط دفاع آرژانتین را به شدت آزار داد. در روز پنجم ژوئن، ایتالیا و آرژانتین در برابر هم قرار گرفتند که آلتوبلی در دقیقه شش و از روی نقطه پنالتی ایتالیا را پیش انداخت ولی مارادونا در دقیقه 34 بازی را به تساوی کشید تا این رقابت دیدنی با نتیجه یک بر یک به پایان برسد. کره جنوبی در دیدار دوم خود توانست با تیم بلغارستان به تساوی دست یابد و در دیدار آخر خود هم بازی تماشایی ای را در برابر ایتالیا برگزار کند. (البته این دیدار با نتیجه 3 بر 2 به سود ایتالیا به پایان رسید) با پیروزی 2 بر صفر تیم آرژانتین بر بلغارستان، آرژانتین و ایتالیا به عنوان تیم های اول و دوم این گروه به یک هشتم نهایی صعود کردند.
در گروه دوم، مکزیک میزبان مسابقات با کسب دو پیروزی برابر بلژیک و عراق و یک تساوی برابر پاراگوئه به عنوان تیم اول صعود نمود. پاراگوئه هم موفق به شکست دادن عراق و تساوی با بلژیک شد تا دومین راه یافته به مرحله بعد باشد. بلژیک هم طبق قانون جدید جام جهانی توانست با کسب سه امتیاز جواز حضور در مرحله بعد را به دست آورد.
مرحله یک هشتم نهایی با پیروزی 2 بر صفر مکزیک بر بلغارستان آغاز شد. در دیدار دوم این مرحله تیم قدرتمند شوروی در وقت اضافی مغلوب بلژیک شد. این دیدار تماشایی 7 گل داشت که سهم شوروی 3 گل بود که توسط ایگوربلانوف به ثمر رسید. (بلانوف در این سال مرد سال اروپا شد). تیم ملی برزیل در ادامه قدرت نمایی خود با گل های سوکراتس، جوسیمار، ادینیو و کاره کا، لهستان را 4 بر صفر مغلوب کرد. آرژانتین با تک گل پاسکولی، اروگوئه را حذف کرد. فرانسه هم با درخشش پلاتینی ایتالیا را از گردونه رقابت ها کنار زد. آلمان غربی در این مرحله، مراکش شگفتی ساز دور اول مسابقات را با تک گل لوتارماتئوس حذف نمود. انگلیس که به لطف سه گل گری لینه کر راهی این مرحله شده بود با گل زنی مهاجم بزرگ خود در برابر پاراگوئه به برتری سه بر صفر رسید. اما زیباترین بازی این مرحله دیدار دو تیم دانمارک و اسپانیا بود که با برتری 5 بر یک اسپانیا به پایان رسید. امیلیوبوتراگوئنو ستاره آن روزهای رئال مادرید و تیم ملی اسپانیا به تنهایی 4 بار دروازه دانمارک را فرو ریخت. مرحله یک چهارم نهایی با دیدار فرانسه و برزیل در گوادالاخارا شروع شد. این دیدار تماشایی که خیلی ها آن را زیباترین بازی تاریخ جام جهانی می دانند با گل های کاره کا برای برزیل و پلاتینی برای فرانسه در وقت قانونی و اضافی به تساوی انجامید. در ضربات پنالتی، تیم فرانسه با نتیجه 4 بر 3 به پیروزی رسید تا همانند دوره پیش در جمع 4 تیم مرحله نهایی جام باشد.
آلمان غربی در همین روز موفق شد در ضربه های پنالتی میزبان رقابت ها را حذف نماید تا دومین تیم حاضر در مرحله نیمه پایانی باشد. بلژیک و اسپانیا هم در مجموع وقت های قانونی و اضافی به تساوی یک بر یک دست یافتند تا بلژیک با برتری در ضیافت پنالتی ها برای نخستین بار در جمع چهار تیم مرحله پایانی قرار گیرد. اما دیدار آرژانتین و انگلستان که تمامی رقابت های این مرحله را تحت الشعاع خود قرار داده بود به ضربات پنالتی کشیده نشد. این دو کشور که بر سر جزایر فالکلند در اقیانوس اطلس با هم درگیری داشتند این مسابقه را تبدیل به تقابلی سیاسی نمودند. دیه گومارادونا کاپیتان تیم آرژانتین با دو گلی که در فاصله یک دقیقه به ثمر رساند باعث برتری تیم کشورش در این دیدار سیاسی شد. گل اول مارادونا پس از دریبل کردن شش بازیکن انگلیس توسط وی حاصل شد که زیباترین گل تاریخ جام جهانی محسوب می شود و گل دوم او هم با دست به ثمر رسید که داور تونسی این دیدار به علت جایگیری بد موفق به دیدن خطای مارادونا نشد.
 در گروه سوم، شوروی با رهبری والری لوبانفسکی فقید و جمعی از ستارگان دینامو کی یف و اسپارتاک مسکو به همراه فرانسه قهرمان جام ملتهای اروپا (1984)، مجارستان و کانادا قرار داشتند. فرانسه دارای قدرتمندترین خط میانی در اروپا بود و هنری میشل 38 ساله که کاپیتان تیم ملی این کشور در جام جهانی 1978 بود، رهبری این تیم را بر عهده داشت. فرانسوی ها با گل ژان پیرپاپن، کانادا را در دیدار اول مغلوب کردند. تیم شوروی هم با پیروزی خیره کننده 6 بر صفر مقابل مجارستان، جام را آغاز نمود. دیدار فرانسه و شوروی با تساوی یک بر یک به پایان رسید و مجارستان با دو گل بر کانادا چیره شد. هرچند فرانسه با سه گل استوپیوا، تیگانا و روشتو، مجارستان را شکست داد ولی به علت تفاضل گل کمتر نسبت به شوروی که در دیدار آخر موفق به برتری 2 بر صفر مقابل کانادا شده بود، به عنوان تیم دوم به مرحله بعد راه یافت.
در گروه چهارم، برزیل با ترکیبی از ستارگان سابق و جوانان پرشور با سه پیروزی یک بر صفر برابر اسپانیا، (یک-صفر) مقابل الجزایر و 3 بر صفر برابر ایرلند شمالی، تیم اول گروه شد. سرمربی این تیم تله سانتانا بود و کاره کا ستاره این تیم در خط حمله به شمار می رفت که در سه بازی سه گل به ثمر رساند. اسپانیا هم با برتری مقابل ایرلند شمالی و الجزایر توانست جواز صعود به دست آورد.
در گروه پنجم مرحله اول، آلمان غربی با هدایت بکن با وئر کاپیتان سالهای درخشان گذشته، رقابت‌ها را با تساوی یک بر یک مقابل اروگوئه آغاز نمود. دانمارک دیگر تیم حاضر در این گروه با تک گل لارسن بر اسکاتلند غلبه کرد. آلمان غربی هم با گل های آلوفس و رودی فولر موفق به شکست اسکاتلند شد. دانمارکی ها نوید یک شگفتی ساز را می دادند چرا که در دومین مسابقه شش گل وارد دروازه تیم اروگوئه کردند. پربن الکجائرلارسن سه بار برای این تیم گل زنی کرد تا یکی از پدیده های این دوره لقب بگیرد. تیم دانمارک در آخرین بازی خود موفق به شکست دادن آلمان غربی، نایب قهرمان دوره گذشته شد تا به عنوان تیم اول با کسب 6 امتیاز و به ثمر رساندن 9 گل به مرحله بعد صعود کند.
در آخرین گروه مقدماتی هم، لهستان، مراکش، انگلیس و پرتقال حضور داشتند که تیم مراکش شگفتی آفرید و با برتری مقابل پرتقال و تساوی برابر انگلیس و لهستان به عنوان تیم اول گروه راهی یک چهارم نهایی شد. انگلیس و لهستان هم با کسب سه امتیاز به مرحله بعد راه یافتند.
در مرحله نیمه پایانی، تیم آلمان با گل‌های بره مه و فولر بر تیم فرانسه غلبه کرد و آرژانتین با درخشش مارادونا و دوگلی که این بازیکن به ثمر رساند بلژیک را از پیش رو برداشت.
در دیدار رده بندی، پلاتینی حضور نداشت ولی فرانسه 4 بر دو بلژیک را در وقت اضافی شکست داد تا پس از جام جهانی 1958 برای دومین بار صاحب نشان برنز جام جهانی شود.
دیدار نهایی جامدیدار نهایی با حضور 115 هزار تماشاگر در روز 29 ژوئن 1986 در ورزشگاه آزتک مکزیکوسیتی برگزار شد. در این دیدار تیم آرژانتین با رهبری مارادونا در میانه میدان با دو گل براون و والدانو دو بر صفر از آلمان پیش افتاد ولی گل های رومنیگه و فولر در نیمه دوم، بازی را به تساوی کشاند تا اینکه خورخه بوروچاگا با گلی که در دقیقه 83 به ثمر رساند پیروزی آرژانتین و قهرمانی این تیم را رقم زد. دیه گومارادونا که نقش اصلی را در قهرمانی تیم کشورش برعهده داشت، عنوان بهترین بازیکن جام را به دست آورد. گری لینه کر مهاجم 26 ساله تیم انگلیس با 6 گل زده بهترین گل زن جام لقب گرفت.


تابلوی افتخار

تعداد تیمهای شرکت‌کننده : 24 تیم
رده‌بندی‌ نهایی : 1- آرژانتین 2- آلمان غربی 3- فرانسه 4- بلژیک
تعداد مسابقات : 52 بازی
تعداد گل: 122 گل
بهترین خط حمله : آرژانتین (14 گل)
بهترین خط دفاع : برزیل (1 گل)
آقای گل : گری‌لینه‌کر (انگلستان 6 گل)
بهترین بازیکن : دیه‌گو مارادونا (آرژانتین)
مجموع تماشاگران : 2244731 نفر
دیدار فینال‌ـ ورزشگاه آزتک (29 ژوئن 1986 - مکزیکوسیتی)
آرژانتین    3    ـ    آلمان غربی    2
گلها : براون (21)، والدانو (55)، بوروچاگا (84) برای آرژانتین ؛ رومینگه (73)، فولر (81)، برای آلمان‌غرب
داور : فیلهو (برزیل)
تماشاگر : 114590 نفر
آرژانتین : پمپیدو، کاسیفو، براون، روجری، اولارتی‌کوچه‌آ، باتیستا، گیوستی، انریکو، بوروچاگا (تروبیانی)، مارادونا، والدانو
آلمان‌غربی : شوماخر، بره‌مه، کارل‌‌هاینس فورستر، جاکوبس، بریگل، ادر، ماتائوس، ماگات (هوینس)، برتولد، آلوفس ، رومنیگه(فولر)

 

این دومین بار بود که میزبانی جام جهانی به مکزیک می رسید. البته اول قرار بر این نبود که این کشور مجددا میزبان شود، چون کلمبیا گزینه اول بود. این تصمیم را فیفا در سال 1974 گرفت. کلمبیا آن زمان وضعیت اقتصادی قابل توجهی نداشت، پس میزبانی به مکزیک رسید. 8 ماه پیش از شروع بازیها، زلزله ای پایتخت این کشور، یعنی مکزیکوسیتی را لرزاند، اما این باعث نشد جام برگزار نشود.

در این جام نیز مانند جام پیش 24 تیم حضور داشتند. کلا 212 تیم در مرحله راه یابی شرکت کرده بودند. هلند از رسیدن به مراحل پایانی بازمانده بود. عراق، کانادا و دانمارک اولین حضور خود را تجربه می کردند. راهیابی کانادا بدین خاطر بود که مکزیک بدلیل میزبانی احتیاج به گذر از مسیر راه یابی نداشت، پس کانادا به عنوان نماینده آمریکای شمالی و مرکزی معرفی شد.

بازهم سيستم بازيها تغيير کرده بود، 24 تيم به 6 گروه چهار تيمی تقسيم می شدند که تیمهای اول و دوم هر گروه، به علاوه چهار تیم سوم که بیشترین امتیاز را نسبت به تیمهای سوم دیگر کسب کرده بودند به مرحله بعدی می رفتند. 16 تيم صعود کرده در مرحله يک هشتم نهايی که برای نخستين بار در تاريخ جام جهانی برگزار می شد، مقابل هم قرار گرفتند.

در این جام ستارگانی بی نظیر که عمدتا از جام 82 باقی مانده بودند حضور داشتند. اما “دیه گو آرماندو مارادونا” از آرژانتین در این دوره یک فوق ستاره بود. خیلی ها معتقدند این بازیکن 26 ساله که کاپیتان آرژانتین هم بود، باعث افتخارات آرژانتین در این جام شد.

بازهم شروع دوره اول بازیها، شگفتی سازان جام خود را نشان دادند. دانمارک که اولین حضورش در جام را تجربه می کرد توانست با شکست دادن تمامی همگروهیان خود (آلمان غربی، اروگوئه و اسکاتلند) به عنوان سرگروه به دور بعد صعود کند. مراکش نيز با لهستان و انگلستان مساوی کرد و پرتغال را برد تا صدرنشين گروهش شود.

در مرحله يک هشتم نهايی تيمهای برزيل، آرژانتين، آلمان غربی، مکزيک، اسپانيا، انگلستان، فرانسه، بلژيک با شکست دادن حريفان شان به مرحله يک چهارم نهايی صعود کردند.

در یک چهارم نهایی، فرانسه و برزيل در يکی از مهيج ترين بازيهای تاريخ فوتبال مقابل هم قرار گرفتند. برزيل ستارگانی چون “زيکو”، “سوکراتس”، “کاره کا” و “مولر” را در اختيار داشت و از آن طرف فرانسه با بازيکنانی چون “ميشل پلاتينی”، “ژان تيگانا”، “لويی فرناندز” به ميدان رفت.

بازی در 90 دقيقه قانونی با گلهای “کاره کا” و “پلاتينی” با تساوی 1-1 تمام شد. در وقت اضافه نیز برنده مشخص نشد و بازی به ضربات پنالتی کشیده شد.در ضربات پنالتی فرانسه برنده شد و توانست به نیمه نهایی برود.

در مسابقه ديگر از همين مرحله آرژانتين و انگلستان مقابل هم قرار گرفتند. اين بازی با دوگل “مارادونا” به سود آرژانتين پايان يافت؛ دو گلی که هرکدام در نوع خود پديده ای در جام جهانی محسوب می شود. گل نخست را “مارادونا” پس از گذر از 8 بازيکن انگليسی به ثمر رساند و سه دقيقه بعد نخستين گل آرژانتين پس از اينکه توپی روی سر مارادونا فرستاده شد بدست آمد. بازيکنان انگليسی معتقد بودند که مارادونا اين گل را با ضربه دستش به ثمر اما داور چنین اعتقادی نداشت.

سالها بعد مارادونا که مدتها اين ادعا را رد می کرد، اعتراف کرد که اين توپ را با دستش زده، اما مدعی شد که اين “دست خدا” بوده که آن ضربه را به گل تبديل کرده است. سه دقيقه بعد از اين گل، مارادونا پس از گذر از 8 بازيکن انگليسی گلی ديگری به ثمر رساند و آرژانتين به نيمه نهايی صعود کرد.

آلمان غربی نیز مکزيک و بلژيک، اسپانيا را شکست داد که نتيجه پايانی هر دو بازی در ضربات پنالتی مشخص شد.

در نيمه نهايی فرانسه از آلمان غربی شکست خورد آرژانتين نیز بلژيک را برد تا بدین صورت بازی پایانی بین تیمهای آرژانتین و آلمان غربی انجام شود.

در بازی رده بندی فرانسه 4-2 بلژیک را شکست داد و سوم شد.

فینال
بازی بین آلمان غربی و آرژانتین در ورزشگاه “آزتک” برگزار شد. از این بازی 114 هزار و 600 نفر در ورزشگاه از بازی دیدن می کردند. این بازی را می توان یکی از پرنوسان ترین فینالهای جام جهانی نام برد. آرژانتین نیمه اول با زدن یک گل (در دقیقه 23) بازی را تحت کنترل خود گرفت. ده دقیقه پس از آغاز نیمه دوم، آرژانتین توسط “والدانو” گل دوم خود را وارد دروازه آلمانی ها کرد. همه فکر می کردند کار بازی برای آلمان تمام شده تا اینکه “رومنیگه” در دقیقه 74 و “فولر” در دقیقه 80 دو گل برای آلمان وارد دروازه آرژانتین کردند. ولی سه دقیقه بعد “بوروچاگا” گلی برای آرژانتین زد و به سبب همین گل، آرژانتین برای بار دوم جام جهانی را به خانه برد.

در این دوره از بازی ها، “دیگو مارادونا” از سوی فیفا به عنوان برترين بازيکن جام برگزیده شد.

گلزنان برتر
گری لینه کر (انگلستان) – 6 گل

تیمهای شرکت کننده
الجزایر، آرژانتین، بلژیک، برزیل، بلغارستان، کانادا، دانمارک، انگلستان، فرانسه، مجارستان، عراق، ایتالیا، مکزیک، مراکش، ایرلند شمالی، پاراگوئه، لهستان، پرتغال، اسکاتلند، کره جنوبی، شوروی، اسپانیا، آلمان غربی، اروگوئه

حتما به گالری غرور آفرین و فوق العاده بی نظیر در ادامه مطلب نگاه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 16:0  توسط سهیل مارادونا  | 

جام جهانی 1978 نمایش قدرت پسران آفتاب

 

یازدهمین دوره جام جهانی فوتبال

آرژانتین 1978


 

در کنگره فیفا در ششم جولای 1966 در لندن تصمیم گرفته شد که آرژانتین میزبان جام جهانی 1978 باشد و اسپانیا در سال 1982 و کلمبیا در سال 1986 عهده دار این مسئولیت باشند. البته آشوب‌های سیاسی که پیش از برگزاری مسابقات، این کشور را در بر گرفته بود، باعث شد بسیاری از کشورها به فیفا فشار بیاورند تا میزبانی را از آرژانتین بگیرد، اما پافشاری ژائوهاوه لانژ، رئیس فیفا مانع از وقوع این امر گردید. در نوزدهم نوامبر 1975 در گواتمالا، گروههای مقدماتی قرعه کشی شدند تا 97 کشور برای کسب 14 سهمیه با هم رقابت نمایند. جام جهانی 1978 فرصت مناسبی برای آرژانتینی‌ها بود تا قدرت فوتبال خود را به رخ دو رقیب دیرینه یعنی برزیل و اروگوئه بکشند. در مسابقات مقدماتی، در قاره اروپا تیم انگلیس که با ایتالیا هم گروه شده بود به علت تفاضل گل کمتر از صعود به جام جهانی بازماند. چکسلواکی قهرمان جام ملتهای اروپا در سال 1976 با شکست در برابر ولزواسکاتلند موفق به صعود نشد تا از گروه هفتم اروپا، اسکاتلند به جام جهانی راه یابد. مجارستان پس از سرگروهی در گروه نهم اروپا برای صعود به دیدار تیم بولیوی (تیم سوم آمریکای جنوبی) رفت و با پیروزی 9 بر 2 در مجموع دو دیدار رفت و برگشت به جام جهانی صعود کرد. برزیل و پرو از آمریکای جنوبی به جام جهانی صعود نمودند. نکته جالب توجه در این قاره شکست اروگوئه در برابر بولیوی و عدم توفیق این تیم برای راهیابی به جام جهانی بود. در قاره آفریقا پس از انجام 4 مرحله مسابقات مقدماتی، تیم تونس بالاتر از نیجریه و مصر جواز حضور در دور نهایی جام جهانی را به دست آورد.آرژانتین، قهرمان جام در رقابت های قاره پهناور آسیا که البته استرالیا هم به عنوان نماینده اقیانوسیه در آن حضور داشت، پس از برگزاری مرحله اول مقدماتی تیم های هنگ‌کنگ، کره جنوبی، ایران، کویت و استرالیا به عنوان سرگروه به مرحله دوم راه یافتند. در این مرحله رقابت ها به صورت دوره ای و رفت و برگشت انجام گرفت و در نهایت تیم ایران با کسب 14 امتیاز از 8 بازی (6 پیروزی و 2 تساوی) برای اولین بار جام جهانی صعود نمود. در منطقه آمریکای شمالی و مرکزی (کونکاکاف) تیم مکزیک موفق به کسب بیشترین امتیاز در دور نهایی و راه یابی به دور پایانی گردید.
دو سال پیش از شروع بازیهای جام جهانی، ژنرال های ارتش آرژانتین دست به کودتای نظامی زدند و ژنرال «خورخه رافائل ویدلا» حکومت را در دست گرفت. کودتا گران به سرعت دست به سرکوب مخالفان زدند. به طوری که پیش از آغاز جام جهانی و در طی دو سال، حداقل بیست هزار آرژانتینی ناپدید شده بودند. دولت بسیار تلاش نمود تا از تمامی ابزار تبلیغاتی خود جهت معرفی آرژانتین به عنوان کشوری بدون زاغه نشینی و زندانی سیاسی در زمان جام جهانی فوتبال استفاده نماید و با حمایت همه جانبه از تیم ملی فوتبال نظر مردم کشور را هم جلب نماید. بنابراین سرمایه گذاری عظیمی برای برگزاری هرچه باشکوه تر جام جهانی از سوی دولت آرژانتین انجام گرفت. مجموعه زیرساختهای کشور شامل شبکه راه‌ها و نظام حمل و نقل عمومی و مراکز تلویزیونی بازسازی یا تکمیل شد. همچنین سه استادیوم بزرگ مندوزا، کوردوبا و ماردل پلاتا ساخته شدند. در مجموع حدود هفتصد میلیون دلار هزینه برگزاری این بازیها گردید.
دیدار افتتاحیه این مسابقه ها در اول ژوئن 1978 پس از انجام مراسم مختلف در حضور ژنرال ویدلا دیکتاتور آرژانتین برگزار شد. ویدلا در این مراسم سخنرانی مبسوطی در مورد صلح، دوستی و روابط انسانی کرد که طنز سیاهی بود و خیلی ها آن را هجویه ای بر ورزش و حقوق بشر خواندند. در دیدار افتتاحیه دو تیم آلمان غربی و لهستان در حضور 77000 تماشاگر به مصاف هم رفتند که این بازی با تساوی بدون گل به پایان رسید. آلمان ها که قهرمان جام جهانی 74 بودند، در غیاب بکن باوئر، اوورات، نتزر و گردمولر، شکوه سابق را نداشتند و به نظر نمی رسید بتوانند به مقام قهرمانی برسند.
مسابقات در چهار گروه چهار تیمی در دور مقدماتی آغاز گردید. در گروه اول، آرژانتین، ایتالیا، فرانسه و مجارستان حضور داشتند. آرژانتین بر روی نیمکت خود لوئیس سزار مینوتی را داشت که یک سال پیش از آن توسط ویدلا به این سمت منصوب شده بود و ژنرال های ارتش از او فقط قهرمانی می خواستند. فیلول در درون دروازه، پاسارلا در خط دفاع، آردیلس در خط میانی و ماریو کمپس در نوک حمله ستون های اصلی این تیم به شمار می رفتند. تیم میزبان با دو پیروزی (2-1) مقابل مجارستان و فرانسه جام را آغاز نمود ولی در دیدار سوم با تک گل روبرتو بتگا مهاجم یوونتوسی تیم ملی ایتالیا مغلوب این تیم گردید. ایتالیایی ها که فرانسه و مجارستان را هم مغلوب کرده بودند به عنوان تیم اول صعود نمودند تا در دور بعد در گروه سختی قرار گیرند. در گروه دوم، آلمان غربی، لهستان، تونس و مکزیک قرار داشتند که دیدار اول با تساوی آلمان غربی و لهستان به پایان رسید. تونس که تنها نماینده قاره آفریقا بود، شگفتی ساز شد و با پیروزی 3 بر یک بر مکزیک خود را به جهانیان شناساند. اما تجربه کم باعث شکست یک بر صفر آنها در برابر لهستان شد تا پس از پیروزی 6 بر صفر آلمانها بر مکزیک برای تکمیل شگفتی و صعود نیازمند کسب پیروزی برابر آلمان غربی باشند، آرزویی که محقق نشد و تونس با تساوی بدون گل برابر مدافع عنوان قهرمانی از راه یابی به مرحله دوم بازماند. از این گروه لهستان و آلمان غربی به مرحله یک چهارم نهایی صعود کردند. در گروه سوم، اتریش، اسپانیا، برزیل و سوئد حضور داشتند. برزیل با نسل جدیدی از بازیکنان خود که جانشین اسطوره‌های دهه گذشته شده بودند پا به این جام نهاد. در این تیم سوکراتس و زیکو در زمره بهترین ها بودند. برزیل پس از دو تساوی برابر سوئد و اسپانیا، با کسب پیروزی یک بر صفر بر اتریش به دور بعد صعود نمود. در گروه چهارم، تیم های پرو، هلند، ایران و اسکاتلند حضور داشتند. هلندی ها با رهبری ارنست هاپل حتی بدون یوهان کرایف هم خیلی قدرتمند می نمودند. البته اگر کرایف بود و این تیم روحیه پیروزی در دیدار نهایی را داشت شاید جام یازدهم به آمستردام می رفت که این اتفاق نیفتاد. تیم ایران که قدرت اول فوتبال آسیا بود و در دیدارهای تدارکاتی پیش از جام بسیار موفق نشان داده بود، به علت بروز درگیری و حاشیه های فراوان در ارودهای پیش از جام، با روحیه ای بسیار پایین و عدم هماهنگی میان مسئولان و بازیکنان و کادر فنی به آرژانتین وارد شد و در گام اول با نتیجه سنگین 3 بر صفر مقابل هلند مغلوب شد. تیم پرو هم که از وجود تئوفیلو کوبیلاس ستاره خود در جام 70 سود می جست با همین نتیجه اسکاتلند را مغلوب کرد. تیم ایران در گام دوم توانست با گل ایرج دانایی فرد به نتیجه مساوی یک بر یک برابر اسکاتلند دست یابد ولی با شکست 4 بر یک مقابل پرو در دیدار آخر خیلی زود با جام جهانی خداحافظی کرد. از این گروه، تیم های پرو و هلند به مرحله بعد صعود کردند.
در مرحله دوم، هشت تیم صعود کرده در دو گروه چهار تیمی قرار گرفتند تا تیم های اول هر گروه به دیدار نهایی و تیم های دوم به دیدار رده بندی صعود کنند. در این مرحله، آلمان غربی، ایتالیا، هلند و اتریش در گروه یک قرار گرفتند. هلندی ها با دو پیروزی خیره کننده (5-1) و (2-1) برابر اتریش و ایتالیا خود را به عنوان مدعی اول جام مطرح کردند. آلمان ها هم که در دیدار اول مقابل ایتالیا مساوی کرده بودند با تساوی برابر هلند و شکست از اتریش، برخلاف سه دوره گذشته از حضور در جمع چهار تیم نهایی بازماندند. پیروزی یک بر صفر ایتالیا برابر اتریش آنها را به دیدار رده بندی فرستاد. در گروه دوم، برزیل، آرژانتین، لهستان و پرو حضور داشتند. آرژانتین با پیروزی دو بر صفر مقابل لهستان آغاز کرد و برزیل 3 بر صفر پرو را شکست داد. در بازی دوم، آرژانتین برابر برزیل به تساوی بدون گل رسید تا پس از پیروزی 3 بر یک برزیل برابر لهستان، نیازمند نتیجه‌ای با اختلاف 4 گل برابر پرو باشد تا بتواند به دیدار پایانی صعود نماید. در شب 21 ژوئن آرژانتین در بوینوس آیرس تیم پرو را با 6 گل مغلوب نمود. این نتیجه که به عقیده بسیاری حاصل تبانی دو تیم بود باعث شد تیم قدرتمند برزیل بدون شکست از حضور در دیدار نهایی باز بماند. برزیل در دیدار رده بندی موفق شد ایتالیا را 2 بر یک شکست دهد و به مقام سوم جام برسد.

دیدار نهایی در روز بیست و پنجم ژوئن در حضور حدود هشتاد هزار تماشاگر آرژانتینی بین دو تیم آرژانتین و هلند برگزار شد. تیم آرژانتین در این دیدار با گل کمپس از حریف پیش افتاد ولی گل «یان پورت ویلت» هلندی در دقایق پایانی، بازی را به وقت اضافی کشید. در وقت اضافه، ماریوکمپس آقای گل و ستاره مسابقات یک گل دیگر به ثمر رساند و برتونی با گل خود پیروزی نهایی 3 بر یک را برای آرژانتین به ارمغان آورد تا برای نخستین بار مردم آرژانتین جشن قهرمانی در جام جهانی را برگزار نمایند.


تابلوی افتخار

تعداد تیمهای شرکت‌کننده : 16 تیم
رده‌بندی نهایی : 1- آرژانتین 2- هلند 3- برزیل 4- ایتالیا
تعداد مسابقات : 38 بازی
تعداد گل : 102 گل
بهترین خط حمله‌ : آرژانتین و هلند (15 گل)
بهترین خط دفاع :آرژانتین (4 گل)
آقای گل : ماریوکمپس ( آرژانتین 6 گل)
بهترین بازیکن : ماریوکمپس (آرژانتین)
مجموع تماشاگران : 1610216 نفر
دیدار فینال‌ ـ ورزشگاه مونومنتال ( 25 ژوئن 1978 - بوینوس‌آیرس)
آرژانتین    3    -    هلند    1    (در وقت اضافی)
گلها : کمپس(105،38)، برتونی (115)، برای آرژانتین ؛ نانینگا(80) برای هلند
داور : سرجیوگونلا (ایتالیا)
تماشاگر : 78000 نفر
آرژانتین : فیلول، اولگاین، گالوان، تارانتینی، آردیلس (لاروسا)، گالگو، کمپس، برتونی، لوکو، اوریتز (هوسمان)
هلند : یونگ بلود، یانسن (سوربیر)، براندتس، کرول، پورتویلت، هان، دبیلو. وان درکرکهوف، نیسکنز، ار.وان‌درکرکهوف، رپ (نانینگا)، رنسن برینگ

نتایج بازیهای یازدهمین دوره جام جهانی فوتبال، 1978 آرژانتین

مرحله اول

گروه 1 : صعودکنندگان ایتالیا و آرژانتین

آرژانتین

2

مجارستان

1

ایتالیا

2

فرانسه

1

آرژانتین

2

فرانسه

1

ایتالیا

1

آرژانتین

0

فرانسه

3

مجارستان

1

ایتالیا

2

مجارستان

0

گروه 2 : صعودکنندگان لهستان و آلمان‌غربی

آلمان‌غربی

0

لهستان

0

تونس

3

مکزیک

1

لهستان

1

تونس

0

آلمان‌غربی

6

مکزیک

0

لهستان

3

مکزیک

1

آلمان‌غربی

0

تونس

0

گروه 3 : صعودکنندگان برزیل و اتریش

برزیل

1

سوئد

1

اتریش

2

اسپانیا

1

اتریش

1

سوئد

0

برزیل

0

اسپانیا

0

اسپانیا

1

سوئد

0

برزیل

1

اتریش

0

گروه 4 : صعودکنندگان پرو و هلند

پرو

3

اسکاتلند

1

هلند

3

ایران

0

اسکاتلند

1

ایران

1

هلند

0

پرو

0

پرو

4

ایران

1

اسکاتلند

3

هلند

2


مرحله دوم

گروه ‌آ : صعودکنندگاه هلند و ایتالیا

ایتالیا

0

آلمان‌غربی

0

هلند

5

اتریش

1

ایتالیا

1

اتریش

0

آلمان‌غربی

2

هلند

2

هلند

2

ایتالیا

1

اتریش

3

آلمان‌غربی

2

گروه‌ ب : صعودکنندگان آرژانتین و برزیل

آرژانتین

2

لهستان

0

برزیل

3

پرو

3

آرژانتین

0

برزیل

0

لهستان

1

پرو

3

برزیل

3

لهستان

1

آرژانتین

6

پرو

0


رده بندی

برزیل

2

ایتالیا

1


فینال

آرژانتین

3

هلند

1

در آن زمان دولت آرژانتین یک دولت نظامی دیکتاتور بود و بدین سبب مردم آرژانتین می ترسیدند که مشکلات سیاسی داخلی و خارجی، و تاخیر در ساخت چند استادیوم، آرژانتین را از لطف میزبانی محروم کند. اما به هر حال بازیهای نهایی جام جهانی 78 در این کشور آغاز شد.

این نخستین بار بود که تعداد تیمهای شرکت کننده در مرحله راه یابی دورقمی (100) می شد. همچنین تیم ایران از آسیا اولین حضور خود را در جام جهانی تجربه می کرد. مثل همیشه اکثریت شرکت کنندگان از قاره های اروپا و آمریکا می آمدند. تونس هم به عنوان نماینده آفریقا توانسته بود وارد جام شود تا برای بار نخست این جام را تجربه کند.

ايران برای راهیابی به مراحل پایانی راه سختی را گذرانده بود. این تیم در دور نخست مرحله انتخابی سوريه و عربستان سعودی را شکست داده بود. در دور دوم مرحله انتخابی آسيا - اقيانوسيه با هنگ کنگ، کره جنوبی و استراليا هم گروه شد که به عنوان تيم اول گروه برای نخستين بار به جام جهانی راه پیدا کرد.

اما اولین تجربه جام جهانی برای ایران حاوی دو شکست و یک تساوی بود. ایران برابر هلند و پرو باخت و بازی برابر اسکاتلند را مساوی کرد و نتوانست به مراحل بالاتر راه پیدا کند.

اما وضعیت تیمهای دیگر این چنین بود: انگلستان، اروگوئه و فرانسه در مرحله گروهی حذف شدند. در مرحله گروهی دوم که در دو گروه انجام می شد، آرژانتین و هلند در گروه های خود اول شدند و به دیدار فینال رفتند و ایتالیا و برزیل که دوم هر گروه بودند، بازی رده بندی را برگزار کردند که این بازی 2-1 به نفع برزیل تمام شد و این تیم به مقام سوم جام رسید.

فینال
فینال بین تیمهای آرژانتین (میزبان بازیها) و هلند (نایب قهرمان جام قبل) برگزار می شد. 77 هزار تماشاگر به استادیوم شهر بوینس آیرس آمده بودند که اکثر آنها آرژانتینی بودند. تشویقهای اول بازی این تماشاچیان باعث شد تا تیم جوان آرژانتین بازی را خوب آغاز کند تا اینکه در دقیقه 38 توسط ستاره خود یعنی “ماريو کمپس” اولین گل بازی را بثمر برساند.

آرژانتین تا دقیقه 80 بازی دفاع می کرد و کمتر تمایلی به زدن گل بیشتر داشت. در دقیقه 82 هلندیها توسط “نانینگا” گل تساوی را زدند و قهرمانی را از میزبان پس گرفتند.

بازی با همان تساوی 1-1 در دقیقه 90 تمام شد. در دقایق اضافه بازی، تماشاگران آرژانتینی روحیه خوبی به بازیکنان خود دادند و آرژانتین توانست دو گل یکی در دقیقه 105 (توسط ماریو کمپس) و دقیقه 116 (توسط دانیل برتونی) وارد دروازه هلند کند تا برای نخستین بار فاتح جام جهانی شود.

گلزنان برتر
ماریو کمپس (آرژانتین) – 6 گل
رنسنبرینک (هلند) – 5 گل
کوبیلاس (پرو) – 5 گل

تیمهای شرکت کننده
اتریش، مجارستان، فرانسه، هلند، ، ایتالیا، لهستان، آلمان غربی، اسکاتلند، اسپانیا، سوئد (اروپا)
برزیل، آرژانتین، مکزیک، پرو (آمریکا)
ایران (آسیا)
تونس (آفریقا)
 
برای دیدن عکس های فوق العاده جذاب قهرمانی آرژانتین بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 15:36  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی ماریو کمپس

نام : ماریو آلبرتو کمپس

▪ تولد: ۱۵ جولای ۱۹۵۴
▪ محل تولد: کوردوبا - آرژانتین
▪ باشگاه ها: انستیتیو کوردوبا، روزاریو سنترال، والنسیا (اسپانیا)، ریور پلاته، والنسیا، هرکولس دالیچانته (اسپانیا)، فیرست ویینا (استرالیا)
▪ افتخارات: قهرمان جام جهانی ،۱۹۷۸ آقای گل و بهترین بازیکن جام جهانی ،۱۹۷۸ قهرمان جام برندگان جام اروپا ۱۹۸۰ و قهرمان سوپر جام اروپا ۱۹۸۰
▪ تیم ملی: ۴۳ بازی، ۲۰ گل
ماریو آلبرتوکمپس در بلویل ایالت کوردوبا به دنیا آمد. خانواده کمپس او را به مدرسه فوتبال بوکاجونیورز بردند تا استعدادش پرورش یابد. حضور او در روزاریو سنترال باعث دعوتش به تیم ملی آرژانتین شد و در سال ۱۹۷۳ مقابل بولیوی اولین بازی ملی خود را انجام داد. هرچند در تیم ملی در جام جهانی ۱۹۷۴ حضور داشت اما فرصت هنرنمایی نیافت. کمپس در سال ۱۹۷۶ به اسپانیا رفت و به عضویت والنسیا درآمد؛ هرچند کمپس سن زیادی نداشت اما مهارت فوق العاده اش سبب شد به او لقب ماتادور بدهند. در فصل اول حضورش با ۲۴ گل بهترین گلزن والنسیا بود. ۲ سال بعد او یکی از پایه های اصلی قهرمانی آرژانتین در جام جهانی بود. کمپس در دور اول رقابت ها همانند جام جهانی ۱۹۷۴ پایش به گلزنی باز نشد اما «مینوتی» سرمربی آرژانتین که اعتقاد فراوانی به مهاجمش داشت او را در ترکیب اصلی حفظ نمود. کمپس در دور دوم، ۲ بار مقابل لهستان و ۲ بار هم مقابل پرو گلزنی کرد تا آرژانتین به عنوان تیم اول به دیدار فینال راه یابد. در دیدار پایانی مقابل هلند ۲ تیم در وقت قانونی به تساوی یک بر یک دست یافتند. تک گل آرژانتین توسط کمپس به ثمر رسید. در وقت اضافی هم ماریو یک گل دیگر زد تا در کنار گل برتونی، آرژانتین به مقام قهرمانی جهان برسد. وی با ۶ گل آقای گل جام جهانی شد و عنوان بهترین بازیکن را هم کسب نمود. پس از جام جهانی او به همراه والنسیا در سال ۱۹۸۰ قهرمان جام برندگان جام اروپا شد و یک سال بعد با مبلغ گزاف یک میلیون پوند به ریورپلاته منتقل شد اما این انتقال یک سال بیشتر دوام نداشت و دوباره به والنسیا بازگشت و تا سال ۱۹۸۴ در این تیم بازی کرد. پس از آن هم به تیم های رده پایین تر رفت و مدتی هم در باشگاه های اتریش و استرالیا بازی کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 15:11  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی ستاره آلبی سلسته باتی گل

حیاط پهناور ویلا بلند شده است و باتیستوتا برهنه سراغ جکوزی بزرگ محاصره در گل ها و درختچه ها می رود. از میان بخار انبوه سه کله کوچولو با پنجه های باز و حالتی شبیه دراکولا ظاهر می شوند و باتی را زیر آب می برند.بچه ها و باتی گل ناگهان ساکت می شوند و سپس همه بلند فریاد میزنند .

« تی آمو ایرنا »
یعنی دوستت دارم ایرنا
این جمله جنجالی را باتی گل در سال ۱۹۹۶ پس از زدن سومین گل برابر میلان و در شادی قهرمانی رو به دوربین های تلویزیونی فریاد زد و اکنون رمز مشترک خانواده است
گابريل دراول فوريه سال 1969 در منطقه اي به نام رکونکوسيستاي سانتافه به دنيا آمد. او بچه اي کم حرف ، اما پرتحرک بود و هيچگاه از حمايت هاي پدرش محروم نماند.او در کتابي که به نام "يو باتي گل " به چاپ رسيد، اين چنين از روزهاي کودکي اش مي گويد: مثل بيشتر کودکان آرژانتيني نبودم آن طور که از امريکاي لاتين برداشت مي شود، در فقر به سر نمي بردم
پدرم "بابا عمر" هميشه در کنارمان بود و همواره با وجود او، احساس خوشبختي مي کرديم.
او هنوز مرا از راهنمايي خودش بي نصيب نميگذارد.مادرم هم موجودي دوست داشتني بود و هست.
گلوريا (مادرم ) خوش برخورد، صبور و باحوصله بود و همين خصلت ها، او را در فاميل ما منحصر به فرد کرده بود. مادرم در اداره زندگي خانوادگي اش توانايي بالايي داشت و بخوبي زندگي خود و بچه هايش را جمع مي کرد. با وجود اين پدر و مادر طبيعي است که احساس خوشبختي کنم.گابريل از دوران قبل از فوتبال چيز زيادي ننوشته و تنها به ذکر خصوصياتي از پدر و مادر و همين طور چند خط از سرگرمي هايش اکتفا کرده است : هر وقت خسته مي شدم ، بابا عمر مرا با خود به گردش مي برد و چند دقيقه اي در فضاي آرام کنار خانه بازي مي کردم.

حیاط پهناور ویلا بلند شده است و باتیستوتا برهنه سراغ جکوزی بزرگ محاصره در گل ها و درختچه ها می رود. از میان بخار انبوه سه کله کوچولو با پنجه های باز و حالتی شبیه دراکولا ظاهر می شوند و باتی را زیر آب می برند.
بچه ها و باتی گل ناگهان ساکت می شوند و سپس همه بلند فریاد میزنند .

گلوريا مي گويد که در آن سنين ، به تاب بازي خيلي علاقه داشتم.از بازي بر روي تاب و سرسره تا رسيدن به قله شهرت و افتخار، فقط چند گام بود. گابريل احساس عجيبي در مورد آن روزها دارد و هنوز هم با گذشت چندين سال ، وقتي خاطره اش را به ياد مي آورد، به طرز عجيبي احساساتي مي شود و اشک در چشمانش حلقه مي زند. مي گويد: نوزده ساله بودم که براي اولين بار در زندگي ام طعم يک ليگ گرم و پرهيجان را چشيدم.بعد از سه سال کار در باشگاه هاي ريز و درشت ، به تيمي راه پيدا کرده بودم که خوب مي دانستم مي تواند سکوي پرتاب من باشد.در فصل 1989 - در نيوالد بويز به بازي گرفته شدم ، ولي در همان سال باشگاهم را تغيير دادم.گابريل در فصل 89 - ليگ دسته اول آرژانتين ، در دومين بازي نيوالدبويز به ميدان آمد و از همان بازي ، جاي خود را در ترکيب اين تيم محکم کرد. او در آن سال در مجموع 16 بازي براي نيوالد بويز انجام داد که 4 گل ثمره حضور اين بازيکن در اين تيم بود.در همان فصل سرمربي ريورپلاته - يکي از باشگاه هاي مطرح آرژانتين - استعداد عجيب گابريل جوان را کشف کرد و او را به تيم خود آورد.اين بازيکن جوان در فصلهاي 89 - و90 - فقط17 بازي براي ريوپلاته انجام داد که حاصل آن 6 گل براي اين تيم مطرح بود.باتيستوتا پس از حضور موفق در نيوالد بويز و ريورپلاته به دنبال عرصه ديگري براي درخشش بود؛ جايي که زير ذره بين باشگاه هاي پولدار دنيا باشد؛ جايي براي مطرح شدن.
او به دنبال يک نردبان ترقي بود. به طور قطع ، بوکاجونيورز مي توانست نقش سکوي پرتاب را براي او بازي کند. بازي در اين تيم ، روياي کودکي گابريل بود: "زماني که به من پيشنهاد بازي در بوکا داده شد، اول باور نمي کردم ، اما بعد به خودم گفتم تو خودت را نشان داده اي و حضور در بوکاجونيورز حق توست.من مي دانستم در اين تيم چه بازيکناني توپ زده بودند و به خصوص مي دانستم که ديگوي بزرگ (مارادونا)، روزي پيراهن همين باشگاه را ميپوشيد."حضور باتيستوتا در تيم رويايي اش زياد هم دوام نداشت.
حدس او درست از آب درآمده بود. فقط يک فصل حضور او در بوكادر فصل 1990-91 -( کافي بود تا باشگاه هاي بزرگ ، روي اين چهره جديد آرژانتين دست بگذارند.گابريل براي پيوستن به باشگاه هاي داخلي آرژانتين با مشکل چنداني رو به رو نبود، چون تمام تيمهاي حاضر در ليگ دسته اول کشورش را مي شناخت ؛ اما براي حضور در ليگ هاي خارجي بايد وسواس بيشتري به خرج ميداد."من بايد از باشگاه هاي فرانسه و ايتاليا يکي را انتخاب مي کردم.
بيشتر بازيکنان برزيلي در گام اول براي مطرح شدن ، فرانسه را انتخاب مي کنند؛ اما من ايتاليا را انتخاب کردم.
با تمام داستان هايي که در مورد ايتاليا و ليگ اين كشور برايم نقل کرده بودند، نمي دانم چرا من باز هم اين ليگ را انتخاب کردم.
شايد به خاطر جذابيت و گرماي عجيب آن وشايد به اين خاطر که در ايتاليا کمتر از فرانسه احساس غربت ميکردم."باتيستوتا شايد خودش انتقال به اروپا را مديون بوکاجونيورز بداند، اما همه کارشناسان بر اين عقيده اند که کوپا امريکا مايه شهرت او شد.سال 91 يعني همان سالي که گابريل به فيورنتينا انتقال يافت ، تيم ملي آرژانتين قهرمان جام ملتهاي امريکاي جنوبي شد و گابريل نقش عمده اي در قهرماني آرژانتين ايفا کرد تا همه نگاه ها به او دوخته شود. او حتي در فينال هم به گلزني ادامه داد و تيم خود را قهرمان کرد.گابريل در ميان تيمهايي که به او پيشنهاد بازي داده بودند، فيورنتينا را برگزيد. پس از يک فصل بازي در بوکا، او خوب مي دانست که چه حسابي روي او باز شده است.
او در فصل 1990_91 -،19 بازي براي بوکا انجام داد و11 گل زد. اين آمار بدي نبود، اما گابريل بعدها نشان داد که بهتر از اين هم ميتواند باشد.شهر فلورانس ؛ شهري که بعدها با نام گابريل گره خورد، سالهاي سال پذيراي باتيستوتا بود و حتي چند ماهي نيز شايعه نامزد شدن او براي احراز مقام شهردار شهر فلورانس بر سر زبانها افتاد.تيم اول شهر فلورانس "فيورنتينا"بود و حضور باتيستوتا در اين تيم بنفش مي توانست مردم خونگرم اين شهر زيبا را به روزهاي آينده خوشبين کند.باتيستوتا در نخستين سال حضورش در فيورنتينا (فصل 92 -91) 27 بازي انجام داد و13 گل زد.فصل بعد در32 بازي 16 گل زد و در فصل سوم حضورش در فيورنتينا (فصل 94 -93 )، در26 بازي 16 گل به ثمر رساند.گابريل در فصل 95 -94 در32 بازي 26 گل زد تا همه چشمها را خيره کند.باتيستوتا در فصل پنجم حضورش در فيورنتينا در31 بازي 21 گل زد. در فصل بعد، در32 بازي 14 گل به ثمر رساند و در فصل هفتم در31 بازي باز هم به 21 گل رضايت داد.گابريل در فصل هشتم حضورش در فيورنتينا(فصل 99 -98 ) در28 بازي 21 گل زد و سرانجام در آخرين سال حضورش در فلورانس (در فصل 2000 -1999 ) در30 بازي 23 گل زد تا در مجموع 9 فصل حضور در فيورنتينا، شمار گلهاي خود را به 171 برساند.او با اين تعداد گل ، رکورد گلزني در تاريخ باشگاه فيورنتينا را شکست.

رکورد گلزني در اين باشگاه متعلق به يک گلزن سوئدي اين باشگاه در دهه هاي 50 و60 ميلادي بود که 158 گل به ثمر رسانده بود.سالها حضور در شهر فلورانس و تلاش براي سرافرازي اين تيم ، از گابريل چهره اي محبوب و دوست داشتني ساخته بود. در تمام فلورانس صحبت از او بود و کمتر کسي گمان مي کرد که اين چهره محبوب و وفادار هم روزي قصد ترک فلورانس را داشته باشد، اما سرانجام او هم رفت.
خودش احساسي عجيب در روزهاي پاياني حضور در فلورانس داشت.
سالها حضور در فلورانس نتوانسته بود او را از نظر قهرماني ورزشي ارضاء کند. هر چند که او در اين شهر کمبودي نداشت و همه به او محبت مي کردند، اما بايد طعم قهرماني را مي چشيد: "من بايد در تيمي بازي مي کردم که قهرمان مي شد؛ قهرمان ايتاليا و حتي قهرمان اروپا، اما تمام افتخاري که با فيورنتينا به آن رسيدم ، يک بار قهرماني جام حذفي و يک بار قهرماني در سوپر جام ايتاليا بود؛ همين ! مي دانستم که تصميم من براي ترک فلورانس تبعات بسياري خواهد داشت ، ولي بايد مي رفتم.
در اين شرايط انتظار داشتم تماشاگران هم مرا درک کنند و بخوبي هم اين کار را انجام دادند".آ.اس.
رم براي به خدمت گرفتن باتيستوتا رقم بالايي به فيورنتينا پيشنهاد کرد و اين تيم که در شرايط بحراني و عجيب و غريبي به سر مي برد، به رغم ميل باطني ، به اين انتقال راضي شد.34 ميليون دلار براي انتقال باتيستوتا به رم پرداخت شد تا به اين ترتيب جوان گمنام رکونکوئيستا به جمع 20 بازيکن گران قيمت تاريخ فوتبال دنيا بپيوندد.حضور باتيستوتا در رم و گل او به فيورنتينا و گريه مشهورش پس از گل که همه دنيا را تحت تاثير قرار داد، گوشه اي از خبرسازي اين بازيکن بزرگ بود.او در فصل 2001 -2000 در تمام بازيهاي رم حاضر نبود و از مجموع 38 بازي رم ، در28 بازي به ميدان رفت و20 گل زد تا يکي از علل بي چون و چراي قهرماني رميها باشد.رم به واسطه حضور بازيکناني چون باتيستوتا و توتي پس از18 سال با مربي سرشناس خود کاپلو، سرود قهرماني سر داد.گابريل از آن دسته بازيکناني است که در خارج از کشور فوق العاده محبوبند و در داخل کشور مغضوب.
او شايد همچون کانتونا نباشد، اما مانند او اسير يک اختلاف سليقه شده است.مارچلو بيلسا سرمربي تيم ملي آرژانتين اگر چه بهانه اي چون مصدوميت را براي دعوت نکردن باتيستوتا به اردوي تيم ملي فوتبال آرژانتين در اختيار داشت ، اما به دليلي خاص او را دعوت نمي کرد و گابريل از اين موضوع آگاه بود: "من مي دانم که بيلسا علاقه چنداني به من ندارد و من هم از اين موضوع گله اي ندارم ؛ چون در اين مورد حق ندارم به او اعتراض کنم."بيلسا اعتقاد چنداني به گابريل ندارد و اين امر بخوبي از نوع تصميم هايي که او در تيم ملي آرژانتين گرفته ، مشخص است.بيلسا بيشتر ترجيح مي دهد که هرنان کرسپو مهاجم اول او باشد و اين را در هر شرايط نشان داده است.
به اين ترتيب او بايد به دنبال زوج مکمل براي کرسپو باشد؛ چرا که از نظر گابريل نمي تواند نقش مکمل را بخوبي بازي کند، چون گابريل در تيم خود همواره مهاجم اول بوده است و براي او مکمل تعيين کرده اند.با آن که باتيستوتا رکورد گلهاي ملي را در کشور آرژانتين شکسته است ، اما اينها هيچکدام دليل قانع کننده اي براي بيلسا نيست.رکورد گلهاي ملي در اختيار ديگو آرماندو مارادونا بود که او36 گل زده را در بازيهاي رسمي ملي در پرونده خود ثبت کرده بود، اما باتيستوتا در حدود78 بازي ملي ،57 گل به ثمر رساند که اين نشان از توانايي بالاي اين بازيکن دارد؛ چرا که آرژانتين در بازيهاي رسمي ملي معمولا با تيمهاي پرتوان و قدرتمند روبه رو ميشود.

بيلسا پس از اطمينان از صعود آرژانتين به جام جهاني ، باتيستوتا را به تيم ملي دعوت کرد تا او را براي پيکارهاي مرحله نهايي جام جهاني امتحان و از سويي فشار مطبوعات را کم.باتيستوتا نامي است که همواره در ياد و دل علاقه مندان واقعي فوتبال باقي خواهد ماند؛ بازيکني که شايد اخلاقش را از مادرش به ارث برده باشد. گابريل ، با اخلاق و تعصبي مثال زدني و همين طور گلهايي که هيچ گاه از يادها نخواهد رفت ، بخشي از تاريخ فوتبال آرژانتين و ايتالياست ؛ چرا که او در مدت 12 سال حضورش در اروپا، پا را از ايتاليا فراتر نگذاشته است .
جزئیات فوتبال حرفه ای :
اولین مسابقه حرفه‌ای :۲۵ سپتامبر ۱۹۸۸، سن مارتین یک – نیوولز اولدبویز صفر
بیشترین گل زده در یک فصل: ۲۶ گل برای فیورنتینا در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۵ که رکورد ۳۰ ساله اتزیو پاسکوتی را شکست.
اولین گل حرفه‌ای: ۱۶ مه ۱۹۸۲، نیوولزاولدبویز۳- پلاتنسه صفر
اولین بازی ملی: ۲۷ مارس ۱۹۹۱، برزیل صفر – آرژانتین یک
اولین گل ملی: 8 ژوئیه ۱۹۹۱، آرژانتین – ۳ ونزوئلا صفر
آخرین بازی ملی: ۲۰۰۲، آرژانتین یک – نیجریه صفر
آخرین گل ملی: ۱۲ ژوئن ۲۰۰۲، آرژانتین یک – سوئد یک
افتخارات
قهرمانی سری B: فیورنتینا در فصل۱۹۹۳-۱۹۹۴
جام حذفی ایتالیا: فیورنتینا در فصل ۱۹۹۵-۱۹۹۶
قهرمانی سری A: آ اس رم در فصل ۲۰۰۰-2001۲۰۰۱
آقای گل سری A: فیورنتینا در فصل ۱۹۹۴ – ۱۹۹۵ با ۲۶ گل زده
قهرمانی کوپا آمریکا: دو بار با آرژانتین در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳
آقای گل کوپاآمریکا: دو بار با آرژانتین در سال ۱۹۹۱ با ۶ گل زده
تیم‌های باشگاهی
۱۹۸۹-۱۹۸۸ نیوولزاولدبویز، ۱۶ مسابقه و ۴ گل
۱۹۹۰-۱۹۸۹: ریورپلاته، ۷ مسابقه و ۴ گل
۱۹۹۱-۱۹۹۰: بوکاجونیورز، ۲۹ مسابقه و ۱۳ گل
۲۰۰-۱۹۹۱:فیورنتینا،۲۶۹مسابقه و177 گل
۲۰۰۲-۲۰۰۰: آاس‌رم، ۵۱ مسابقه و ۲۶ گل
۲۰۰۳-۲۰۰۲: اینترمیلان، ۲۴ مسابقه و ۶ گل
۲۰۰۴-۲۰۰۳: العربی قطر، ۱۸ مسابقه و ۲۵ گل
كارنامه گابريل باتيستوتا
۱۹۶۹: در يك فوريه اين سال باتيستوتا در شهر ريكونكوئيستا كشور آرژانتين به دنيا آمد.
۸۹-۱۹۸۸: اولين حضور رسمى اش را براى تيم آرژانتينى نيوولز اولدبويز داشت. وى قبل از رفتن به ريورپلاته توانست تا در فصلى كه منجر به پيروزى تيمش شد، افتخار زدن چهار گل را پيدا كند.
۱۹۸۹: با ترك ريورپلاته به تيم بوكاجونيورز پيوست.
۱۹۹۱: وى در اين سال قرارداد ۳/۲ ميليون دلارى را با تيم فيورنتينا بست.
۹۳-۱۹۹۲: با وجود ۱۶ گلى كه براى فيورنتينا در ۳۲ خود به ثمر رساند، نتوانست عنوانى را در رقابت هاى سرى –آ به دست بياورد. با وجود پيشنهاداتى كه از طرف باشگاه هاى صدر جدول به وى مى‌شد، او فيورنتينا را ترك نكرد.
۹۴-۱۹۹۳: ۱۶ گلى كه وى در ۲۶ بازى خود براى فيورنتينا به ثمر رساند، باعث شد تا بار ديگر اين تيم به اوج دست يابد.
ژوئن ۱۹۹۴: اولين بازى ملى خود را در جام جهانى و برابر تيم ملى يونان انجام داد.
۹۵-۱۹۹۴: با زدن ۱۱ گل نخست براى تيم فيورنتينا توانست تا ركورد جديدى را در فوتبال ايتاليا رقم بزند. وى با ركورد ۲۶ گل در ۳۲ بازى عنوان مهاجم برگزيده اين تيم را از آن خود كرد.
اپريل ۱۹۹۶: با زدن ۳۴ گل براى تيم ملى كشورش در برابر تيم ملى بولیوى ركورد گلزنى خود را به مارادونا رساند.
مى ۱۹۹۶: اين ستاره آرژانتينى توانست تا با زدن گل در هر دو ديدار فيورنتينا برابر آتالانتا برگامو و با مجموع ۳ بر صفر نتيجه ديدار فينال جام كوپا ايتاليا را براى خود رقم بزند تا تيمش پس از ۲۱ سال به عنوان قهرمانى در فوتبال ايتاليا دست پيدا كند.
گفتنى است اين تنها عنوان قهرمانى بود كه وى طى نه سال بازى در فلورانس بة دست آورد.
آپريل ۱۹۹۷: در ديدار نيمه نهايى جام يوفا زننده گل تساوى تيمش به بارسلونا بود وى در حالى كه سعى داشت با گذاشتن انگشت خود بر روى لبش صدهزار تماشاگر مشتاق نيوكمپ را آرام كند به بخش ماندگارى از تاريخ فوتبال ايتاليا تبديل شد.
نوامبر ۱۹۹۷: پس از سه سال دورى از تيم ملى كشورش دوباره به تركيب تيم ملى فراخوانده شد.
ژوئن ۱۹۹۸: سه گل از پنج گل تيمش را در برابر جامائيكا به ثمر رساند تا آرژانتين اين تيم را با نتيجه پنج بر صفر شكست دهد. وى دقيقا يك روز پيش از ديدار آرژانتين برابر انگلستان در مرحله يك چهارم نهايي، براى سومين بار صاحب پسر شد. وى گل اول اين ديدار را براى آرژانتينى ها به ثمر رساند.
۹۹-۱۹۹۸: با زدن ۱۳ گل در ۱۳ بازى نخست فيورنتينا اين تيم را به صدر جدول رده بندى سرى A رساند. در اين فصل و پس از مصدوميت تيم فيورنتينا افت قابل محسوسى داشت و نهايتاً مقام سوم ليگ را به دست آورد.
ژانويه ۲۰۰۰: پس از ريوالدو و ديويد بكهام توانست تا عنوان برترين بازيكن سال ۱۹۹۹ فيفا را از آن خود كند.
مى ۲۰۰۰: با زدن سه گل در ديدار فينال فصل توانست تا ركورد جديدى را در ليگ دسته اول ايتاليا بنا نهد.
وى پس از زدن سومين گل در آخرين روز حضورش در فيورنتينا، از شادى اشك مى ريخت. آخرين آمار گلزنى هاى او ۱۶۸ گل در طى ۲۹۶ حضور براى فيورنتينا بود. وى در اين سال قراردادى ۳۴ ميليون دلارى را با آ.اس رم منعقد ساخت.
۲۰۰۱-۲۰۰۰: طى ۲۸ بازى ۲۰ گل را براى تيم جديد به ثمر رساند تا بار ديگر اين تيم را به عنوان قهرمانى سرى A ايتاليا برساند.
۲۰۰۲-۲۰۰۱: مصدوميت و افت توانايى هاى او باعث شد تا اين ستاره آرژانتينى فصل دوم را در تيم رم با نااميدى پشت سر گذاشته و تنها شش گل را براى روسونرى‌ها به ثمر برساند.
آخرين حضور او در جام جهانى براى آرژانتين بسيار ناگوار تمام شد، چرا كه اين تيم در همان مرحله اول از ادامه رقابت هاى جام باز ماند.
۲۰۰۳-۲۰۰۲: قبل از پيوستن به اينترميلان بارها نيمكت‌نشينى را در رم تجربه كرد.
۲۰۰۳: به تيم العربى قطر پيوست.
۲۰۰۴: ۲۵ گل را در سال اول بازى در ليگ قطر به ثمر رساند.
۲۰۰۵: پس از مصدوميت شديد به قراردادش با تيم العربى قطر پايان داد تا براى هميشه با فوتبال خداحافظى كند
مختصري از ثروت و زندگي باتيستوتا
گابريل عمر باتيستوتا متولد 1969 ميلادي ___ به روايتي مسلمان ___ اولين باشگاه حرفه اي : نيو ولز آرژانتين___بهترين بازيكن تاريخ آرژانتين بعد از مارادونا___مبلغ قرار داد با فيورنتينا 22 ميليون ليره استرلينگ___قرارداد 2 ساله با باشگاه رم ايتاليا هر سال مبلغ 5/ 5 ميليون دلار __ جزء 50 بازيكن برتر قرن 20 ___ 26 گل در فصل 95-94 ___ مبلغ قرار داد با العربي: 8 ميليون دلار براي 2 سال ___ جالب است بدانيد كه باتيستوتا با وجود قرار داد با باشگاه قطري ، زندگي در دبي را ترجيح داده و در منزلي واقع در جزيره نخلها كه ساخته دست بشر و اماراتيهاست سكونت دارد منزلي كه به قيمت اعجاب انگيز 5/ 5 ميليون دلار خريداري كرده است.___ نكته جالب ديگر در مورد اين بازيكن فوتبال اينكه در منزل خود زير نظر مربي خصوصي به تمرين مي پرداخت__ و فقط جهت بازيهاي رسمي باشگاهش هفته اي 2 بار به قطر پرواز ميكرد.___و جالبتر اينكه بعد از هر باخت براي ايجاد روحيه دوباره بين همبازيانش آنها را به گردش دريايي با كشتي تفريحي در خليج فارس و صرف نان ايراني دعوت مي كرد { ظاهرآ علاقهُ شديدي به نانهاي ايراني دارد } ___ باتيستوتا با دارايي 101 ميليون دلاري رتبه سوم ثروتمند ترين فوتباليستهاي جهان را دارا بود. ___ غم انگيز ترين خاطره ورزشي باتيستوتا مسابقه بين تيم رم و فيورنتينا بود { پس از 9 سال بازي براي فيورنتينا } كه پس از گلزني به اين تيم با پيراهن رم بجاي شادي اشك ريخت.
خواندنی هایی در مورد باتیستوتا :
باتيستوتا در سه جام جهان ۱۹۹۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ براي آرژانتين به ميدان رفت. مهاجم گروه قدرتمند كشورش در رقابت‌هاي كوپا آمريكاي ۱۹۹۱ و 1993 بود و جام قهرماني را نيز در اين رقابت‌ها بالاي سر برد
عاشق سرگرمی های تبلیغاتی و چت با هواداران
باتی گل به سوی باشگاه گلف می رود. می گوید تنیس را بیشتر از بقیه دوست دارم اما نمی توانم ان طور که دلم می خواهد با قدرت و تسلط عالی بازی کنم و از طرف دیگر گلف محل قرارهاست و برای دیدن مشاور - طرف قرارداد - اسپانسرها - اشنایان مهم و روابط اجتماعی و تجاری مجبوری به زمین گلف بروی که به اصطلاح پاتوق مشترک کله گنده هاست!
اما وقتی آزاد باشد در دل طبیعت با وینچستر ۹۷ و لانسر میشل قدیمی اش که ابزار دیرینه شکار و ماهیگیری است ساعتها و شاید روزها مشغول میشود.
پاسخ دادن به هواداران و ارسال پیامهای مناسبتی برای باتی مثل یک وظیفه ضروری است و این یعنی در کار ایمیل و چت و وبلاگنویسی هم تبحر دارد و با لپ تاپ خود سر میز غذا - در رختخواب و گاه در مهمانی سرگرم است. اوجداً هواداران را تحویل می گیرد و هنوز مطابق وعده اش سالی چند بار به ایتالیا سفر و در فلورانس - رم و به خصوص با هواداران فیورنتینا دیداری تازه می کند.
لقب او در زمان اوج شهرتش ((باتی گل)) به معنای باتیستوتای گل زن بود.
باتی که یک فوتبالیست متدین و مذهبی است، در زمان کودکی عاشق بسکتبال بود، اما بعد ازقهرمانی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۷۸ به فوتبال گرایش پیدا کرد و تحت تاثیراستیل «ماریو کمپس»، آقای گل مسابقات قرار گرفت.
در فلورانس او را در حد یک قدیس ستایش می‌کردند و مجسمه تمام قد وی دیگر یکی از آثار باستانی جدید(!) شهر محسوب می‌شد.
باتیستوتا با به ثمر رساندن 56 گل در 78 بازی ملی برای آرژانتین در این زمینه رکورددار بود. او بیشتر عمر فوتبالش را در فیورنتینا سپری کرد حتی به همراه این تیم در سری B نیز حضور یافت
او جزء 6 بازیکنی است که در فوتبال ایتالیا بیشتر از 200 گل زده اند
نام همسر وی ایرنا و دارای 4 پسر به نامهای Thiago, Lucas, Joaquin, Shamel میباشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 21:20  توسط سهیل مارادونا  | 

ستاره ای از نسل مارادونا

بنجامین آگوئرو مارادونا در 19 فوریه 2009 (30 بهمن 1387) در کلینیک مونت پرنس (Montepríncipe) درشهر مادرید به دنیا آمد.این پسر حاصل ازدواج سرجیو کُن آگوئرو (Sergio Kun Agüero) و جیانینا مارادونا  (Giannina Maradona) دختر کوچک دیگو آرماندو مارادونا میباشد. پیش بینی میشود این پسر که در واقع نوه ی دیگو مارادونا فوق ستاره ی آرژانتینی دنیای فوتبالمیباشد, در حدود دو دهه ی آینده به یکی از سرشناس ترین فوتبالیست های جهان تبدیل شود.این پیش بینی تا حدی جدی است که باشگاه رئال مادرید اسپانیا، ماه ها قبل از به دنیا آمدن این کودک،خواهان خرید وی بوده است!البته این تصمیم رئالی ها با مخالفت شدید پدرش مواجه شده است.

بزرگترین و کامل ترین گالری عکس بنجامین آگوئرو نوه مارادونا . بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 16:52  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی سرجیو آگوئرو

دوم ژوئن سال ۱۹۸۸ سرجیو لیونل آگرو دى کاستیو ملقب به "Kun Aguero" بازیکن تیم ملى آرژانتین و باشگاه اتلتیکو مادرید در شهر کویلمس آرژانتین (در نزدیکی بوینس آیرس) در خانواده ای با ۷ فرزند به دنیا آمد. او در سن ۱۵ سال و ۳۵ روز در لیگ دسته اول آرژانتین براى تیم ایندیپندینته مقابل سن لورنزو به میدان رفت و عنوان جوانترین بازیکن تاریخ این رقابت ها را به خود اختصاص داد و رکورد دیگو مارادونا را از آن خود کرد. پس از اتمام فصل ۲۰۰۶-2005 با یک قرارداد ۶ ساله با مبلغ ۲۰ میلیون یورو به اتلتیکومادرید منتقل شد و به عنوان یکى از بهترین بازیکنان این تیم اسپانیایى خود را مطرح کرده است. سرجیو آگرو که در جام جهانى زیر ۲۰ سال (کانادا-۲۰۰۷) به عنوان بهترین گلزن رقابت ها شناخته شد (با ۶ گل ) و جایزه بهترین بازیکن این پیکارها را نیز از آن خود کرد، همسر دختر مارادونا جیانیناست و اخیرا صاحب یک پسر به نام (بنجامین )شده. او در ۵۴ بازی ۲۳ گل در ایندیپندینته به ثمر رسانده ضمن این که تا کنون در ۱۲۵ بازی که برای اتلتیکو به میدان رفته ۴۹ بار موفق به گلزنى شده است و در ۲۰ بازی ملی خود ۷ گل زده . آگرو در سال ۲۰۰۷ به عنوان بهترین بازیکن جوان فیفا دست یافت. در ابتدای حضورش در اتلتیکو حضور فرناندو تورس باعث شد تا او نتواند آنطور که باید خودش را نشان دهد ولی در آغاز فصل ۰۸-۲۰۰۷ پس از انتقال تورس به لیورپول آگرو فرصت خودنمایی یافت و در آن فصل ۲۰ گل برای تیمش در لالیگا زد و در رده سوم بهترین گلزنان لیگ اسپانیا قرار گرفت و دومین بازیکن برتر لالیگا در آن فصل لقب گرفت . در فصل ۰۹-۲۰۰۸ آگرو در کنار فورلان اروگوئه ای زوج خط حمله اتلتیکو را تشکیل میدادند و در همان فصل فورلان آقای گل رقابتها شد و اگرو با ۱۷ گل در جمع ۱۰ گلزن برتر لالیگا قرار گرفت .

آگرو اولین بازی ملی خود برای تیم بزرگسالان آرژانتین را در تاریخ سوم سپتامبر ۲۰۰۶ مقابل برزیل در ورزشگاه اختصاصی آرسنال (امارات) انجام داد . او سه بار همراه با آرژانتین در جام جهانی جوانان شرکت کرده و دوبار قهرمان شده . آگرو همراه با لیونل مسی و فرناندو گاگو در جام جهانی جوانان ۲۰۰۵ که در هلند برگزار شد قهرمان شدند و در المپیک ۲۰۰۸ چین نیز عنوان قهرمانی را کسب کردند . آگرو در المپیک ۲۰۰۸ دو گل برای آرژانتین زد و هر دو انها در دیدار نیمه نهایی مقابل برزیل و در عرض پنج دقیقه به ثمر رسیدند .

برای دیدن عکس های آگوئرو بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 16:36  توسط سهیل مارادونا  | 

کاکا+کریس+ایگواین+ پول نقد= آگوئرو

رئیس باشگاه اتلتیکو مادرید قیمت مهاجم جوان تیمش را به مراتب بیشتر از 60 میلیون یورویی که دربند جدایی زودهنگامش درج شده، می داند.



 

سایت گل :
 انریکه سرسو، رئیس باشگاه اتلتیکو مادرید در صحبتهایی با رد ابراز تمایل سران باشگاه رئال مادرید برای جذب سرخیو آگوئرو به این نکته اشاره کرد که در صورتی که سران تیم مادریدی می خواهند آگوئرو را به خدمت بگیرندمی بایست رونالدو، کاکا، ایگواین و وجهی نقد را به سران باشگاه اتلتیکو واگذار نمایند تا بتوانند ستاره آرژانتینی این تیم را به رختکن تیمشان ببرند.پیش از این گزارش های منتشره در اسپانیاحاکی از آن بود که در حالی که رئال مادرید تلاش خود رابرای خریداری آگوئرو در بازار نقل و انتقالات تابستان آغاز کرده اند، سران این تیم می توانندبا پرداخت مبلغ درج شده در بند جدایی زودهنگام آگوئرو که 60 میلیون یورو است، او را به رختکن تیمشان ببرند.زمانی که از سرسو سوالی در این رابطه پرسیده شد، او اعلام کرد که این معامله تمام شده است. سرسو به خبرنگارمارکا گفت:« این معامله تمام شده است.کاکا، کریس ، ایگواین و اندکی پول.»قرارداد کنونی سرخیو آگوئرو با رختکن اتلتیکومادرید تا سال 2012 اعتبار دارد ولی در این میان شایعاتی نیز مبنی بر احتمال انتقال این ستاره به چلسی درتابستان سال جاری شنیده می شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 15:29  توسط سهیل مارادونا  | 

آگرو براي ازدواج با دختر مارادونا اردوي آرژانتين را ترك كرد

خبرگزاري فارس: بازيكن تيم ملي فوتبال آرژانتين، اردوي تيم را براي ازدواج با دختر ديگو مارادونا ترك كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از روزنامه اوگلبو، ‌سرخيو لئونل آخرو روز گذشته در فاصله اندكي تا آغاز بازي دوستانه تيم كشورش با اسكاتلند در گلاسكو، با اجازه ديگو مارادونا از اردوي اين تيم خارج شد و به آرژانتين بازگشت.
منابع خبري در اين خصوص گزارش كردند آخرو كه به تازگي با جيانيا دختر ديگو مارادونا نامزد كرده است،‌براي تدارك امور مربوط به جشن ازدواجش، اردوي تيم آرژانتين را ترك كرد.
اين رويداد از ديد رسانه هاي آرژانتين دور نماند و به اين خاطر انتقاداتي عليه اين بازيكن بخاطر رفتار بحث انگيزش شروع شد.
ديدار دوستانه آرژانتين و اسكاتلند امشب در ورزشگاه همپدن پارك گلاسكو انجام خواهد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 15:18  توسط سهیل مارادونا  | 

بلاتر حتی نمی تواند یک توپ را شوت کند


 
 
یوفا: ديه گو آرماندو مارادونا چهره اسطوره‌اي فوتبال آرژانتين با توصيف سپ بلاتر رئيس فدراسيون بين‌المللي فوتبال (فيفا)، به عنوان برده فوتباليست هاي جهان، جنجال تازه‌اي آفريد.

مارادونا در واكنش به اظهارات بلاتر كه مدتي قبل گفته بود با فوتباليست هاي امروزي به شيوه نوين برده داري رفتار مي‌شود، شخص بلاتر را برده توصيف كرد.

به گزارش یوفا: وي كه به منظور شركت در يك مسابقه تنيس نمايشي بين بازيكنان آرژانتيني و اسپانيايي در شهر ماربيا به سر مي برد، اظهار داشت:  وظيفه بلاتر خدمت به ما است. او برده ماست چون بدون حضور او ما مي‌توانيم همچنان بازي كنيم اما او بدون ما هيچ چيز نيست.

بلاتر حتي نمي‌داند چطور يك توپ را شوت كند.
كاپيتان اسبق تيم ملي فوتبال آرژانتين سپس در مورد تغيير چهره نقل و انتقالات بويژه ارقام ميليون دلاري كه توسط سرمايه‌گذاران خارجي هزينه مي شود، گفت: به نظر من حضور اين سرمايه داران در فوتبال جالب است.اي كاش زماني هم كه من بازي مي‌كردم، آنان وجود داشتند.
مارادونا در مورد بازيكناني مثل سرخيو آگوئرو و ليونل مسي كه گفته مي‌شود جانشينان وي خواهند بود، گفت: دوست دارم آگوئرو بتواند مسي را شكست دهد و جانشين من شود اما رقابت بسيار سختي خواهد بود چون لئو واقعا يك پديده است.

وي در خاتمه تصريح كرد: -من هميشه گفته ام كه حتي اگر مسي بتواند برتر از من باشد، باز هم افتخاري براي مردم آرژانتين است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 1:4  توسط سهیل مارادونا  | 

مارادونا : تماس با مسی از پیدا کردن اوباما سخت تر است

 
 
 به چشم خیلی‌ها دیگو مارادونا بهترین ستاره‌ای بوده که در آسمان فوتبال پدیدار شده است. محبوبیتی که او در میان فوتبالدوستان جهان دارد شاید قابل مقایسه با هیچ کس دیگری نباشد هرچند او با گل معروفی که به قول خودش با دست خدا وارد دروازه انگلیس شد و اتهام به توزیع کوکایین کمی از محبوبیت‌اش کاست. او حالا در سن 48 سالگی دوباره به دنیای فوتبال برگشته تا با خدمت به تیم ملی کشورش و رساندن آن به جام جهانی دوباره خودش را در دل کسانی که از او بدشان آمده جا کند. این پدربزرگ، با سایت فیفا از رقابت با دشمنان، بازی و مربیگری در آرژانتین گرفته تا بحث جانشینی لیونل مسی به جای او و فیدل کاسترو از همه مهمتر بازی با برزیل در مرحله مقدماتی جام جهانی گپ زده است.

دیگو الان 9 ماه است که مربی آرژانتینی. لذت مربیگری در این تیم به اندازه لذت نوه‌دار شدن بوده؟
■ تا اندازه‌ای بله. من تقریباً یک ماه و نیم مفید با بازیکنانم بوده‌ام برای همین آنقدر وقت نداشتم که با آنها حرف بزنم و تمرین کنم. مربی شدن حس جالبی دارد. وظیفه من این است که بعضی چیزها را داخل کله کوچک 25 نفر فرو کنم. چیزهایی که باید داخل و خارج زمین انجام دهند. من برای همین اینجا هستم تا تجربه‌هایم را به آنها بدهم.
لذتی هم دارد؟
■ سخت است. حالا از زمان بازیگری‌ام بیشتر لذت می‌برم اما می‌خواهم مطمئن شوم از عهده مسوولیتم برمی‌آیم. هرکسی می‌داند که چه زمان‌های دشواری داشتم اما خب توانستم از همه آنها سربلند بیرون بیایم. حالا هم که مربی آرژانتین‌ام. این رویای من بود.
این کار سخت‌تر از آن چیزی که فکر می‌کردی نیست؟
■ به خاطر دلایلی که به آنها اشاره کردم چرا. همیشه باید تلفن به دست باشی و دنبال بازیکنان بگردی و ببینی کجا هستند و هر روز باید با اعضای کادر فنی صحبت کنم تا ببینم بازی مسی، آگرو، رودریگز و... چطور بوده. کار من بیشتر حمایت است تا آموزش و تماشای بازی آنها. مطمئنم بازی با برزیل کلید صعود ما است. بعد باید با پاراگوئه بازی کنیم که آنجا هم شانس زیادی برای برد داریم. اگر خدا بخواهد در همه این بازی‌ها موفق می‌شویم.
نگاهی به دوره مربیگری‌ات داشته باشیم. از وقتی که مربی شدی تا حالا چندتا مصاحبه داشتی؟
■ خیلی، اما در هیچ کدامشان سعی نکردم از جزییات برنامه‌هایم چیزی بگویم. فقط به این خاطر که من مارادونا هستم و مربی تیم ملی دلیل نمی‌شود که باید همه جا باشم و همه را راضی کنم. بازیکنان ستاره‌های واقعی هستند، آنها باید مصاحبه کنند.
سؤالی بوده که از شنیدنش خسته شده باشی؟
■ بله. «چه زمان می‌توانیم تأثیر مارادونا را روی تیم ببینیم.» اینکه توقع داشته باشی شیوه بازی مارادونا در تیمش هم دیده شود آن هم در شرایطی که من فقط دو روز وقت دارم با بازیکنانم تمرین کنم واقعاً ناعادلانه است. هر کاری که از دستم برآید انجام می‌دهم تا در این دو سه روز تمرین خوبی داشته باشیم. بازیکنان از راه‌های دوری می‌آیند و احتیاج به استراحت دارند. برای بازی‌ها وقت چندانی برای تمرین کردن با آنها ندارم. نمی‌توانم که جلسات تمرین‌شان را دو برابر کنم چون اگر این کار را بکنم آنها نابود می‌شوند. سعی می‌کنم همه چیز را ذره ذره جلو ببرم. من یک مربی‌ام نه مدیر فنی.
چه سؤال‌هایی برایت مهمتر از بقیه بوده که از تو پرسیده نشده؟
■ یکپارچگی تیم. بازی با بولیوی وحشتناک بود. وقتی آن طوری می‌بازید همیشه بعضی بازیکنان هستند که همدیگر را مقصر می‌دانند اما اینجا دقیقاً برعکس است. ما از نظر تیمی قوی‌تر از قبل هستیم. برابر اکوادور خوب بازی کردیم اما فرصت‌های زیادی را از دست دادیم. امیدوارم مقابل برزیل اینطوری نشود.
حقیقت دارد که بعضی وقت‌ها، نصف شب از خواب بیدار می‌شوید تا ایده‌هایی که در خواب به ذهن‌ات رسیده را یادداشت کنی؟
■ بله، ضربات آزاد، کرنرها و... مثلاً از تیم همیشه خواستم از همان جلو حریف را پرس کنند تا فاصله بین دفاع و خط میانی‌اش زیاد شود. وقتی توپ را از دست می‌دهیم باید از همان لحظه دفاع کنیم. یک واقعیت درباره آرژانتین وجود دارد و آن این است که مالکیت توپ این تیم از همه تیم‌های دیگر بهتر است. شاید فقط برزیل مثل ما باشد اما ایتالیا و آلمان اینطوری نیستند. شاید اسپانیا هم این اواخر مثل ما شده باشد مخصوصاً با داشتن ژاوی.
فوتبال نگاه می‌کنی؟
■ بله. همیشه.
این اواخر هم دیدی؟ کسی تو را با بازی‌اش متعجب نکرده است؟
■ نه. تا حالا که کسی من را شگفت‌زده نکرده. میلان که حال و روز خوبی ندارد ولی اینتر بهتر است. مادرید با کاکا زیاد تغییر می‌کند. او رئال را زیر و رو می‌کند اما نمی‌دانم چرا فرناندو گاگو بازی نمی‌کند. او هنوز یکی از بهترین‌های رئال است. بازی‌های تیم دوستم چیرو فرارا را هم نگاه می‌کنم. کارشان خوب است. یک بازی تمام ایتالیایی. دفاع‌شان واقعاً خوب است. فکر می‌کنم درمیان آرژانتینی‌ها هم دیگو میلیتو و آگرو روی فرم هستند.
و مسی؟
■ این اواخر ندیدمش. می‌خواستم با او تماس بگیرم. فکر کنم تماس گرفتن با اوباما راحت‌تر از پیدا کردن او باشد. شنیدم بازی‌های پیش فصل‌اش خوب بوده.
کسی نبوده که این اواخر تو را حیرت‌زده کرده باشد؟
■ فیلیپه ملو در برزیل و هالک در پورتو مرا تحت تأثیر قرار داده‌اند. رونالدینیو هم همینطور. به نظرم او دوباره دارد به روزهای اوجش برمی‌گردد. دوست دارم او دوباره مثل قدیم شود و از حاشیه فاصله بگیرد.
حالا بیاییم سر وقت مارادونا. بدترین اتفاقی که تا به حال برایت افتاده؟
■ یک بارداشتم غرق می‌شدم که دخترانم مرا نجات دادند. اینکه بتوانم هر روز صبح زود از خواب بیدار شوم موفقیتی بزرگ است چون من عادت داشتم یا 3 روز کامل بخوابم یا 3 روز کامل بیدار بمانم. دیدن نوه‌ام مثل لمس کردن آسمان است. هیچ چیز را نمی‌توانم با آن مقایسه کنم. دیدن او مثل یک پنالتی یا یک ضربه آزاد به سود ما است.
و بهترین اتفاق...
■ بازسازی خودم به عنوان یک انسان. من فقط دشمنانم را شکست نمی‌دهم بلکه در شرایط سخت هم آنقدر تلاش می‌کنم تا بر سختی‌ها غلبه کنم.
باید داستان‌های جالبی برای گفتن داشته باشی. باور نکردنی‌ترین شرایطی که درآن بودی چیست؟
■ مسخره‌ترین‌اش پنالتی زدن به فیدل کاسترو بوده. می‌خواستم به او نشان دهم که چطور پنالتی می‌زنم. گفتم درون یک دروازه بایستد. من هم رفتم پشت توپ. تصور کنید من به فیدل کاسترو پنالتی بزنم. خنده‌دار است. او رفت و توی دروازه ایستاد. همان وسط. تکان هم نخورد و توپ گل شد. او بعد از آن مدام از من می‌پرسد کجا باید بایستم. پایم را کجا بگذارم و... بعدش چند ساعتی با هم نشستیم و درباره سیاست حرف زدیم. فقط هفت، هشت ساعتی شد. از بس با او خندیدم مردم. او یک اسطوره سرزنده است. فکر نمی‌کنم کسی در دنیا با کاریزمای او باشد. هیچ کس حتی پاپ.
جام جهانی باید رویایت باشد...
■ بله و همینطور دیدن ماندلا. 91 ساله شده اما هنوز ندیدم‌اش چون هر بار یک اتفاقی رخ داده. امیدوارم زودتر ببینم‌اش.
شاید در مراسم قرعه‌کشی در دسامبر دیدی...
■ احتمالاً اما شاید هم زودتر رفتیم تا ببینیم کجا زندگی می‌کند. خیلی دوست دارم ببینم‌اش.
دلواپس رفتن به جام جهانی نیستی؟
■ جام جهانی بدون آرژانتین مثل همیشه نیست. بی‌رنگ است.
از صعود تیم‌ات خیلی مطمئنی؟
-کاملاً. اگر نبودم اینطور حرف نمی‌زدم.
اولین بارکه جام بالای سر بردی را یادت می‌آید؟
■ بله در چند تا عکس. وقتی آلمان را شکست دادیم بالاخره یک جام را لمس کردم و بوسیدم‌اش. تمام آن روزها منتظرش بودیم و خیلی درباره‌اش فکر می‌کردیم. بالای سر بردن جام احساس غرور دارد. زیباترین چیز است. حالا هم به بازیکنانم گفته‌ام اگر 30 روز خودتان را قربانی کنید حتماً شما هم می‌توانید جام را ببوسید.
پس گفتی می‌دانی باید چه کار کنی تا قهرمان جام شوی؟
■ یک بار تجربه کرده‌ام و یک بار هم دوم شده‌ام. در رم که نایب قهرمان شدیم همه می‌گفتند برزیل ما را شکست می‌دهد اما ما حذف‌شان کردیم. همه گفتند ایتالیا دیگر ما را شکست می‌دهد اما ما باز هم بردیم. همیشه گفتم در فینال جام جهانی باید شانس داشته باشید. جام جهانی 1990 مصدومان زیادی داشتیم اما بازیکنان ما می‌دانستند که چطور بازی کنند. در طول 30 روز بازی‌ها فقط باید به پیروزی فکر کنید نه چیز دیگر. من هم همین را می‌خواهم. در جام جهانی بازی کرده‌ام و به دو فینال هم رسیده‌ام. می‌دانم چطور می‌شود به آنجا رفت.
هم‌تیمی‌هایت در تیم ملی آرژانتین سال 1986 گفتند وقتی جام را گرفتی دیگر رهایش نمی‌کردی؟
■ درست است. وقتی قهرمان شدیم نتوانستیم با جام دور افتخار بزنیم، بعدش رفتیم به زمین تمرینی‌مان، جام را برداشتم و با آن دور زمین چرخیدم. دور تا دور زمین همراه با خانواده‌های‌مان.
اگر در جام جهانی 2010 هم قهرمان شوی همین کار را دوباره انجام می‌دهی؟
■نه. ماسچرانو باید این کار را بکند.
مارادونا :  حرف من را یادتان باشد . او جام را بالای سرش می‌برد . 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 0:52  توسط سهیل مارادونا  | 

انتقام مارادونا

بازهم مارادونا،نیجریه و یونان

ديه گو مارادونا روز قرعه کشي جام جهاني کجا بود؟ تا آخرين لحظه قبل از شروع برگزاري مراسم، فيفا در نگراني و اضطراب براي مواجه شدن با اولين رسوايي جام جهاني آينده، به سر مي برد.
مارادونا ثابت کرده بود که به همه ممنوعيتهاي اعمال شده درمورد خود بي توجهي مي کند و قادر است به عنوان يک شهروند خصوصي در مراسم حاضر و با بلاتر روبرو شود و توهيني که به خبرنگاران آرژانتيني بعد از صعود به جام جهاني کرده بود را در گوش او هم تکرار کند.
مسلما اين اتفاق مي توانست کسالت ناشي از مراسم طولاني قرعه کشي جام جهاني را براي همه تا حدي برطرف کند. براي اينکه بعد از قرعه کشي جام جهاني، همه آرزو کردند که در آفريقاي جنوبي در ماه ژوئن آينده، ساکنان اين سرزمين برخورد متفاوتي با صدهاهزار توريست مشتاق براي تماشاي اين رقابتها داشته باشند. اما کسي ديه گو را در کيپ تاون نديد. او کارلوس بيلاردو را به مراسم فرستاد و قرعه کشي را از تلويزيون تماشا کرد تا آخرين جام جهاني که درآن به عنوان بازيکن حضور يافت و محروميتي سنگين براي او به همراه آورد را در ذهن تداعي کند.حالا مارادونا بعد از چندسال غيبت، جام جهاني بعدي را هم با محروميت و اين بار روي نيمکت مربيگري شروع خواهد کرد. يک بار ديگر نيجريه و يونان سد راه او خواهند بود. آرژانتين در سال 1994 هم با اين دو تيم هم گروه شده بود. ديه گو هرگز آن خاطره را فراموش نکرد. او آخرين گلش را در بازي با يونان به ثمر رسانده بود. يکي از گلهاي منحصر به فردش که با پاي چپ در کنج دروازه حريف فرود آمد و سپس ديوانه وار به سوي دوربيني در کنارزمين دويد تا درحاليکه به نظر مي رسيد مي خواهد از روي حرص و خشم، لنز دوربين را بخورد، فريادش را به گوش جهانيان برساند. اين نوار ويدئويي به سراسر جهان مخابره شد و هنوز هم روي سايت يوتيوب وجود دارد. بيشتر به حرکت يک حيوان زخمي و يا مردي که از خود بي خود شده، شباهت دارد.


چند روز بعد همه متوجه دليل اين حرکت او شدند. توجيهي شايد نادرست و ناقص که البته مسلما به حقيقت نزديک بود. در پايان بازي آرژانتين برابر نيجريه در بوستون، از مارادونا تست دوپينگ گرفته شد و وجود ماده محرک افدرين در خون او مشخص شد. ديه گو مارادونا با مواد تحريک کننده زيادي دوپينگ مي کرد و براي همين کنترل خود را از دست مي داد.
آن بازي، آخرين حضور او در تيم ملي بود. مارادونا با دومين محروميت خود در طول دوران فوتبالش مواجه شد ( اولين محروميت به خاطر استعمال کوکائين در زمان حضورش در ناپولي بود) و از دنياي فوتبال فاصله گرفت. چند سالي در بوکاجونيورز ماند. مردم درآنجا هنوز او را ستايش مي کردند. درآن زمان، درست مثل امروز، مارادونا از دست بلاتر ناراحت شده بود.
او گفت: " براي من دام گذاشته اند. فيفا فکر مي کرد که يک مارادوناي چاق، دنيا را به خنده مي اندازد ولي بعد از آنچه در زمين بازي نشان دادم، از من ترسيدند و فکر کردند که يک بار ديگر نگاهها را به سوي خودم جلب مي کنم. "
او يک قصه عجيب در مورد نوشيدنيهايي که درآمريکا حاوي افدرين بود تعريف کرد که به هيچ وجه در نوشيدنيهايي که در آرژانتين فروخته مي شد، وجود نداشتند. حالا اکو نواهاي گذشته بار ديگر در گوش او طنين انداز شده اند.
 وقتي که گروه دوم مسابقات با نامهاي نيجريه و يونان وکره جنوبي در کنار آرژانتين مزين شد، مارادونا تاريخ را مرور کرد. بلاتر هنوز وجود دارد. ديه گو مارادونا هنوز يک چهره جنجالي مزاحم براي فيفا است. با اينکه او در پانزده سالي که از آن زمان گذشته، شخصيت کاريزماتيک و اعتبار سابق خود را تا حدي از دست داده است. مارادونا درهمه چيز اغراق کرده و در خيلي از مقاطع يک مرد شکست خورده بوده است. حتي خود آرژانتينيها امروز به او شک دارند. براي اينکه پشت اين محروميت، تيمي نهفته که توانايي فتح جام جهاني را دارد ولي مربي لايقي براي کسب اين افتخار روي نيمکت نمي بيند.
 ديه گو از نيجريه اي شروع مي کند که با آن حضورش در جامهاي جهاني را پايان داده بود و شايد اين بار يک قصه ديگر از خودش اختراع کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 0:35  توسط سهیل مارادونا  | 

حقیقتی از زندگی لیونل مسی

لیونل مسی بهترین فوتبالیست دنیاست، اگر چه او همواره نحیف ترین هم به شمار می آید. این نوشته گزارشی است از روبرتو ساویانو درباره هنر مسی در فوتبال و دیدار او با این بازیکن در بارسلونا. روبرتو ساویانو در سال ۱۹۷۹ در نزدیکی ناپولی به دنیا آمد. او نخست به عنوان خبرنگار کار می کرد. Gomorrha پرفروش ترین کتابش در سال ۲۰۰۶ چاپ شد. کتابی درباره روش های کار گروه مافیایی کومورا . این کتاب به ۴۲ زبان بازگردان و از روی آن فیلمی هم ساخته شده است: با لیو در رختکن نوکمپ، یکی از بزرگترین ورزشگاه های دنیا روبرو شدم.
مسی از سکوها همانند لکه ای کوچک، مهارناشدنی و بسیار سریع به چشم می آید. او از نزدیک هم جوانی نحیف اما جان سخت و خستگی ناپذیر است، بی اندازه کمرو و خجالتی. زیر لب ترانه ای آرژانتینی را زمزمه می کند. چهره ای دوست داشتنی، صاف و بدون چین و چروک دارد، بدون ریش و سبیل. لیونل مسی کوچک ترین قهرمان زنده فوتبال است، با لقب کک. او اندام بچه را داراست. در واقع رشد او به عنوان کودک تقریباً در ۱۰ سالگی متوقف شد. دست و پاهای کودکان دیگر بلندتر بودند؛ صدایشان هم دستخوش دگرگونی می شد. با این حال لیونل کوچک ماند. یک جای کار ایراد داشت. آزمایش ها هم این موضوع را تأیید می کردند: هورمون های رشد او تا اندازه ای منظم عمل نمی کردند. آن طور که معلوم شد، مسی به گونه ای نادر از بیماری نانیسم مبتلا بود. همزمان با هورمون های رشد در کار دیگر هورمون ها نیز اختلال هایی ایجاد شده بود و آنها نیز ترشح نمی شدند.
پوشیده نگه داشتن این ایراد ناشدنی بود. دوستان در زمین فوتبال متوجه شدند که رشد لیونل متوقف مانده است. مسی می گوید: همیشه کوچک تر از همه بودم. هر کاری که می کردم و هر کجا که می رفتم، آنها همیشه می گفتند: لیونل عقب افتاده است. انگار او در جایی از مسیر از بقیه عقب افتاده بود. در ۱۱ سالگی قد او تقریبا ۱۴۰ سانتی متر است. پیراهن باشگاهش، نیو ولز اولد بویز در شهر روزاریوی آرژانتین برایش بسیار بزرگ است و به تنش زار می زند. پایش در کفش شنا می کند، بنا بر این او بند کفش هایش را همانند کفش های خانگی می بندد. او بازیکنی استثنایی است، با این حال اندام یک کوتوله ۸ ساله را دارد و نه یک نوجوان در حال رشد را. درست در سن و سالی که در آن هر کس با نگاه به آینده می خواهد استعدادهایش را برای رشد و پیشرفت به کار بگیرد، رشد اولیه در مورد دست ها، پاها و تن او راکد می ماند. این برای مسی به معنای پایان تمام امیدهایی است که از نخسین روزهای حضورش در زمین فوتبال در ۵ سالگی داشت.
او احساس می کند، که با پایان یافتن رشدش همه چیز پایان یافته است. هر چیزی که او می خواست روزی بشود. همزمان پزشکان در این اندیشه هستند که چنانچه با این بیماری به موقع مبارزه شود، شاید بتوان آن را بر طرف کرد. تنها اقدام ممکن هورمون درمانی با هورمون GH است: بمباران سالانه که با کمک آن شاید بتوان سانتی مترهایی از رشد صورت نگرفته را جبران کرد، سانتی مترهایی را که او نیاز دارد تا با آنها بتواند با غول های فوتبال مدرن رقابت شانه به شانه ای داشته باشد. درمان این بیماری بی اندازه پرهزینه است. سنگین برای خانواده: درمان این مرض ماهانه ۹۰۰ دلار خرج در بر دارد. فوتبال برای رشد و رشد برای فوتبال: از این به بعد این تنها راه پیش روست.
او در جریان یک بازی توجه یک استعدادیاب را به خود جلب می کند.استعداد یاب ها در زندگی بازیکنان فوتبال همه چیز هستند. با هر مسابقه ای که آنها به تماشایش می روند، با هر نوجوانی که تصمیم می گیرند، رشد و پیشرفتش را پیگیری کنند و با هر پدری که می خواهند، با او به صحبت بنشینند، درباره سرنوشتی تصمیم می گیرند و آن را رقم می زنند. آنها در بیشتر موارد درها را به روی بازیکنان جوان می گشایند. با همه این ها چیزی که باید به مسی ارائه شود، بسیار بیشتر است. آنها نه تنها می توانند فوتبالیست شدن را برای او ممکن کنند، که سلامت و تندرستی را بار دیگر به او باز می گردانند. کارلس رکساچ، مدیر ورزشی بارسلونا، پس از آن که لیونل را در زمین دیده بود، این طور تعریف می کند: ۵ دقیقه برای دیدن این که او برگزیده است، کافی بود. آشکار است که استعدادی بی نظیر در پاهای مسی نهفته است. چیزی که از فوتبال فراتر می رود. وقتی کسی به تماشای او هنگام فوتبال می نشیند، همانند وقتی است که فرد به موسیقی گوش می دهد، گویی هر قطعه در یک ترکیب از هم پاشیده به جای خودش باز می گردد.
رکساچ می خواهد او را خیلی زود از آن خود کند: هر کسی بود، بلافاصله او را با طلا می سنجید. آنها روی یک کاغذ بی ارزشقرارداد خود را می نویسند، روی یک دستمال. رکساچ و پدر کک پای آن قرارداد را امضا می کنند. این تکه کاغذ بی ارزش زندگی لیونل را دگرگون خواهد کرد. بارسلونا این کودک جاودانه را باور دارد. باشگاه تصمیم می گیرد که هزینه های هر هورمونی را که ترشح نمی شود، بپردازد اما مسی برای درمان باید راهی اسپانیا شود، همراه با همه اعضای خانواده، پدر، مادر و ۳ خواهر و برادرش که اکنون با او از روزاریو رفته اند؛ بدون مدرک و بدون کار و با اعتماد صرف به قراردادی که روی یک دستمال نوشته شده است. با این امیدواری که شاید در این اندام کودکانه بخت و اقبال آن ها نهفته باشد. باشگاه در سال ۲۰۰۰ به مدت ۳ سال هرگونه پشتیبانی پزشکی و درمانی مسی را تضمین می کند. برخی بر این باورند که شخصی که ایمان دارد به یاری فوتبال می تواند از جهنم و عذاب خارج شود، نیرویی در خود دارد که او را به هر هدف دلخواهش می رساند. با این همه درمان به گونه ای وحشتناک توان مسی را می گیرد. حالش همواره بد است و پی درپی بالا می آورد. عضله ها به نظر در حال پاره شدن و استخوان های بدن در حال خرد شدن هستند.
در عرض چند ماه اندامش بزرگتر شده و به اندازه ای می رسد که در واقع در مدت چند سال باید به این اندازه می رسید. مسی می گوید: توانایی درد کشیدن را نداشتم و نمی توانستم به باشگاه جدیدم چیزی ارائه بدهم، باشگاهی که همه چیز را مدیونش هستم. تفاوتی بنیادین میان آن هایی است که استعدادشان را به کار می گیرند تا پیشرفت کنند و آنهایی که همه چیزشان بسته به آن استعداد است. هنر زندگی است اما نه به این معنا که هنر همه چیز یک فرد شود و او را در خود غرق کند. بلکه به آن معناست که به شخصی آتیه ببخشد. برنامه دومی وجود ندارد، هیچ گونه جایگزینی هم وجود ندارد که بتوان به آن رجوع کرد. سرانجام بارسلونا پس از ۳ سال می خواهد لیونل مسی را به کار بگیرد و خانواده می داند که اگر او اکنون نتواند آن طور که از او انتظار می رود، بازی کند، دردسرهایی برطرف ناشدنی پیش خواهد آمد. آنها در آرژانتین همه چیز را از دست داده اند و در اسپانیا هم هنوز چیزی را به دست نیاورده اند اما زمانی که کک شروع به بازی می کند، هر گونه ترس و هراسی محو و برطرف می شود. مسی با تمرین سخت و پشتیبانی باشگاه نه تنها شجاعت که حتی رشد جسمانی لازم را نیز سال به سال و سانتی متر به سانتی متر به دست می آورد. هیچ کس به درستی نمی داند که او امروز چند سانتی متر قامت دارد. بیشتر افراد می گویند او
۶۹ / ۱ متر است برخی هم کمی کمتر. برخی هم عنوان می کنند مسی هم اکنون به ۶۰ / ۱ می رسد و هنوز هم در حال رشد است. منابع رسمی دقیق نیستند. آن ها به او رفته رفته سانتی مترهای بیشتری را نسبت می دهند. گویا بحث بر سر درآمد یا بهایی است که او از خود در میدان نشان می دهد. حقیقت آن است که پیش از به صدا درآمدن سوت آغاز بازی و زمانی که ۲ تیم مقابل هم صف آرایی می کنند، قد بازیکنان کم و بیش در یک اندازه و راستاست. تنها باید به چهره بازیکنان نگاه کرد تا چهره مسی را تشخیص داد. زمانی که تصاویر تلویزیونی سر او را نشان ندهد، از اندامش نمی توان دریافت او مسی است. در واقع هیچ کسی به طور پی درپی به دنبال او نیست. مرکز ثقل او به گونه ای است که مدافعانی که می کوشند او را متوقف یا سرنگون کنند، نمی توانند. او زمین نمی خورد حتی متزلزل هم نمی شود. به دویدنش ادامه می دهد، توپ را پیش می اندازد، متوقف نمی شود، دریبل می کند، جلو می زند، می خزد، فرار می کند و فریب می دهد. او مهار ناشدنی است. در بارسلونا به تمسخر گفته می شود، روبرتو کارلوس و فابیو کاناوارو، مدافعان بزرگ سابق رئال مادرید، ترجیح می دادند هرگز به چهره مسی نگاه نکنند، تنها به این خاطر که هرگز نتوانسته بودند از او جلو بزنند. مسی فوق العاده سریع است. او با پاهای کوچکش مثل برق می دود، پاهایی که توپ را محکم حفظ و با هر حرکتی آن را کنترل می کنند. انگار که آن ها دست هستند نه پا. حریفانش با مانورهای فریب دهنده اش ناگهان خود را دست خالی می یابند. نه از مسی خبری است و نه از توپ! تماشای بازی مسی یعنی تماشای چیزی فراتر از فوتبال. چیزی ورای فوتبال و همطراز با زیبایی. همسان با شور و هیجان. بیننده او دیگر فاصله ای میان خود و مسابقه نمی یابد بلکه خود را کاملاً در درون آن می یابد و با حرکت های ناشیانه اما هماهنگش یکی احساس می کند.
از همین رو بازی مسی با قطعه های پیانوی آرتورو بندتی میکل آنجلی، با تابلوهای رافائل و با فرمول های ریاضی جان نش در مورد تئوری بازی که فراتر از یک آهنگ، رنگ و منطق هستند، قابل قیاس است. اینها که گفته شد همگی تأثیری هیپنوتیزمی دارند. درست همانند وقتی که کسی برای نخستین بار به تماشای بازی مسی می نشیند. او خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر قرار می گیرد. زمانی که توصیف روزنامه نگاران ورزشی از مسی را می خوانیم، در می یابیم که او چه تردست هنرمندی است. در جریان مسابقه ای میان بارسلونا و رئال مادرید که در آن بازیکنان حریف می کوشیدند، او را پی درپی از کار بیندازند، گزارشگر مسابقه گزارش بازی را رها کرده و با هیجان تمام فریاد می کشد: او نمی افتد، نمی افتد، نمممی افتددد! در مسابقه ای دیگر میان ۲ دشمن دیرینه فریادهای پر شور« مسی، مسی» با حرف a همراه می شود و او از این پس برای همیشه مسیا (ناجی) خوانده می شود. دومین لقبش پس از کک. بازی او به گونه ای سحرآمیز همه را شگفت زده و مبهوت می کند و مسیح او در فوتبال کسی جز دیگو آرماندو مارادونا نیست. به ندرت می توان باور کرد، با این حال زمانی که مسی بازی می کند، پاس های مارادونا را در سر دارد؛ درست همانند یک شطرنج باز که در موقعیت های مشخصی از بازی از حرکت های قهرمانی بزرگ الگوبرداری و درست همان حرکت ها را اجرا می کند. مسی در ۱۸ آوریل ۲۰۰۷ در بارسلونا کپی گلی را به ثمر رساند که مارادونا در ۲۲ ژوئن ۱۹۸۶ در مکزیک به ثمر رسانده بود و از آن با عنوان گل قرن یاد می شود.
۲۰ سال بعد اما درست عین همان. مسی هم در ۶۰متری دروازه حریف حرکتش را آغاز کرد، او هم در یک استارت ۲ بازیکن حریف را جا گذاشت و با سرعت روانه محوطه جریمه شد، همان جا یکی از بازیکنان که او آنها را جاگذاشته بود، دوباره تلاش می کند، او را سرنگون کند اما بی نتیجه. ۳ مدافع مسی را احاطه می کنند اما او به جای آن که گلزنی کند، به سمت راست می رود، دروازه بان و بازیکنی دیگر را دریبل می کند و ... گل می زند. و پس از گل تصویری از بهت بازیکنان بارسلونا که از حیرت در جای خود میخکوب شده اند. آنها سرهایشان را در دست گرفته اند و چنان به دور و بر خود نگاه می کنند که گویا نمی توانند باور کنند بار دیگر توانسته اند شاهد به ثمر رسیدن چنین گلی باشند. زمانی که مارادونا در مکزیک گلزنی کرد، مسی هنوز به دنیا نیامده بود. او تازه در سال ۱۹۸۷ متولد شد و دلیلی که من به خاطر آن به بارسلونا سفر کردم و می خواهم با او دیدار داشته باشم این است که من در ناپولی با افسانه دیه گو مارادونا بزرگ شدم. هیچ گاه بازی آرژانتین و ایتالیا را در جام جهانی ۱۹۹۰ فراموش نخواهم کرد. مسابقه ای که دست بی رحم تقدیر خواسته بود که تیم ملی ایتالیای آزگلیو ویچینی و توتو اسکیلاچی در نیمه نهایی مقابل آرژانتین مارادونا روبرو شود.
آن هم درست در ورزشگاه سائو پائولوی شهر ناپولی! زمانی که اسکیلاچی گل نخست را به ثمر می رساند، ورزشگاه واکنشی شادمانه را بروز می دهد. با این حال حس می شود که در میان تماشاگران اوضاع آن طور که باید باشد، نیست. پس از گل کانی گیا فریاد های بلند تماشاگران غیرایتالیایی و غیرناپلی بر ضد مارادونا کارگر می شود و اکنون چیزی رخ می دهد که در تاریخ فوتبال هرگز اتفاق نیفتاده بود و شاید هم دیگر هیچگاه رخ نخواهد داد: جو حاکم بر ورزشگاه بر ضد تیم ملی خودی می شود. تماشاگران اهل ناپولی فریاد می کشند: دیه گو! دیه گو! آنها عادت کرده بودند که نام او را صدا بزنند. چگونه باید آنها را برای این کار تنبیه کرد و چگونه قرار بود آنها به ناگهان دیگر از او پشتیبانی نکنند؟ مارادونا موفق شد، منطق هواداری را وارونه کند. آن روز را بسیار خوب به یاد دارم. تقریباً ۱۱ ساله بودم و چنین فوتبالی را شاید دیگر بار به ندرت تجربه خواهم کرد اما به نظر می رسد چیزی از گذشته بازگشته است. گل بازی مقابل انگلستان در جام جهانی مکزیک و گلی که کک ۲۰ سال بعد به ثمر رساند، یکی از لحظه های فراموش ناشدنی کودکی ام را تأیید می کند.
تصور می کنم که چه اندازه فوق العاده و یا سرگیجه آور بود، اگر می شد مسی را به هنگام بازی در ورزشگاه سائوپائولو تماشا کرد. لحظه باورنکردنی دیدارم با مسی درست زمانی است که به او می گویم، که او وقتی بازی می کند، شبیه مارادوناست. شبیه اوست یعنی نمی دانم چگونه باید تصویری را که هزاران بار دیده شده، بهتر بیان کنم. با این حال می خواهم این موضوع را به او بگویم. او به من پاسخ می دهد: آیا این واقعیت دارد؟ پاسخی با لبخند، با خجالت و شرم بیشتر از معمول و البته شادمانی بسیار. از این گذشته مسی حاضر بود با من ملاقت کند، نه به این خاطر که من نویسنده هستم یا به خاطر این گونه علت ها بلکه تنها از آن رو که من اهل ناپولی هستم. مسی می گوید: ناپولی را دوست دارم. دوست دارم خیلی زود به آن شهر سر بزنم. بی تردید خوب خواهد بود اگر بتوانم در آنجا مدت بیشتری بمانم. این برای یک آرژانتینی درست همانند آن است که به خانه اش می رود. ناپولی برای مسی و بسیاری از هواداران بارسلونا مکانی مقدس البته در فوتبال به شمار می آید. ناپولی مکان تبرک بخشی استعدادهاست. شهری که رب النوع فوتبال در آن بهترین سال هایش را گذراند. جایی که او از هیچ برخاست و قهرمان شد. بالاتر از تمام تیم های بزرگ. فاتح دنیا.
لیونل مسی درست نقطه مقابل آن چیزی است که انسان از یک ستاره فوتبال انتظار دارد. او بی دست و پاست و عبارت های معمولی را که به او پیشنهاد می شود، به کار نمی گیرد، سرخ می شود و به کفش هایش نگاه می کند. زمانی هم که نمی داند چه چیزی باید بگوید، شروع به جویدن انگشت هایش می کند اما داستان کک از هر منظر بسیار شگفت انگیز است. مسی همانند زنبور مودار است. می گویند زنبور مودار در واقع نباید پرواز کند چرا که بدنش بسیار بزرگ است و تحمل این وزن برای بال های کوچکش بیش از اندازه دشوار. با این حال زنبور مودار این موضوع را نمی داند و به سادگی پرواز می کند. مسی هم با اندام کوچکش، با پاهای کوتاهش و سینه باریکش و با تمام اختلال های رشدش در واقع هرگز نباید می توانست در فوتبال مدرن و پر از درگیری امروز بازی کند.

با تشکر از وبلاگ مارادونا تک ستاره فوتبال جهان ( دوست خوبم عبدالرضا )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 0:28  توسط سهیل مارادونا  | 

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

«خدا به من کمک می کند خوب بازی کنم به همین دلیل است که هر وقت از زمین بیرون می آیم سپاس او را به جای می آورم، احساس می کنم اگر این کار را نکنم به او خیانت کرده ام»

«مردم به من رای دادند اما آنها می خواهند جایزه ام را با پله تقسیم کنم، من جایزه ام را با هیچ کس نصف نمی کنم. آنها به خاطر ۱۲ سالی که در اروپا بازی کردم مرا با او مقایسه می کنند. پله هرگز چنین تجربه ای نداشت لطفا دیگر مرا با او قیاس نکنید.»

« فکر می کنم یک کشور را برده ایم نه فقط یک تیم فوتبال را»

«انگلیس همیشه از ما می ترسد، می بینم که نمی توانند روی پای خود بایستند.»

«من آرام هستم، فکر نمی کنم نام فامیل من مانعی برایم باشد البته برای دیگران هست.»

«احساس من مانند جک نیکلسون در فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته است»

«من یک معتاد بودم، هستم و خواهم بود. کسی که معتاد می شود باید هر روز با آن دست و پنجه نرم کند.»

«من تمام عمرم را سخت تلاش کرده ام، کسانی که می گویند من شایسته هیچ چیز نیستم حرف مفت می زنند.»

«زین الدین زیدان شاید امروز بهترین بازیکن جهان باشد اما فوتبال او بیمار است.»

نیازی به معرفی نیست، هر فوتبالدوستی در سراسر جهان به خوبی می داند این حرف ها از کیست، چه کسی جز بهترین و البته جنجالی ترین بازیکن تاریخ فوتبال می تواند این حرف ها را زده باشد. صحبت از جادوگر فوتبال است دیگو آرماندو مارادونای بزرگ که امروز ۴۸ ساله می شود و از آن مهمتر این که قرار است هدایت یکی از محبوب ترین تیم های فوتبال جهان یعنی آرژانتین را که اتفاقا بیشتر این مقبولیت را مدیون خود اوست، به عهده بگیرد. سه شنبه آینده به طور رسمی نام مربی آلبیاچلسته اعلام می شود اما او باز هم پیش دستی کرده و از دیروز خود را به عنوان مربی تیم ملی کشورش معرفی کرده است.
● دوران پرفراز و نشیب باشگاهی
سی ام اکتبر سال ۱۹۶۰ در لانوس و در خانواده ای فقیر متولد شد اما دوران کودکی او که نخستین پسر خانواده پس از سه دختر بود، در ویافیوریتو در حومه بوینوس آیرس گذشت. دو برادر کوچکتر دیگو هوگو و ادواردو نیز بعدها فوتبالیست های حرفه ای شدند.
مارادونای ۱۱ ساله هنگامی که برای تیم استرلا روخا بازی می کرد، مورد توجه یک استعدادیاب قرار گرفت و به تیم نوجوانان آرجنتینوس جونیورز ملحق شد، یک سال بعد و در جریان رقابت های دسته اول آرژانتین بین ۲ نیمه با حرکات زیبای خود تماشاگران حاضر در ورزشگاه را حیرت زده می ساخت.
در اکتبر ۱۹۷۶ هنگامی که ۱۶ سالش هم تمام نشده بود نخستین بازی رسمی خود را برای آرجنتینوس جونیورز انجام داد و تا سال ۱۹۸۱ در این تیم ماند تا این که با یک میلیون پوند به بوکاجونیورز پیوست. او که در نیم فصل به این تیم پیوسته بود تا آخر سال ۱۹۸۲ با این تیم بود و نخستین قهرمانی اش را جشن گرفت.
پس از جام جهانی ۱۹۸۲ راهی بارسلونا شد آن هم با مبلغ ۵ میلیون پوند که آن زمان رکوردی جهانی بود. مارادونا با هدایت مربی هموطن سزار لوییس منوتی و با شکست رئال مادرید به قهرمانی جام حذفی اسپانیا دست یافت هرچند که دوران او در بارسا با سختی هایی همراه بود اول این که با بیماری هپاتیت درگیر بود و دیگر این که با تکل وحشتناک آندونی گویکوچه آ به شدت مصدوم شد هر چند که با قدرت بدنی بالای خود پس از ۱۴ هفته به میدان بازگشت، برخی نیز معتقدند در بارسلونا برای نخستین بار با کوکایین آشنا شد که این آشنایی بعدها برای او فاجعه به بار آورد.
مارادونا اختلافات زیادی با مقامات بارسلونا و به ویژه رییس خسیس باشگاه جوسپ لوییس نونیس داشت و در سال ۱۹۸۴ خواستار جدایی از این تیم شد. بار دیگر رکورد جهانی شکسته شد و این بار او با ۹/۶ میلیون پوند به ناپولی رفت و او که ناپولی را به موفق ترین دوران تاریخ خود سوق داد، جایگاهی فوق العاده در میان هواداران تیم پیدا کرد. ناپولی با او تنها قهرمانی هایش در لیگ ایتالیا(۱۹۸۷ و ۱۹۹۰)، یک قهرمانی جام حذفی(۱۹۸۷)، جام یوفا (۱۹۸۹) و سوپرجام ایتالیا(۱۹۹۰) را به دست آورد ضمن این که ۲ بار نایب قهرمان لیگ و یک بار نایب قهرمان جام حذفی ایتالیا شد. مارادونا بهترین گلزن سری A در فصل ۱۹۸۸-۱۹۸۷ بود اما شایعاتی درباره آشنایی و دوستی او با باند مافیایی «کامورا» نیز مطرح شد.
پس از محرومیت ۱۵ ماهه اش به دلیل مصرف کوکایین در سال ۱۹۹۲ ناپولی را ترک کرد، در فصل ۱۹۹۳-۱۹۹۲ برای سویا بازی کرد، ۱۹۹۳ را در نیوولز اولدبویز گذراند و ۲ سال آخر بازی اش را در سال های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ در بوکا پشت سرگذاشت و در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۷ یعنی جشن تولد ۳۷ سالگی از دنیای فوتبال کناره گیری کرد. در همان سال ها، مربیگری را هم در تیم های ماندیو و راسینگ کلاب تجربه کرد که با موفقیتی همراه نبود.
● ورود به عرصه جهانی
دیگو نخستین تجربه حضور در تیم ملی را در ۱۶ سالگی و در دیدار با مجارستان به دست آورد. ۲ سال بعد آرژانتین با درخشش او به قهرمانی در جام جهانی جوانان رسید و به ویژه در بازی فینال مقابل اتحاد جماهیر شوروی او بازی خیره کننده ای از خود به نمایش گذاشت و پیروزی ۳-یک کشورش را موجب شد. یک سال بعد هم مارادونا در یک دیدار دوستانه برابر اسکاتلند در گلاسکو نخستین گل ملی اش را به ثبت رساند.
جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا نخستین تورنمنت بین المللی بود که مارادونا آن را تجربه می کرد، آرژانتین، مدافع عنوان قهرمانی، در بازی اول مغلوب بلژیک شد و اگرچه در بازی های دیگر مجارستان و السالوادور را شکست داد و به دور بعد راه یافت اما در مرحله یک چهارم نهایی به برزیل و ایتالیا قهرمان جام، باخت و از دور مسابقات حذف شد اما نکته قابل توجه این که مارادونای ۲۱ ساله در هر ۵ بازی حضور داشت و تعویض هم نشد.
نقطه عطف او جام جهانی ۱۹۸۶ در مکزیک بود، کاپیتان دیگو مارادونا تک گل آرژانتین را در تساوی با ایتالیا در مرحله گروهی زد و این تیم پس از شکست بلغارستان و کره جنوبی راهی مرحله یک هشتم نهایی شد و با یک گل از سد اروگوئه گذشت تا در مرحله بعد نوبت به هنرنمایی او برسد. آرژانتین در حالی به مصاف انگلیس رفت که روابط دو کشور به دلیل جنگ فالکلند به شدت تیره بود، سانتر کوتاه خورخه والدانو در دقیقه ۵۱ با پرش مارادونای کوتاه قامت همراه شد و او با دست توپ را وارد دروازه پیتر شیلتون کرد و علی بن ناصر داور تونسی با وجود اعتراض شدید بازیکنان انگلیس گل را پذیرفت، مارادونا عامل به ثمر رسیدن آن گل را «دست خدا» توصیف کرد و تا سال ۲۰۰۵ هرگز اعتراف نکرده بود که این گل را با دست زده است اما گل دوم او استثنایی بود، مارادونا در زمین خود توپ را گرفت و وارد زمین انگلیس شد و با پشت سر گذاشتن ۵ مدافع انگلیس گلن هادل، پیتر رید، کنی سانسام، تری بوچر و تری فنویک و همچنین دروازه بان این تیم گل دوم تیمش را به ثمر رساند و در نظرسنجی فیفا در سال ۲۰۰۲ این گل به عنوان برترین گل قرن بیستم انتخاب شد. او در بازی نیمه نهایی نیز ۲ گل به بلژیک زد که یکی از آنها باز هم نمایشی انفرادی از بهترین بازیکن آن موقع فوتبال جهان بود. در فینال آلمان غربی با مربیگری فرانس بکن باوئر دو بازیکن را مامور مهار او ساخته بود هرچند که با دادن پاس گل سوم تیمش به خورخه بوروچاگا کار خودش را کرد و ۱۱۵ هزار تماشاچی حاضر در استادیوم آزتک را به وجد آورد. مارادونا به عنوان بهترین بازیکن این تورنمنت و تأثیرگذارترین بازیکن تاریخ جام جهانی این جام ارزشمند را بالای سر برد و برای یادبود او مجسمه ای از وی درحال زدن گل قرن در سردر ورودی آزتک نصب شد.
مصدومیت قوزک پا بر عملکرد او در جام جهانی ۱۹۹۰ تأثیر گذاشت و او تفاوت زیادی با بازیکن ۴ سال پیش پیدا کرده بود و آرژانتین در آستانه حذف از جام جهانی قرار گرفت اما به عنوان تیم سوم راهی مرحله حذفی شد، در یک هشتم نهایی با تک گل کلودیو کانیگیا بر برزیل غلبه کرد و در یک چهارم و نیمه نهایی در ضربات پنالتی به ترتیب برابر یوگسلاوی و ایتالیا، میزبان مسابقات به برتری رسید اما یک پنالتی جنجالی از داور مکزیکی در دیدار فینال سبب شد آندریاس برمه تنها گل آلمان غربی را بزند و این تیم با مربیگری بکن باوئر انتقام دوره قبل را گرفت.
آرژانتین در جام جهانی ۱۹۹۴ با محرومیت مارادونا به دلیل دوپینگ تحت تأثیر قرار گرفت و در مرحله یک هشتم نهایی مقابل رومانی شکست خورد و از دور مسابقات کنار رفت و او با ثبت ۲۱ بازی در جام جهانی که ۱۶ تای آن به عنوان کاپیتان بود و یک رکورد را به نامش رقم زد از تیم ملی کشورش کناره گیری کرد.
● از زبان دیگران
پله: «اگر او فکر می کند بهترین بازیکن جهان است مشکل خودش است. من واقعاً شک دارم او صلاحیت انتخاب به عنوان بهترین بازیکن جهان از سوی مخاطبان را داشته باشد.»
سر الف رمزی: «پله تقریباً همه چیز داشت. مارادونا همه چیز دارد او سخت کوش تر، تواناتر و باتکنیک تر است مشکلش این است که قوانین را به نفع خود می خواهد.»
کوین کیگان: «فکر نمی کنم هیچ کس بزرگتر یا کوچکتر از مارادونا وجود داشته باشد!»
کارلوس بیلاردو: «تیم من مارادونا و ۱۰ نفر دیگر است.»
میشل پلاتینی: «آنچه زیدان با توپ انجام می دهد مارادونا می تواند با یک پرتقال انجام دهد.»
سر استنلی ماتیوز: «بهترین بازیکن یک پای فوتبال از زمان پوشکاش.»
سر بابی رابسون : «با مارادونا، آرسنال هم می توانست قهرمان جهان شود.»
یورگن کلینزمن : «مارادونا بازیکنی بود که همیشه تحسین اش کرده ام. او هنرمندی بود که تمام حرکاتش در زمین با خلاقیت و زیبایی همراه بود.»

آیا انتخاب مارادونا منطقی بود؟

دیه‌گو مارادونا امروز تولد ۴۸ سالگی‌اش را جشن خواهد گرفت. تا چندی پیش خیلی‌ها گمان نمی‌كردند او چنین روزی را ببیند. اعتیاد شدید او به همراه اضافه وزن فوق‌العاده‌اش دیه‌گو بزرگ را تا آستانه مرگ پیش برد.
اما در این پنج‌شنبه او به بهترین شكل ممكن تولدش را جشن خواهد گرفت. او در این روز احتمالا در جلسه معارفه‌اش به عنوان مربی تیم‌ملی آرژانتین شركت خواهد كرد. پس از استعفای باسیله و اعلام چند كاندیدا برای جانشینی او شانس مارادونا برای نشستن روی نیمكت آرژانتین از همه كمتر بود اما او اكنون مربی تیم‌ملی كشورش شده. انتخاب مارادونا منطقی‌ترین انتخاب ممكن نبود.
تجربه‌ مربیگری او به چند ماه مربیگری در دپورتیوو ماندیو و ریسینگ‌كلاب محدود می‌شود، حاصل كار او در این مدت سه پیروزی، ۱۲ تساوی و هشت شكست بود. در مقایسه با او سرخیو باتیستا یكی از كاندیداهای مطرح موفق شد در المپیك پكن آرژانتین را قهرمان كند. میگوئل آنخل‌روسو اخیرا سن لورنزو را قهرمان كرد و افتخارات كارلوس بیانكی هم بر كسی پوشیده نیست اما در نظرسنجی‌ها بیانكی گزینه اول مردم بود. اما دیه‌گو مارادونا چیزی دارد كه با آمار و ارقام و معادلات روتین نمی‌توان آن را ارزشگذاری كرد. او مارادوناست. نام او در قلب و روح آرژانتینی‌ها نقش بسته. زمانی‌كه در جام‌جهانی ۱۹۸۶ آن دو گل را وارد دروازه انگلیس كرد به چیزی فراتر از یك بازیكن در نزد آرژانتینی‌ها تبدیل شد. او در میان آرژانتینی‌ها، سن‌دیگو یعنی مقدس است. او در كنار «چه‌گوارا»ی بزرگ روح‌ آرژانتینی‌ها را تسخیر كرده و این همان چیزی است كه تمامی معادلات منطقی را بر هم می‌زند. یك بخش فوتبال مسائل تاكتیكی است و بخش دیگر آن مسائل احساسی.
در مورد مارادونا هم احساس حرف اول را می‌زند. او در زمان بازی‌اش این احساس را به انرژی فیزیكی تبدیل می‌كرد. او به عنوان یك طرفدار آرژانتین هم همینگونه است. در جایگاه تماشاگران او با تمام وجود به تشویق تیمش می‌پردازد. اما آیا واقعا این مارادونا آماده نشستن روی نیمكت آرژانتین است؟
در این پست افراد باتجربه‌ای چون كارلوس بیلاردو او را همراهی خواهند كرد. پدرو تروگلیو دوست و رفیق مارادونا هم دستیار او خواهد شد. در برزیل هم دونگاه جورجینیو چنین وضعی دارند. سوال دیگری كه مطرح می‌شود این است مارادونا تا چه زمان روی نیمكت تیم‌ملی آرژانتین خواهد نشست؟ آرژانتینی‌ها عادت ندارند مربیان خود را اخراج كنند. مارادونا هر نتیجه‌ای هم كه در آرژانتین بگیرد مطمئنا اخراج نخواهد شد. در هر حال باید منتظر نشست و دید كه مارادونا با این مسئله چگونه كنار خواهد آمد.

سرمربی تیم ملی فوتبال آرژانتین گفت: من و شاگردان متعصبم، رنگ آسمان را عوض می كنیم.
به نقل از لارازون آرژانتین، دیه گو آرماندو مارادونا عنوان كرد: مدتی است آسمان به خاطر ما آبی نیست. باید دوباره یادش بیاید كه فوتبال آرژانتین چه روزهایی را داشته و آفتاب دوخته شده بر آن، برای چیست.
وی افزود: با آرژانتین قهرمان جام جهانی می شویم و ثابت می كنیم صاحب فوتبال هستیم.

با تشکر از وبلاگ مارادونا تک ستاره فوتبال جهان ( دوست خوبم عبدالرضا )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 0:21  توسط سهیل مارادونا  | 

معجزه گر از خودش می گوید

مارادونا : من از پله بهتر بودم

سایت گل: دیه‌گو مارادونا، مربی تیم ملی آرژانتین گفته در دوران بازی بهتر از پله بوده است.

مارادونا که پنج سپتامبر دشوارترین دیدار خود در سمت مربی تیم ملی آرژانتین را رویاروی برزیل برگزار خواهد کرد، در نظرسنجی اینترنتی فیفا که نه سال پیش انجام شد به عنوان بهترین بازیکن تاریخ فوتبال برگزیده شد و پله پس از او جایگاه دوم را به دست آورد.

مارادونا می‌گوید: «این مهم است که در این نظرسنجی پله دوم شد. هیچ کس نمی‌تواند این افتخار را از من سلب کند.»

برنده جام جهانی 1986 ادامه داد: «می‌دانید؟ من ده سال در فوتبال اروپا حضور داشتم و پله تنها در آمریکای جنوبی به سر برد. او جام جهانی را فتح کرد اما بازی در اروپا به کلی متفاوت است.»

مارادنا در تیم‌هایی نظیر بارسلونا و ناپولی درخشید اما پله تقریبا تمام دوران ورزشی خود را در سانتوس گذراند.

مارادونا می‌گوید: «وقتی من فوتبال بازی می‌کردم، مدافعان اسپانیا و ایتالیا مانند سگ‌های شکاری بودند و هرگز من را تنها نمی‌گذاشتند.»

مارادونا سپس به پله طعنه می‌زند: «او در یک نظرسنجی دیگر در برزیل پس از آیرتون سنا دوم شد. به نظرم او باید دست از دوم شدن بردارد!»

مارادونا تنها یک بار فاتح جام جهانی شد اما پله سه قهرمانی کسب کرد که اولین آن در 17 سالگی او بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 0:2  توسط سهیل مارادونا  | 

در ادب و اخلاق هم نمونه

 

لیونل مسی : میلیونها سال دیگر هم مثل مارادونا نمی شوم

 

ستاره جوان آرژانتینی خواسته تا او را با مارادونا مقایسه نکنند.او می خواهد داستان زندگی خودش را داشته باشد و او را به خاطر تواناییهای خودش بشناسند.



سایت گل- لیونل مسی، ستاره جوان آرژانتینی در صحبتهایی اعلام کرده که دیه گو آرماندو مارادونا ، بزرگترین بازیکن تاریخ دنیای فوتبال بوده و به نظر مسی، او از نظر مسائل فوتبالی، حتی در نزدیکی مارادونا نیست و می خواهد تاریخ و ماجرای فوتبالی خودش را داشته باشد.

مسی در گفتگو با رادیو متروی بوئنوس آیرس گفت:« حتی با گذشت میلیون ها سال نیز من حتی به نزدیکی های مارادونا نیز نخواهم رسید و حتی نمی خواهم خود را به مارادونا نزدیک کنم. مارادونا بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال است.»

ستاره جوان آرژانتینی ادامه داد:« خودم را با مارادونا مقایسه می کنم، می خواهم داستان فوتبالی خودم را داشته باشم و با توانایی های فوتبالی خودم شناخته شوم.»

لیونل مسی در حالی این صحبتها را به زبان می آورد که با ۲۲ سال سن، عناوین قهرمانی و جوایز فردی فراوانی را کسب کرده است.

مسی در ادامه صحبتهایش در مورد تفاوتهای عملکردش در ترکیب تیم ملی آرژانتین و تیم بارسلونا گفت:« بازی کردن در یک تیم، کاملا متفاوت با تیمی دیگر است. از من بارها سوال کرده اند و پاسخ من این است که بازی کردن در بارسلونا کاملا متفاوت با بازی کردن در تیم ملی آرژانتین است. نمی خواهم بگویم که بازیکنانی که در تیم ملی آرژانتین هستند، بازیکنان خوبی نیستند،اتفاقا برعکس، آنها بهترین بازیکنان دنیا هستند ولی ما زمان کافی برای کار کردن در کنار هم را نداریم. همه چیز به سرعت می گذرد. دو روز تمرین و بعد از آن بازی.»

صحبتهای پایانی مسی بدین ترتیب است:« زمانی که مجموعه تیم برای مدتی کنار هم باشیم،اوضاع می تواند تغییر کند. رویای بالای سر بردن جام جهانی در آفریقای جنوبی،در ذهن تمام ماست. نه فقط به این دلیل که مرا بزرگتر می کند، بلکه فکر می کنم که هیچ اتفاقی زیباتر از این اتفاق وجود ندارد. ما با آمادگی به جام جهانی می رویم ، بدون هیچ ادعایی و خودمان را مدعی قهرمانی نمی دانیم. این خوب است، چرا که می توانیم سورپرایز بزرگی را خلق کنیم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 23:57  توسط سهیل مارادونا  | 

تیم منتخب دهه اخیر آرژانتین

 

ورود به هزاره سوم می گذرد و هنوز آرژانتین چیز خاصی از خود به نمایش نگذاشته است. سال هاست که آرژانتینی ها جمعی از بااستعدادترین بازیکنان دنیا را پرورش می دهند و یکی از جذاب ترین فوتبال های جهان را به نمایش می گذارند اما در عین حال همچنان از کسب جام قهرمانی بازمانده اند.

 

با سرمایه و پتانسیلی که در اختیار دارند، احتمالا آرژانتین قدرنادیده ترین تیم دنیاست. در جام جهانی 2002 آنها در همان مرحله گروهی از رقابتها کنار گذاشته شدند و چهار سال بعد در آلمان، در یک چهار نهایی مغلوب تیم میزبان شدند. آنها در هر دو دوره، یکی از تیم های محبوب جام بودند اما در نهایت به جایی نرسیدند

 

آرژانتینی ها علیرغم در اختیار داشتن رکورد قهرمانی در کوپاآمریکا با 14 قهرمانی، در دو دوره اخیر در فینال مغلوب برزیل شدند. این مسئله را خواه به بدشانسی نسبت دهیم یا عدم روحیه جنگندگی، به هر روی به نظر می رسد آرژانتینی برای قهرمانی به اندازه کافی خوب نیستند.

 

اما اگر شانس،کمی به تیم ملی آرژآنتین روی خوش نشان دهد، ستاره های بسیاری هستند که می توانند با پیراهن "آلبی سلسته" بدرخشند. آرژانتین استعدادهای بسیاری را آماده به خدمت گرفتن می بیند و اگر آنها برنامه ریزی خوبی برای آینده داشته باشند، غیرقابل مهار به نظر می رسند.

 

آرایش: 3-4-1-2

 

روبرتو آبوندانزیری (.... - 2004 )

او بسیار دیر و در 32 سالگی اولین بازی ملی اش را انجام داد اما در بین بسیاری از دروازه بانان ناامید کننده ای که در چند سال اخیر برای آرژانتین به میدان رفتند، با ثبات ترینشان بود. آمادگی بالای او موجب شد تا دروازه بان اولین آرژانتین در جام جهانی 2006 باشد و نمایش خوبی هم داشت اما در بازی با آلمان میزبان در مرحله یک چهارم نهایی مصدوم شد و آرژانتین در ضربات پنالتی بازی را واگذار کرد. مشکل اصلی او مصدومیت است که موجب شده حتی او در بازی های مقدماتی جام جهانی 2010 جایگاه خود را در ترکیب اصلی تیم ملی بعد از مصدومیت در بازی با پاراگوئه از دست بدهد. پس از آن او دیگر درترکیب تیم ملی قرار نگرفت.

 

خاویر زانتی (... - 1994)

"ال پوپی" یکی از رکورداران بازی ملی در تاریخ آرژانتین است و ثبات بالای او خود گویای همه چیز است. او که تجربه دو جام جهانی را در کارنامه دارد، توسط پکرمن برای حضور در جام جهانی 2006 به تیم ملی فراخوانده نشد. با این وجود او یکی از ارکان تیم فعلی آرژانتین است و احتمالا سومین جام جهانی اش را تابستان آینده در آفریقای جنوبی تجربه خواهد کرد. این اسطوره تیم اینتر در 35 سالگی روزهای پایانی بازیگری اش را سپری می کند اما همچنان برای باشگاه و تیم ملی کشورش بازیکن موثری است. او همراه با آرژانتین در چهار دوره کوپا آمریکا شرکت کرده است اما هیچگاه نتوانست در این جام به قهرمانی برسد. اما با اینتر او 9 جام مختلف از جمله چهار اسکودتو پیاپی را فتح کرده است.

 

روبرتو آیالا (  2007- 1994 )

بدون تردید آیالا مطمئن ترین مدافع آرژانتین در دهه اخیر بوده است. او اولین بازی ملی اش را در سال 1994 انجام داد و پس از شکست آرژانتین در فینال کوپا آمریکای 2007 در ونزوئلا از بازیهای ملی خداحافظی کرد. با 115 بازی ملی، دومین رکوردار بازی ملی در آرژانتین است. در چهار کوپا آمریکا و سه جام جهانی برای آرژانتین به میدان رفت و نشان داد که در خط دفاعی چه بازیکن سختکوشی است؛ مدافعی که معمولا با ضربات سر به گل می رسد. اگرچه او اکنون 36 ساله است اما دیه گو مارادونا همچنان او را برای جام جهانی آینده مد نظر دارد.

 

والتر ساموئل (... - 1999 )

علی رغم اینکه آرژانتین در خطوط میانی و حمله بازیکنان زیادی دارد، اما احتمالا برای جام جهانی آینده والتر ساموئل تنها مدافع آخر قابل اعتمادی خواهد بود که آنها در اختیار دارند. علی رغم دوره کوتاه و نا امیدکننده در رئال مادرید، او یکی از بهترین مدافعان دهه اخیر اروپاست و اگرچه با پیراهن تیم ملی به اندازه تیم های باشگاهی اش ندرخشیده است اما همچنان در ترکیب تیم ملی حضور دارد. نستور پکرمن او را نیز برای جام جهانی 2006 انتخاب نکرد. او 53 بازی ملی در کارنامه دارد و در جام کنفدراسیون های سال 2005 با آرژانتین به عنوان نائب قهرمانی رسید.

 

خاویر ماسکرانو (..... - 2003)

کاپیتان فعلی آرژانتینی ها، بازیکنی با استعداد است که پس از چند بازی درخشان در ترکیب آلبی سلسته، جایگاه خود را در تیم ملی مستحکم کرد. این هافبک تیم لیورپول در جام جهانی 2006 برای آرژانتین به میدان رفت و در دو المپیک آتن و سیدنی کمک کرد تا آرژانتینی ها مدال طلا را تصاحب کنند. دیه گو مارادونا اعتقاد دارد که بازی های موثر او می تواند در جام جهانی آینده آرژانتین را به اولین قهرمانی بعد از سال 1986 برساند. زمزمه هایی مبنی بر پیوستن او به بارسلونا شنیده می شود، انتقالی که اگر صورت بگیرد، شمایل او به عنوان یکی از بهترین هافبک های تدافعی دنیا تکمیل می کند.

 

خوان سباستین ورون (.... - 1996 )

او اولین بازی ملی اش را در سال 1996 انجام داد و در این مدت به تناوب در ترکیب آرژانتین قرار گرفته است. او در دو جام جهانی برای  آرژانتین به میدان رفت اما جزئی از تیمی که به یک چهارم نهایی جام جهانی آلمان رسید، نبود. بعد از ده سال درخشش در اروپا، به تیم محبوبش، استودیانتس، بازگشت و آمادگی بالای او باعث شد خیلی زود و پس از سه سال به تیم ملی بازگردد. او در کوپا آمریکای 2007 و مقدماتی جام جهانی 2010، هرچند نه به عنوان بازیکن ثابت، بار دیگر برای آرژانتین بازی کرد. پاس های بسیار دقیق او باعث شده که او همچنان یکی از مهمترین بازیکنان آرژانتین باشد.

 

خوان رومن ریکلمه (   2009 -  1999)

ریکلمه یکی از درخشان ترین بازیسازهای دنیای فوتبال است. یکی از بحث برانگیز ترین برنامه های تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 2006 حول محور او طرح ریزی شده بود اما حذف زودهنگام آرژانتینی ها انتقادات زیادی را متوجه او کرد. اما او برای کوپا آمریکای سال بعد نیز دوباره به ترکیب آرژانتین فراخوانده شد و با درخشش او بود که آرژانتین به فینال رسید. درخشش او با پیراهن بوکاجونیورز موجب شد تا به یکی از بازیکنان اصلی آرژانتین در بازیهای مقدماتی جام جهانی 2010 تبدیل شود. او در بازی های ابتدایی درخشان ظاهر شد اما با پیش رفتن مسابقات و حضور مارادونا روی نیمکت مربیگری آرژانتین، او برای دومین بار در مارس گذشته، از تیم ملی کنار کشید. در هفته های اخیر صحبت هایی در مورد بازگشت او به تیم ملی شنیده می شد اما او بار دیگر تاکید کرد که روزهای او در تیم ملی به پایان رسیده است.

 

آریل ارتگا (2003 - 1993 )

در جام جهانی 1994 از او به عنوان جانشین مارادونا یاد شد و از آن پس به یکی از ارکان تیم ملی آرژانتین تبدیل شد. "ال بوریتو" (خر کوچک) با تکنیک و دریبلینگ شگفت انگیز و بازی های هوشمندانه اش محبوب طرفداران بود. در سه جام جهانی، که آخرین آن، جام جهانی 2002 کره و ژاپن بود، برای آرژانتین بازی کرد و یکی از بهترین بازیکنان تیم بود. اما تاسف برانگیز این که بسیاری او را با ضربه سری که به ادوین فن درسار، دروازه بان هلند، در جام جهانی 1998 زد، می شناسند. به دلیل این حرکت، ارتگا از بازی اخراج شد و آرژانتین با شکست 2-1 از هلند، از جام جهانی حذف شد. او به مصرف مشروبات الکلی معتاد شد اما به تازگی آن را کنار گذاشت و مارادونا نیز اعلام کرد در صورتی که او با پیراهن ریور پلات فرم مطلوب گذشته اش را پیدا کند، دوباره به تیم ملی فراخوانده خواهد شد.

 

لیونل مسی (.... - 2004)

این استعدا شگفت انگیز نه تنها یکی از محبوب ترین بازیکنان دهه اخیر آرژانتینی هاست بلکه یکی از بهترین های تاریخ فوتبال آرژانتین است. "لا پولگا" (کیک) با تکنیک حیرت انگیزش در سراسر جهان شناخته شده است. او اولین بازی اش برای تیم بزرگسالان آرژانتین را در سال 2005 انجام داد اما هنوز با پیراهن تیم ملی بهترین بازیهایش را انجام نداده است. او در اولین بازی ملی در مقابل مجارستان، تنها دقایقی پس از ورود به بازی از زمین اخراج شد. او در جام جهانی 2006 اندک دقایق برای آرژانتین به میدان رفت اما در همین دقایق اندک موفق به گلزنی در مقابل صربستان و مونته نگروشد. یک سال بعد او یکی از بازیکنان تیمی بود که در فینال کوپا آمریکا مغلوب برزیل شد اما با این وجود او به عنوان بهترین بازیکن جوان جام انتخاب شد. سال گذشته در المپیک پکن آرژانتین مدال طلا را به گردن آویخت و مسی نقشی کلیدی در این راه داشت.

 

گابریل باتیستوتا ( 2003 - 1993)

بازنشستگی باتی گل، خلایی جبران ناپذیر برای آرژانتینی ها بود. باتیستوتا یکی از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال آرژانتین است که چندین عنوان با پیراهن تیم ملی کسب کرد که همگی مربوط به پیش از آغاز هزاره سوم است. اسطوره سابق فیورنتینا در سه جام جهانی حضور داشت و در 12 بازی، 10 گل به ثمر رساند. حضور او در ترکیب آرژانتین برای سایر بازیکنان الهام بخش و دلگرم کننده بود، نه به دلیل گلزنی های مداومش، بلکه به علت تاثیرگذاری در بازی و قدرت رهبری اش. اگر او همچنان در ترکیب تیم ملی آرژانتین حضور داشت، آنها یکی از کاندیداهای اصلی کسب عنوان قهرمانی در جام جهانی آینده بودند.

 

  هرنان کرسپو (.... - 1995)

کرسپو ثبات زیادی در ترکیب تیم ملی آرژانتین داشت اما عدم حضور ثابت در ترکیب اینتر و ظهور مهاجمان جوان موجب شده تا کمتر به او بازی برسد. از کوپا آمریکای 2007 به بعد به تیم ملی دعوت نشده است اما همچنان امیدوار است که باز هم با پیراهن آرژانتین بازی کند. او با 35 گل زده، بعد از باتیستوتا، بهترین گلزن تاریخ فوتبال آرژانتین است اما علی رغم رکورد قابل توجه اش، بعید است او چهارمین جام جهانی اش را با آرژانتین تجربه کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 23:55  توسط سهیل مارادونا  | 

آغاز یک افسانه << همه چيز از اول >>

 

پسران آفتاب با رهبری معجزه گر


 

    

دیه‌‌گو مارادونا که روز چهارشنبه ۸ آبان در اتفاقی کاملا غیرمنتظره به عنوان سرمربی جدید تیم ملی فوتبال آرژانتین منصوب و در این سمت جانشین «الفیو باسیله»‌ مستعفی شد، مردی است که در دوران بازیگری‌اش به بالاترین سطح رسید، اما در بیرون از میدان و حتی درون آن مشکلات انضباطی و اخلاقی بی‌شماری داشت و این که فن او بر معضلات فوق سایه انداخت و وی را درخشان و پرطرفدار ساخت، فقط خبر از عمق مهارت‌ها و میزان استعداد وی می‌دهد.
فیفا در سال ۲۰۰۰ و به مناسبت پایان قرن بیستم اقدام به انتخاب بهترین فوتبالیست قرن گذشته کرد و مارادونا را همراه با په‌له برزیلی در صدر نشاند و عنوان برترین بازیکن قرن را به طور مشترک به آنها بخشید و کمتر کسی به صحت این انتخابات شک دارد.
بدون شک اوج درخشش این چهره کوتاه‌قد اما ‌بسیار فنی، در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک بود که او یک‌تنه آرژانتین را به عنوان قهرمانی رساند و با پای چپ سحر کننده و تکنیک خیره‌کننده‌اش سدهای بسیاری را از پیش رو برداشت و مهار ناپذیر ظاهر شد.
همان داستان با ابعادی بسیار کمتر در جام جهانی ۹۰ در خاک ایتالیا تکرار شد، اما آرژانتینی‌ها با قبول شکست ۱ بر صفر برابر آلمان در بازی فینال به نایب‌قهرمانی اکتفا کردند. خاطره همان سال‌ها و موفقیت‌های بزرگ است که خولیو گرون دونا، رئیس فدراسیون فوتبال آرژانتین را به تکرار همان زمان‌ها و تلاش برای تجدید حلقه‌های همان همکاری تشویق کرده است زیرا وی اضافه بر نشاندن دیه‌گو در صندلی سرمربیگری تیم ملی آرژانتین پست مدیریت فنی این تیم را هم به دکتر کارلوس بیلاردو سپرده که سرمربی آرژانتین در سال‌های ۸۶ تا ۹۰ بود و روابط خوبی با مارادونا داشته و ستاره سرکش و ناآرام فوتبال آرژانتین همواره به او ارادت داشته است.
مارادونا نیز بعد از انتصابش به عنوان سرمربی جدید آرژانتین براحتی به مسائل فوق اشاره و اعتراف کرده و گفته است: تجربه فراوان بیلاردو در مربیگری و اشراف او بر دنیای فوتبال، چیزی نیست که بتوان به آسانی چشم بر آن بست و من قطعا به حرف‌های او گوش فرا خواهم داد و به آن عمل خواهم کرد. خوشبختانه بین ایده‌های من و دکتر با گرون دونا تفاهم و تشابه برقرار است و جملگی یک چیز را می‌خواهیم.
● او نمی‌دانست
با این حال در سایر حرف‌های مارادونا این نکته نیز مستتر و جالب توجه است که وی تا دقایقی پیش از برگزاری جلسه خود با گرون دونا و بیلاردو در محل فدراسیون فوتبال آرژانتین، نمی‌دانسته برای این پست انتخاب شده و فقط با شروع شدن جلسه و طی صحبت‌های دو مقام فوق متوجه گزینش خود شده است.
هر چه هست او بازگرداندن روحیه و روند کاری و نگرش سال ۱۹۸۶ را به اردوی ملی آرژانتین هدف اصلی‌اش اعلام کرده و می‌خواهد تیم ملی را به سقف و ثغور و مرزهای همان سال به لحاظ فنی و روحی برساند. همچنین با وجود برخی مشکلات در فوتبال آرژانتین و ستیزه‌‌جویی‌های گاه به گاه دیه‌گو و طبیعت ناآرام وی، نیل به هدف فوق، چندان با اطمینان به دست نمی‌آید.
به علاوه نباید فراموش کرد که فوتبال آرژانتین به رغم صدور و ساخت بیشترین نوستاره‌‌ها و پرورش و معرفی بهترین نیروهای جوان به تعداد زیاد در هر سال، کمتر توانسته در ۱۵ سال اخیر به حق خود برسد و موفقیت‌هایی را کسب کند که به فراخور توان و ظرفیت فراوان فوتبال این کشور است.
درست است که آرژانتین برنده مدال طلای فوتبال در هر دو المپیک آخر بوده، اما در رده سنی بزرگسالان بعد از جام ملت‌های آمریکای جنوبی ۱۹۹۳ هیچ عنوانی را تصاحب نکرده است و شکست ۳ بر صفر در برابر رقیب قدیمی‌اش برزیل در فینال کوپای ۲۰۰۷ از تلخ‌ترین رویداد‌ها برای سفید و آبی‌های آرژانتین بود.
● عامل بازدارنده‌
به رغم حضور جوانان بسیار مستعدی مانند مسی، ته‌وز، اگه‌رو، دی اله ساندرو، دی ماریا، ایمار، ساویولا و همچنین کامبیاسو، ریکلمه و هاینتزه در فوتبال آرژانتین تیم ملی این کشور ناکامی‌های پر سروصدایی در ۵ سال اخیر تحمل کرد و کلا فوتبال آرژانتین توقف‌های تلخی را در ۴ جام جهانی آخر تجربه کرده و در هیچ‌یک از یک‌چهارم نهایی فراتر نرفته است و وقتی این همه استعداد و توان در نزد بازیکنان هست، عامل بازدارنده را باید چیز دیگری تلقی کرد و مهم‌ترین آنها ناتوانی در ایجاد تمرکز و وحدت در میان این همه ستاره و بخشیدن انگیزه گروهی و هماهنگی کاری و اتحاد تاکتیکی به آنهاست.
خصلتی که عدم تامین آن باعث شد پیش از باسیله نیز مارچلوبی‌یلسا و دانیل پاسارلا و همچنین خوزه پکرمن ماندگاری لازم و موفقیت مورد نظر را در اردوی ملی بزرگسالان نداشته باشند؛ حال آن‌که همین پکرمن در دوران حضورش در تیم ملی جوانان آرژانتین بسیار موفق بود و آن تیم را ۳ بار فاتح جام جهانی در این رده سنی کرد.
پکرمن بعد از حذف آرژانتین به دست آلمان در مرحله یک‌چهارم نهایی جام جهانی ۲۰۰۶ از سمت رهبری این تیم استعفا کرد و بعد از آن بود که رویکرد مجدد به الفیو باسیله شکل گرفت و مردی که از ۱۹۹۱ تا ۹۴ سرمربی آرژانتین بود، از نو عهده‌دار این سمت شد و از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ بر این مسند ماند، اما وقتی آرژانتین از ۱۰ بازی نخست خود در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ در منطقه آمریکای جنوبی بیش از ۱۶ امتیاز نگرفت و از رده سوم جدول بالاتر نیامد و بخصوص زمانی که آرژانتینی‌ها ۱ بر صفر به شیلی باختند، به خاطر کثرت اعتراض‌ها مجبور به استعفا از سمت خود شد.
● رقبای بهتر
مارادونا به عنوان جانشین او، بهتر و بیشتر از هر کس می‌داند که سایر کاندیداهای پست مربیگری تیم ملی آرژانتین از وی پیشینه‌ای طولانی‌تر در این حرفه و مهارتی فزون‌تر داشته و دارند و علم مربیگری را بسیار بهتر از او می‌شناسند و بنابراین چیزی که باعث نادیده گرفته شدن فاکتور فوق و اهدای این سمت به مارادونا شده، از یک سو عامل محبوبیت فراوان او نزد مردم و از طرف دیگر وجود این تفکر و طرز تصور نزد گرون دونا و همکارانش است که می‌‌توان با قرار دادن مجدد مارادونا و دکتر بیلاردو کنار یکدیگر در اردوی ملی همان فضای دوستی توام با موفقیت نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ را تکرار کرد و به دستاوردهای تازه‌ای رسید.
حتی نگاهی گذرا به نام و وصف سایر نامزدهای پست سرمربیگری آرژانتین نیز که این عنوان به آنها داده نشد و مارادونا بر آنها ارجح دانسته شد، خبر از تفاوت‌های فراوان موجود می‌دهد. کارلوس بیانکی، مردی که بوکاجونیورز را ۳ بار فاتح جام باشگاه‌های آمریکای جنوبی‌ (لیبرتادورس کاپ)‌ و ۴ مرتبه قهرمان لیگ آرژانتین کرد، سرجیو باتیستا مربی تیم ملی امید آرژانتین که امسال کشورش را فاتح رشته فوتبال در المپیک پکن کرد، دیه‌گو سیمونه مربی موفق فعلی ریورپلاته و میگل انخل روسو هدایتگر قبلی بوکاجونیورز کسانی بودند که در فهرست فدراسیون آرژانتین جای داشتند و روی آنها تحقیق صورت پذیرفته بود، اما در نهایت آنها رای اعتماد نگرفتند.
● ۲ بار مجازات توسط فیفا
۲ بار محروم شدن از جانب فیفا و هر مرتبه به مدت ۱۵ ماه که به سبب رویکرد مارادونا به مواد مخدر و گرفته شدن مچ وی به این خاطر در سال‌های ۹۱ و ۹۴ بود و سپس عوارض استفاده طولانی از مواد مخدر در اواخر دهه گذشته و نیمه اول دهه جاری که چهره و پیکری باد کرده و بد شکل را به مارادونا بخشید و سیمایی بیگانه را از وی نزد جهانیان ترسیم کرد، اوج نگون بختی‌ها و مشکلات انضباطی وی بودند و او حتی حدود ۷ سال در هاوانا پایتخت کوبا ساکن شد و ادعا می‌کرد آنجا در حال رفع بیماری اعتیاد خود است و در کلینیک‌های متعدد سرگردان بود ولی او اینک مدعی است که دیگر مشکل گذشته را ندارد و چهره سالم‌تر و پیکر بالنسبه لاغرتر او در قیاس با ۱۰ سال پیش ظاهرا موید این ادعاست.
وی حتی به مدت بیش از یک سال طراح و مجری یک نمایش پرطرفدار در یکی از کانال‌های تلویزیونی بوئنوس آیرس بود، اما او را هر چه بپنداریم، در دشواری ماموریت جدید محوله به وی نمی‌توانیم تردیدی به خود راه بدهیم. هر چند وجود ۴ سهمیه صعود مستقیم به مرحله پایانی جام جهانی ۲۰۱۰ و قرار داشتن یاران مسی و ریکلمه در رده سوم جدول حاکی از آن است که آرژانتین مشکل لاینحلی برای راهیابی به مرحله نهایی جام جهانی نوزدهم ندارد، ولی این که آیا او می‌تواند چیزی فراتر از این را کسب کند، در مظان تردید قرار دارد، زیرا تمام افتخارات و هنرهای این جوان بالنده که در زمان بازیگری‌اش کم همتا بود،‌ اینک و در مقام سرمربی و در مواجهه با نسل تازه فوتبال کشورش تضمینی برای موفقیت به دست نمی‌دهد.
● منفی اما حقیقی‌
دیدگاهی منفی اما حقیقی وجود دارد که پیشینه دیه‌گو در امر مربیگری چنان ناچیز و اندک است که او حتی دانش کلاسیک این کار را هم ندارد.
میشل پلاتینی ستاره فوتبال فرانسه و برنده ۳ دوره جایزه معتبر توپ طلا روزی گفته بود: کارهایی که من با یک توپ فوتبال انجام می‌دادم، دیه‌گو با یک پرتقال هم انجام می‌داد. او یک نابغه تمام عیار بود.وقایع و نتایج مسابقه‌های بعدی آرژانتین نشان خواهد داد چهره ستاره‌ای که بر اثر کجروی‌های خود مخدوش شد؛ تا چه حد می‌تواند همان نبوغ را در عرصه کاملا متفاوت مربیگری هم جاری کند.
● «قهرمان» در یک نگاه‌
▪ نام: دیه‌گو مارادونا
▪ متولد: ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ در شهر بوئنوس آیرس‌
▪ باشگاه‌های محل بازی: آرژنتینوس جونیورز (۱۹۷۶ تا ۸۰)‌، بوکاجونیورز (۸۱ و ۸۲)‌، بارسلونا (۸۲ تا ۸۴)‌، ناپولی (۸۴ تا ۹۱)‌، سه‌ویا (۹۲ و ۹۳)‌، نیوول اولدبویز (۹۴)‌، دوباره بوکا جونیورز (۹۵ تا ۹۷)‌
▪ تعداد بازی‌های ملی: ۹۱ (۳۴ گل‌زده)‌
▪ کل دوران بازیگری: ۶۷۸ مسابقه (۳۴۵ گل‌زده)‌
▪ افتخارات تیمی: فتح لیگ آرژانتین با بوکاجونیورز در ۸۱، فتح جام حذفی اسپانیا با بارسلونا در ۸۳، پیروزی در لیگ ایتالیا با ناپولی در ۸۷ و ۹۰، فتح جام یوفا با ناپولی در ۹۰، فتح جام جهانی ۸۶ با تیم ملی آرژانتین و نایب قهرمانی جام‌جهانی ۹۰ با همین تیم.
▪ افتخارات انفرادی: مرد سال فوتبال آمریکای جنوبی در ۷۹، ۸۰، ۸۶، ۸۹، ۹۰ و ۹۲ انتخاب شده به عنوان برترین بازیکن جام‌جهانی ۱۹۸۶ و گزینش شده به عنوان بهترین بازیکن تاریخ به طور مشترک با په‌له برزیلی توسط فیفا در سال ۲۰۰۰.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 22:53  توسط سهیل مارادونا  | 

بیوگرافی کشور آرژانتین

 

  پرونده:Coat of arms of Argentina.svg

نشانه ملی آرژانتین

شعار ملی : در اتحاد و آزادی En unión y libertad 

پرچم کشور آرژانتین

آرژانتین کشوری است در آمریکای جنوبی. پایتخت آن بوئنوس آیرس است.

بزرگترین شهر : بوئنوس آیرس

زبان رسمی  : اسپانیایی

نوع حکومت : جمهوری فدرال

رئیس جمهور : کرستینا فرناندز

معاون رئیس جمهور : خولیو کوبوس

آرژانتین از لحاظ وسعت دومین کشور آمریکای جنوبی و در فهرست وسعت کشورها هشتم در جهان است. آرژانتین وسعتی به مساحت ۲۷۹۱۸۱۰ کیلومتر مربع از این قاره را اشغال کرده که بین آند (رشته کوه) در غرب و اقیانوس اطلس جنوبی در شرق و جنوب واقع شده‌است. این کشور از شمال با پاراگوئه و بولیوی، از شمال شرق با برزیل و اروگوئه، و از جنوب و غرب با شیلی مرز مشترک دارد. این کشور مدعی مالکیت محدوده‌های جزایر فالکلند (به اسپانیایی: جزایر مالویناس) و جزایر جورجیای جنوبی و ساندویچ جنوبی می‌باشد. تحت عنوان جنوبگان آرژانتین، این کشور مدعی حاکمیت ² ۹۶۹۴۶۴ مایل مربع(۳۷۴۳۱۲ کیلومتر مربع)از قاره جنوبگان (قطب جنوب) است، که ادعاهای دیگری نیز درباره آنها از سوی شیلی و بریتانیای کبیر مطرح شده‌است.

این کشور بطور رسمی جمهوری آرژانتین نامیده می‌شود (به اسپانیایی: República Argentina). برای برخی موارد قانونی Nación Argentina (کشور آرژانتین) نیز بکار می‌رود.

اسپانیایی‌های مهاجم در سال ۱۵۱۶ میلادی وارد آرژانتین شدند. آنان که در جست و جوی گنج بودند، این سرزمین را آرژانتین نامیدند که از واژه argentum به معنای نقره یافته شده در برخی از نقاط آن گرفته شده‌است.

در میان کشورهای آمریکای لاتین، آرژانتین طی سدهٔ بیستم بیشترین تعداد مهاجران را از آمریکای لاتین به‌خود دیده‌است. در سال ۲۰۰۱ آرژانتین ۱ میلیون مهاجر آمریکای لاتینی داشت که ۳۲ درصد آن از پاراگوئه بودند. آرژانتین، میزبان بزرگ‌ترین جامعه یهودیان در آمریکای لاتین است

کشف و استعمار آرژانتین در اوایل سده شانزدهم از سوی اسپانیاییها آغاز شد. مهم‌ترین کاشفان اروپایی آرژانتین عبارت‌اند از: آمریگو وسپوچی (۱۵۰۲.م)_ خواندیاز دوسولی (۱۵۱۶.م)_ فردیناند ماژلان(۱۵۲۰.م).

در سال ۱۷۷۶.م سرزمین ریودولاپلاتا شامل آرژانتین_بولیوی_پاراگوئه و اوروگوئه به مرکزیت بوئنوس آیرس تحت ریاست نایب اللسلطنه اسپانیا تشکیل یافت تا اینکه در سال ۱۸۱۶.م بوئنوس آیرس و سرزمینهای مجاور آن بنام ایالات متحده لاپلاتا، پس از ۳۰۰ سال، استقلال یافت.

مرز آرژانتین تقریبا از شمال تا جنوب ۳۷۰۰ کیلومتر، و از شرق تا غرب ۱۴۰۰ کیلومتر می‌باشد. این کشور را می‌توان تقریبا به چهار قسمت تقسیم نمود: دشتهای حاصلحیز پامپا در مرکز کشور، قسمت کشاورزی در فلات، جلگه غنی از نفت پاتاگونیا در نیمه جنوبی پایین ایالت تییرا دل فیوگو؛ فلاتهای نیمه گرمسیری گرانچاکو در شمال، و رشته کوه‌های پرپیچ و خم آند در امتداد مرز غربی با شیلی.

بلندترین نقطه از سطح دریا در آرژانتین در ایالت مندوزا قرار دارد. کوه آکنکاگوا، در ارتفاع ۶۹۶ متر از سطح دریا، مرتفع ترین کوه کشورهای آمریکایی، در نیمکره جنوبی می‌باشد، و پست ترین نقطه در لاگونا دلکاربیون در ایالت سانتاکروز با ارتفاع ۱۰۵- متر (۳۴۴- فوت) زیر سطح دریا است. این نقطه همچنین پست ترین نقطه بر روی قاره آمریکای جنوبی می‌باشد. مرکز جغرافیایی کشور در بخش مرکزی جنوب لاپالما واقع شده‌است.

نکات خواندنی درباره آرژانتین

  • آرژانتین اولین کشور ملی مستقل در نیمکره جنوبی بوده‌است.
  • دانشگاه ناسیونال کوردوبا دومین دانشگاه پرسابقه در آمریکای جنوبی است.
  • پنج نفر آرژانتینی مختلف جایزه نوبل را (در رشته‌های شیمی، پزشکی و صلح) برده‌اند.
  • شهر لاپلاتا اولین شهردر آمریکای لاتین بوده که صاحب روشنایی‌های برق در خیابانهای خود شده‌است.
  • تراموا در این شهر، اولین مترو احداث شده در نیمکره جنوبی بوده‌است.
  • شهر مندوزا یکی از ۸ مرکز اصلی تولید شراب در دنیا است.
  • آرژانتین بیشترین مصرف گوشت قرمز را در دنیا دارد.
  • اولین شخص متولد شده در قاره جنوبگان امیلیو پالما، در پایگاه اسپرانزا، یک شهروند آرژانتینی بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 22:10  توسط سهیل مارادونا  |